پیشنهادهای رهگذر (١٣,٣٨٥)
آشفته بی نظم ولی گاهی بامزه
شب زنده داری برای کار یا درس
سطحی کلیشه ای لوس
جمع بندی کردن تموم کردن
خیلی خسته و داغون خواب آلود
کسی رو قربانی کردن زیرآب کسی را زدن
بدون دعوت به مهمونی رفتن
وحشت زده یا خیلی هیجان زده شدن شوکه شدن پشم ریزون شدن
چشم دیدن کسی را نداشتن خیلی متنفر بودن
چرا نمیری پی کارت؟
من این حرفا سرم نمیشه واسه من دروغ سرهم نکن
در تنگنا قرار دادن در منگنه قرار دادن قبضه کردن
خواهش می کنم
آدم دم دمی مزاج
حوصله بازی کردن را ندارم
سرحال نیستم حوصله ندارم
نمای سربالا
نمای سرپایین
نمای بسیار درشت یا بسیار نزدیک اگر نما فقط بخشی از اندام یا چهره ( مثلا یک چشم یا دهان ) را نمایش دهد، آن را نمای بسیار درشت یا بسیار نزدیک می خوانیم.
تماشای فیلم و استراحت کردن
پایان سخن با تأکید
وای بر من! ابراز ناامیدی یا شرمساری
امکانات بی پایان
شکست کامل
در اولویت قرار دادن خود
جذاب و محبوب پس آوردن
کم اهمیت جلوه دادن وضعیت
جستجو کردن در اینترنت
وضعیت بد تحت تاثیر عوامل منفی
زندگی پر از شگفتی است
رابطه دوستانه بدون علاقه عاشقانه
افت کیفیت یا محبوبیت
جا/مکانی شلوغ یا بی نظم دور ریختن چیزی زباله دان آشغال دان
افسر پلیس
فردی با هویت جعلی
حرکت یا گفتار احمقانه/بی معنی
آه ( ابراز ناامیدی )
کارت تمام است
ناتوان بی استعداد
روی کره ی زمین
در هر حال در هر صورت تحت هر شرایطی
اگر اوضاع اقتصادی خوب باشد، همه ی مردم از آن سود می برند
در دردسرافتادن در موقعیت و شرایط سختی قرار گرفتن
باعث دردسر یا مشکلات شدن تغییرات بزرگ ایجاد کردن
احساس نامطمئنی یا کلافگی کردن
معروف شدن پیشرفت کردن ارتقا یافتن
رویا و آرزویی دست نیافتنی داشتن
بسیار خوشحال و ذوق زده بودن
فردی راستگو و خوب بودن
زیره به کرمان بردن