تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

فلر، flare یک سیستم دفاعی در هواپیماهای جنگی ست که برای گمراه کردن موشک های مهاجم استفاده می شود. موشک های مهاجم با استفاده از سنسورهای حرارتی که دار ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Flare فلر، یک سیستم دفاعی در هواپیماهای جنگی ست که برای گمراه کردن موشک های مهاجم استفاده می شود. موشک های مهاجم با استفاده از سنسورهای حرارتی که دار ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جمعِ "درنده" از مصدرِ " دریدن"

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ملت: به جمعی از مردم گفته می شود که در محدوده ی مشخص جغرافیایی به نام " کشور" و تحت حاکمیت سیاسی مشخص "دولت" زندگی می کنند و روابط آنها بر اساس قوانی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زنبور خوار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

چُغول، در گویش مردم شاهرود به معنی گنجشک بکار می رود.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

مُقُر آمدن، "م" و "ق" با آوای پیش اعتراف کردن، گردن گرفتن، پذیرفتنِ عمل یا موضوعی که قبلا انکار می شده و یا مورد تائید نبوده است. گویشِ محلی مردم ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مُقُر آمدن، گردن گرفتن، پذیرفتن موضوع یا عملی که قبلا مورد تائید نبوده و یا اِنکار می شده است.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوشوم کوش؟ در گویش مردم شاهرود یعنی کفشِ من کجاست؟

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گُرده تلو، گِرده تلو گویش مردم شاهرود. به معنی شکر تیغال، شکر تیار، خار شکر گیاهی ست چند ساله که گل هایش به شکل گلوله های خار دار و اکثرا آبی رنگ در ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دِدِر وِدِر ، به کسرِ "د" و "و" و سکونِ "ر" به معنی پاره پوره، از هم گسیخته، از هم دریده. گویش مردم شاهرود.

پیشنهاد
٠

شکر تیغال، خار شکر گرده تلو، گویش مردم شاهرود

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بنیمه مانده" یا "به نیمه مانده" به وسیله یا چیزی اطلاق می شود که زودتر از زمانِ مورد انتظار، و تقریبا در نیمه ی عمرِ معمول خود، از بهره وری و انتف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاچِگی "چ" با آوای زیر در گویش مردم شاهرود به معنای وراجی، سخن بیهوده گفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش مردم شاهرود به معنای ناکس، حقه باز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قُلَّر "ق" با آوای پیش و "ل" مشدد و با آوای زبر. در گویش مردم شاهرود به معنای قُلدُر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چِشتِه خورده "چ" و "ت" با آوای زیر به معنای سودجو گویش مردم شاهرود.

پیشنهاد
٠

"خیزِ گربه تا پایِ کِلیندونِه" ضرب المثل ی محلی از گویشِ مردم شاهرود. کنایه از اینکه: کسی ادعای انجام کاری را دارد، اما فقط مرحله ابتدایی آن کار را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پوخه : "پ" با آوای پیش و "خ" با آوای زیر خس، خاشاک، علف ریز خشک، تفاله ریز مانند چای گویش مردم شاهرود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چای کرک ( Karak tea ) � یک نوع چای شیری ادویه دار است که منشاء آن کشور هند بوده و در کشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا محبوب است. �چای کرک از ترکیب چای س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کرک، Karak چای کرک ( Karak tea ) � یک نوع چای شیری ادویه دار است که منشاء آن کشور هند بوده و در کشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا بسیار محبوب است. �چای ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Harassment آزار و اذیت, قرار دادن یک فرد در معرض رفتار توهین آمیز و ناخواسته، زمانی که چنین رفتاری، ( ۱ ) شدید، مداوم یا فراگیر باشد. ( 2 ) هدف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افزایش دادن، مقابلِ کاستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افزایش دادن، مقابلِ کاستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

