پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
فشار مکش ( Suction Pressure ) : [اصطلاح اندازه گیری دقیق] برابر است با اختلاف فشار منفی ایجاد شده بین دو نقطه اندازه گیری که باعث می شود سیال ( گاز ی ...
تراز صفر Zero Balance : [اصطلاح اندازه گیری دقیق] بیانگر سیگنال خروجی یک ترانسدیوسر، هنگام تحریک آن و در شرایطی که هیچ باری به آن اعمال نشده می باشد ...
پل وتسون استرین گیج Wheatstone Bridge Strain Gauge : [اصطلاح اندازه گیری دقیق] پل وتسون استرین گیج Wheatstone Bridge Strain Gauge یک نوع مدار الکتریک ...
شش دانگ : [اصطلاح موسیقی ] اصطلاحی است در آواز خوانی به معنی اجرای کامل یک ردیف بین فاصله های " در آمد " تا " اوج " بدون تغییر اکتاو، یعنی این که خوا ...
سیم گیر : [اصطلاح موسیقی ] قطعه ی کوچک چوبی یا فلزی در سازها که یک سر ثابت سیم و یا تارهای ساز بدان بسته می شود.
سماع : [اصطلاح موسیقی ] واژه ی عربی است به معنی شنیدن و مربوط به خانقاه های صوفیان است که در آن جا به دست افشانی و پای کوبی و خواندن آوازهای عرفانی م ...
سرود : [اصطلاح موسیقی ]به معنی نغمه و آواز طرب انگیز که چند نفر با هم به یک آهنگ بخوانند و در زمان حاضر به نوعی موسیقی محرک حماسی گفته می شود.
سبابه : [اصطلاح موسیقی ] انگشت اول و پرده ی اول بر سازهای معمول موسیقی قدیم را می گفتند که انگشت بر روی پرده ی هم نام خود قرار می گرفته است.
سرایش : [اصطلاح موسیقی ] خواندن نت ها همراه با اسم و آهنگ و کشش های تعیین شده.
زائد [اصطلاح موسیقی ]:فاصله ی نیم پرده در موسیقی قدیم ایران را می گفته اند.
زخمه : [اصطلاح موسیقی ] نواختن ساز با سر انگشت یا هر وسیله ی دیگر را می گویند.
رود : [اصطلاح موسیقی ] سازی است قدیمی که نام آن در مکتب و اشعار قدمابسیار آمده و نیز به معنی تارهای ساز می باشد.
رود ساز : [اصطلاح موسیقی ]در موسیقی قدیم مطرب و سازنده را گفته اند.
رواشین : [اصطلاح موسیقی ] آهنگ های ضربی بی سخن در قدیم که هر کدام نامی ویژه داشته است . این واژه در عربی به صورت " رواسین" نیز به کار رفته است که مفر ...
راه زن ( ره زن ) : [اصطلاح موسیقی ]مطرب و سرودگو.
ذوالکل مرتین : [اصطلاح موسیقی ]فاصله ی پانزدهم یا " اکتاو " درست در موسیقی قدیم را گفته اند.
ذوالکل و الخمس : [اصطلاح موسیقی ] فاصله ی دوازدهم درست را در موسیقی قدیم گقته اند.
ذو الاربع: [اصطلاح موسیقی ]فاصله ی چهارم درست را در موسیقی قدیم گفته اند.
ذوالکل: [اصطلاح موسیقی ]فاصله ی اکتاو ( هشتم ) درست را در موسیقی قدیم گفته اند.
ذو الکل و الاربع : [اصطلاح موسیقی ] فاصله ی یازدهم درست را در موسیقی قدیم گفته اند.
ذوات النفخ : به سازهای بادی در موسیقی قدیم گفته می شده است.
ذوات الاوتار : [اصطلاح موسیقی ] به ساز های زهی ( سیم دار ) در موسیقی قدیم گفته می شده است .
دستک زن : [اصطلاح موسیقی ] مطرب سازنده سرود گوی و خواننده را می گفته اند.
دور: [اصطلاح موسیقی ] در موسیقی قدیم " گام " را می گفته اند.
دستان نشانی: [اصطلاح موسیقی ] پرده بندی ساز را در موسیقی قدیم می گفته اند.
دستان : [اصطلاح موسیقی ] پرده نهادن سر انگشتان بر دسته ی سازها می باشد و معنی دیگر آن آهنگ سخن دار و ترانه بوده است.
