پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
از میان بر گرفتن:از میان بر داشتن ( ( راه قدم پیش قدم در گرفت پرده خلقت زمیان برگرفت ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 184 . ...
پیش قدم در گرفت:قدم در پیش گرفت ، راهی شد ، روانه شد ( ( راه قدم پیش قدم در گرفت پرده خلقت زمیان برگرفت ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات ز ...
به همه حرف قلم در کشیدن :از همه چیز مجرد شدن ( ( چون به همه حرق قلم در کشید ز آستی عرش علم برکشید ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ...
دم جان شمردن:نفس کشیدن ، زنده بودن ، وجود داشتن. ( ( تا تن هستی دم جان می شمرد خواجه جان راه به تن می سپرد ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برا ...
راه کسی را داشتن:نگهبان راه کسی بودن ، منتظر کسی بودن . رهش داشتند : انتظار او را می کشیدند . ( ( پرده نشینان که رهش داشتند هودج او یکتنه بگذاشتند ...
ستر کواکب:کنایه از اسرار کواکب است . ( ( ستر کواکب قدمش میدرید سفت ملایک علمش می کشید ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 182 ...
شکر زخمه:تیری که به هدف می رسد به آن شکر زخمه گویند . ( ( چون ز کمان تیر شکر زخمه ریخت زهر ز بزغاله خوانش گریخت ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکت ...
زهره ی شب سنج:زهره ی شب سنجیده ، ستاره ی صبح ، کهدر پایان شب طلوع می کند . ( ( تا شب او را چه قدر قدر هست زهره شب سنج ترازو به دست ) ) ( شرح مخزن ...
سنبل تر:سنبل خوشبوی ، معطر ( ( خوشه کزو سنبل تر ساخته سنبله را بر اسد انداخته ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 179 . )
بلند آخور:صفت برای رخش ، اسبی که آخورش بلند است ، کنایه از بلندی قد و ارزشمندی اسب است. ( ( رخش بلند آخورش افکند پست غاشیه را بر کتف هر که هست ) ) ...
سر پیش داشتن:سر را به جلو آوردن ، کنایه از تعظیم و احترام. ( ( پایش ازان پایه که سر پیش داشت مرحله بر مرحله صد بیش داشت ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظ ...
خرخه در انداختن:کنایه از نشاط کردن ( ( مرغ پر انداخته یعنی ملک خرقه در انداخته یعنی فلک ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 17 ...
عنان تاب گشتن:عنان تافتن ، رو گردان شدن . ( ( دیده اغیار گران خواب گشت کو سبک از خواب عنان تاب گشت ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی ...
ملک نیمروز :خورشید ، کنایه از وجود حضرت رسول اکرم ( ص ) ( ( نیم شبان کان ملک نیمروز کرد روان مشعل گیتی فروز ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر بر ...
فتنه فرو کشتن :فتنه و آشوب را نشاندن ( ( فتنه فرو کشتن ازو دلپذیر فتنه شدن نیز برو ناگزیر ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص ...
پرگارترین:راست ترین ، درست ترین ( صفتی که از اسم ساخته شده ) ( ( نقطه روشن تر پرگار کن نکته پرگارترین سخن ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات ...
نقطه روشن تر پرگار: مرکز دایره ( ( نقطه روشن تر پرگار کن نکته پرگارترین سخن ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 174 . )
گنبد پیروزه خشت:کنایه از آسمان ، فلک ( ( بود درین گنبد فیروزه خشت تازه ترنجی زسرای بهشت ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 17 ...
بی سر و پای آمدن:نا ساخته و دست خالی پیش کسی رفتن. ( ( پیش تو گر بی سر و پای آمدیم هم به امید تو خدای آمدیم ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر بر ...
شهرود : [اصطلاح موسیقی ]شاهرود سازی بوده است مضرابی بسیار قدیمی که ساخت آن را به فارابی نسبت داده اند.
شوشک : [اصطلاح موسیقی ] در دیوان فرخی نام سازی در موسیقی قدیم ایران آمده است .
شیشاک : [اصطلاح موسیقی ] رباب چهارتار را می گفته اند.
طریق : [اصطلاح موسیقی ] به معنی راه و آهنگ است.
