پیشنهادهای رهگذر (١٣,٣٨٥)
موقعیت یا محیط گیج کننده، عجیب و غیرمنطقی
مشکل یا موقعیت پیچیده و دشوار
سن و سال پیداکردن پیرشدن
مُردن فروریختن
سریع و زود
باختن مشکل درست کردن اشتباه بزرگی کردن
پولی که راحت و سریع بدست آمده
اندازه بودن متناسب بودن سازگار بودن
نجیب و کاری بودن ( اصطلاح )
خود را تطبیق دادن به محیط جدید خو گرفتن با محیط جدید
پول زیادی برای زندگی کردن نداشتن تنها خرج خورد و خوراک داشتن دستش به دهانش نمی رسد
خسیس بودن
دزدی کردن
خساست
از دست دادن استعداد یا توانایی مواجهه یا برخورد با موضوعات مختلف
از پشت به کسی خنجرزدن به اعتماد کسی خیانت کردن
سربه هوا بودن تمرکز نداشتن
با کسی شوخی کردن سربه سر کسی گذاشتن
لقمه بزرگ تر از دهان خود برداشتن تلاش برای انجام کاری بسیار سخت
اکثریت
همسایه هم محله ای
از لحاظ احساسی خود را جمع و جورکردن کنترل احساسات خود را در دست گرفتن
بی ریا و اصیل بودن بیان بیش از حد آشکار بیش از حد روراست بودن
ساکت باش دهنتو ببند
مفهوم زیبایی برای هر شخصی متفاوت است.
رابطه ای نزدیک با کسی داشتن
نزدیک به هم بودن در یک سطح بودن
زودتر از بقیه کاری را شروع کردن
داری سر به سر من می گذاری داری سر کارم می ذاری
آدم حال گیر آدم ضدحال
از دل سختی ها فرصت بساز
چاپلوسی کردن پاچه خوری کردن
باور کردن حرف کسی
اینو خوب اومدی
رفیق قدیمی بچه محل
رفیق قدیمی بچه محل
رفیق قدیمی بچه محل
با کسی هم سفره شدن نان و نمک خوردن ( نشانه صمیمیت )
این مدت چه کار می کردی؟ چه خبرا چیکارا میکردی؟ چیکارا می کردی؟ مشغول چیا بودی؟
از هم پاشیدن ( احساسی یا فیزیکی ) دچار فروپاشی روانی شدن
از درکش خارجه
گیج شده حالش خوب نیست
چه کار احمقانه ای کردم!
باید خودم رو جمع وجور کنم
چقدر پول داری؟
برتری داشتن
دشوار بودن تصمیم گیری درباره چیزی یا کسی
وظیفه مشخصی را به کسی سپردن
با کسی مبارزه کردن
اولین بار چیزی را تجربه کردن