خنصر: [اصطلاح موسیقی ]انگشت چهارم و پرده ی چهارم بر سازهای معمول موسیقی قدیم که انگشت بر روی پرده ی هم نام خود قرار می گرفته است.
دخول : [اصطلاح موسیقی ]به معنی " مقدمه" و " درآمد" در بعضی از ردیف های موسیقی قدیم آمده است .
تک خوانی: [اصطلاح موسیقی ]به معنی اجرای موسیقی توسط یک خواننده است.
تک نوازی: [اصطلاح موسیقی ] به معنی اجرای موسیقی با یک ساز تنها است.
ترانه : [اصطلاح موسیقی ] در زبان فارسی بعد از اسلام عبارت است از دو بیتی های محلی به طور معمول یازده سیلابی ( بحر هزج ) که در بیشترشهرستان های ایران ...
تحریر: [اصطلاح موسیقی ] غلت و چهچهه را نیز گویند. حالتی است در آواز خوانی که بر روی سازها نیز تقلید می شود به صوتی که بین فواصل نزدیک و پی در پی اجرا ...
پل: [اصطلاح موسیقی ]قطعه چوب کوچکی که بین صفحات زیر و روی بعضی سازها قرارمی گیرد و فشار صفحه ی روی را متعادل می نماید . به شکل های استوانه و شانه یی ...
تار: [اصطلاح موسیقی ]سیم سازها را در قدیم می گفتند . هم چنین نام سازی است.
پرده: [اصطلاح موسیقی ] دستان، روده ی حیوان که در قدیم بر دسته ساز می بستند ولی امروزه از پرده هایی به نام " کات کود" یا نخ جراحی استفاده می کنند . مع ...
بنصر : [اصطلاح موسیقی ]انگشت سوم و پرده ی سوم برساز های موسیقی قدیم را می گفتند که انگشت بر روی پرده ی هم نام خود قرار می گرفته است.
بقیه : [اصطلاح موسیقی ] در موسیقی قدیم ایران به فاصله ی نیم پرده ی کوچک می گفتند که با علامت اختصار "ب " نشانه گذاری می شده است.
بُعدالاتفاق: [اصطلاح موسیقی ]در موسیقی قدیم به فاصله ی مطبوع و خوش آیند می گفتند.
بُعدالتنافر: [اصطلاح موسیقی ]در موسیقی قدیم به فاصله نامطبوع و ناخوشایند می گفتند.
بداهه نوازی :به معنای همان بداهه خوانی است فقط در مورد نوازنده ی ساز استفاده می شو د و به آن بدیهه نوازی هم می گویند.
بُعد: [اصطلاح موسیقی ]در موسیقی قدیم به فاصله گفته می شده است.
بداهه خوانی : [اصطلاح موسیقی ] از خصوصیات مهم موسیقی ایرانی است که در اجرای ردیف ها بیش تر به کار می رود و عبارت است از پروراندن ملودی و آهنگ با سلیق ...
باهار: [اصطلاح موسیقی ]نوعی از خوانندگی و گوینده گی در موسیقی قدیم که آن را "پهلوی " و " رامندی" هم می گویند.
ایقاع: [اصطلاح موسیقی ]در موسیقی قدیم به معنای وزن بوده است.
بال کبوتر: فرود کوچکی است که از سه" نت " تشکیل شده و در پایان برخی "گوشه " ها می آید و معمولاً حرکتی است که از درجه ی چهارم یک گوشه به درجه ی اول حرک ...
اغانی: [اصطلاح موسیقی ]جمع اَغنیه به معنی سرودها و آوازها در فرهنگ لغت به سازهای غیر بادی نیز اطلاق شده است.
اصطخاب: [اصطلاح موسیقی ] کوک ساز را در موسیقی قدیم می گفتند .
اتفاق: [اصطلاح موسیقی ]یکی از اصطلاح های موسیقی قدیم ایران به معنای مطبوع و خوش آیند است.
سونات: [اصطلاح موسیقی ] به قطعه موسیقایی گفته می شود که برای یک و یا گروه کوچکی از سازها نوشته می شود و در چند موومان اجرا می گردد. ( ( تنگ غروب به ...
جرعه بر خاک ریختن :رسمی بوده میان شراب خواران که به یاد دوست و یا دوستانی که در آن مجلس نبودند جرعه ای به خاک می ریختند و این نشانه یادآوری از آن شخص ...