طنین : [اصطلاح موسیقی ] در موسیقی قدیم به معنای پرده ی بزرگ بوده است که باعلامت اختصاری " ط " نشانه گذاری شده است.
عبادت : [اصطلاح موسیقی ]یک نوع مثنوی در آواز بیات اصفهان بوده است.
عجب رود : [اصطلاح موسیقی ] عجب رود یکی از ساز های بادی در موسیقی قدیم ایران بوده است.
فرود : [اصطلاح موسیقی ] بازگشت از گوشه هایی که در درجات مختلف نواخته می شوند به مایه ی اصلی.
قلندر : [اصطلاح موسیقی ] نام تار معروف استاد " آقا علی اکبر فراهانی " بوده است.
قمیش [اصطلاح موسیقی ]: زبانه قطعه ی نی کوچک ساخته و پرداخته شده است که برای ایجاد صدای برخی از ساز های بادی و بر سر آن ساز ها قرار می گیرد.
کاسه : [اصطلاح موسیقی ] نقاره نواز و کاسه نواز .
کوک : [اصطلاح موسیقی ] سامان دادن تارهای ساز سیم های ساز را به مطبوعیت و خوش آیندی رساندن.
کمانه : [اصطلاح موسیقی ] آرشه ی ساز را گویند چوبی کمانی شکل که موی دم اسب بر آن می بندند و بعضی از سازهای زهی مانند کمانچه و قیچک را با آن می نوازند.
کلید : [اصطلاح موسیقی ] وسیله ای است برای کوک کردن بعضی از سازها مانند سنتور.
گوشی:وسیله ای است چوبی یا فلزی در سازها که یک سر سیم به آن بسته می شود و برای کوک کردن تارهای ساز به کار می رود.
گورگه : [اصطلاح موسیقی ] سازی است کوبه ای از آلات موسیقی نقاره خانه در قدیم.
لحن : [اصطلاح موسیقی ] آواز و آهنگ خوش نغمه.
مدگردی : [اصطلاح موسیقی ] به تغییر مقام و یا تغییر مایه گویند که در موسیقی غرب همان " مدو لاسیون " است .
مِزمَر : [اصطلاح موسیقی ] نوعی ساز بادی در قدیم.
موسیقار : [اصطلاح موسیقی ] موسیقار ، موسیقال نام سازی است از دسته سازهای بادی در قدیم.
مطلق : [اصطلاح موسیقی ] حالت دست باز سیم را در ساز های زهی گویند.
مطرب: [اصطلاح موسیقی ]خواننده و نوازنده در موسیقی قدیم ایران.
مضراب : [اصطلاح موسیقی ] ابزاری است که به وسیله ی آن بعضی از سازها را به صدا در می آوردند. در فارسی به آن: زخمه، سکافه، شکافه و سکافره نیز گفته اند.
مقام : [اصطلاح موسیقی ]به ترتیب قرار گرفتن فاصله های یک " گام " را گویند.
نت ایست : [اصطلاح موسیقی ] نتی است که معمولاً برای فرود موقت در گوشه هابه کار می رود .
نت متغیر : [اصطلاح موسیقی ] نتی است که فاصله اش به نسبت مایه ی اصلی تغییر می کند که در موسیقی ایرانی از این تغییر برای رفتن به گوشه های مختلف دستگاه ...
نزهت : [اصطلاح موسیقی ] یکی از ساز های موسیقی قدیم که مانند قانون وسنتور بوده است و اختراع آن را به " صفی الدین ارموی " نسبت داده اند.
نت شاهد : [اصطلاح موسیقی ] نتی است که در آوازها و گوشه ها بیشتر از سایر نت ها به صدا در می آید و شنیده می شود و در واقع محور اصلی آن آواز یا گوشه است ...
نرم و تیز : [اصطلاح موسیقی ] اصطلاحی در موسیقی قدیم ایران به معنی بم و زیر.
نوا: [اصطلاح موسیقی ]نغمه و آهنگ و نیز ناله را گویند. نام یکی از دستگاه های موسیقی ایران نیز می باشد.
وتر : [اصطلاح موسیقی ]سیم ساز را در موسیقی قدیم می گفتند .