منفرج: دارای شکاف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"شو سیا، گو سیا" Show sia, gow sia شب سیاه، گاو سیاه به این معناست که: در فضای غیر شفاف، تشخیصِ حقیقت دشوار است. همان گونه که در شبِ تاریک، گاوِ س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دَوَنگ: davang، "د" و "و" با آوای زبر به معنای دروغ و دروغگو است. دُنگ: dong, "د" با آوای پیش به معنای سهم است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Cookie butter، یک خمیر غذایی است که عمدتاً از خرده های کوکی، چربی، آرد و شکر تهیه می شود. مواد با هم مخلوط می شوند تا روی ساندویچ قابل پخش شدن باشد. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام یکی از تِم های قابل انتخاب در اینستاگرام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"شُفُل" ، shofol "ش" و "ف" با آوای پیش. سوت، سوت زدن، مراجعه شود به " شُفُل انداختن" گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"شُفُل انداختن" "شُفُل" ، shofol "ش" و "ف" با آوای پیش. سوت، سوت زدن، سوت زدن با گذاشتنِ انگشتان شصت و اشاره در دهان و دمیدن بین آنها. گویش مردم ش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شانه سروو ، shaneh saroo هُد هُد گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شو کور ، show koor به معنی خفاش گویش مردم شاهرود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"کُلُخ پُز"، Kolokhpoz "ک" و " ل" و "پ" با آوای پیش. نوعی پختن سیب زمینی و چغندر، از طریق دفنِ آنها زیر کلوخ های داغ. گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"کِشتِه" "ک" و "ت" با آوای زیر. برگه ی زردآلو گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

"کِلاچانو" "ک" با آوای زیر. کلاغِ زاغی به رنگ سیاه و سفید با دم بلند. این پرنده شکارچیِ تخم ها و جوجه های سایر پرندگان و همچنین مهاجم به محصولات زرا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"کَلماس" ، kalmas "ک" با آوای زبر و "ل" با آوای سکون آفتاب پرست، مارمولک گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"بَلغاس"، balghas "ب" با آوای زبر و "ل" با آوای سکون قورباغه گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پِس شدن" "پ" با آوای زیر لوچ شدن گویش مردم شاهرود. آلوچه بُخوردُم، دستام پِس هابیه. آلوچه خوردم، دست هایم لوچ شده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"پِس" ، pes "پ" به آوای زیر لوچ، لوچ شدن گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"تِخ تِخانو" tekh tekhanu هر دو "ت" به آوای زیر قلقلک، قلقلک دادن گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درغاله ( مخفف دره غاله ) . راه بینِ دو کوه غاله: ( پسوند ) مزید مؤخر و علامت تصغیر می باشد. مانند داس غاله، جزغاله

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنجاره یا کنجاله باقیمانده ی کنجد یا سایر دانه های روغنی پس از آنکه روغن آن را گرفته باشند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"کِلیندون" "ک" با آوای زیر سیستمِ قفل های چوبی که در قدیم پشت درب نصب می کردند را "کُلون" می گفتند. بر روی دیوارِ مجاور درب، سوراخی تعبیه می شد که ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"کُلون" "ک" و "ل" با آوای پیش قفل های چوبی که در قدیم پشت درب نصب می کردند. کلید آنها نیز از چوب ساخته می شد. بر روی دیوارِ مجاورِ درب - معمولا س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" اِنگی" " ا" با آوای زیر و "ن" ساکن زنبور زرد رنگ که بزرگتر از زنبورهای معمول است. گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" غُطّو خوردن"، ghottow "غ" با آوای پیش و "ط" مشدد آبتنی کردن، غوطه ور شدن گویش مردم شاهرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" اَلِّتوک" الفبا آوای زبر، "ل" با آوای زیر و مشدد. کسی یا وسیله ای که درگیرِ مشکلات متعدد است. گویش مردم شاهرود. " دِگِه مِن اَلِّتوکُم " یعنی: م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دِشِلقیدن" "د" و "ش" با آوای زیر. پیچ خوردن پا و فرود آمدن گویش مردم شاهرود. اِز جو که بِپِریوم پام دِشِلقی. یعنی: از جوی که پریدم پایم پیچ خور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مادر، گویش مردم شاهرود. . هِمینکه مِن برفتُم زیرِ کرسی هِنِندانُم چِرِه باجی بِتِرسی به محض اینکه من زیر کرسی رفتم، نمی دانم که مادر برای چی ترسید.