پیشنهادهای رهگذر (١٢,٨٩٤)
با کسی بد بودن رابطه بدی با کسی داشتن
در مورد چیزی مطلع بودن یا آشنا بودن
اطلاعات یا خبری را دریافت کردن ( درمورد دریافت نامه, تماس تلفنی و غیره )
سرِ پا نگه داشتن حفظ کردن نجات دادنِ چیزی از خراب شدن یا شکست خوردن
میذاری حرف بزنم ؟!
از قبل تمام کارها را جفت وجور کردن
دلخوشی من باش
اصلا نمی خواستم فلان کار رو انجام بدم هرگز قصد انجام فلان کار رو نداشتم
احمقانه رفتار کردن
حتی یه روزم نبوده
مسئله را پیچیده کردن اصل مطلب را مخدوش کردن
سرم خیلی شلوغه
واقعا گل کاشتی واقعا سنگ تموم گذاشتی
دست به کار شو برو تو کارش
دلم برات یه ذره شده
راحتم بذار
آدم مودی و دمدمی مزاج
افراد نیازمند
می گذره
هنوز نمیتونم باهاش کنار بیام
این قضیه داغونم کرد
قصد مزاحمت ندارم
سفت و سخت کردن
منظور را رساندن مفهوم را منتقل کردن
دستگیری رسمی کسی به عنوان متهم و شروع فرایند قانونی علیه او
نگه داشتن موقت برای بازجویی یا بررسی ( الزاما به معنی متهم بودن نیست )
حرفت پس بگیر
بیکار نیستم منتظر بمونم ( زود باش )
یالا حرف بزن!
احساسات خفه شده احساست سرکوب شده
سعی میکنم جبران کنم
فاسد قطع و وصل شدن ( اینترنت ) نامطمئن
در حال صحبت روی خط تلفن
قطع شدن تماس بطور ناخواسته
تهِ بدبختی
دارای تاب آوری زیاد پوست کلفت
آس و پاس کاملا بی پول
به زور زندگی رو گذروندن روز را شب کردن با کمترین امکانات دوام آوردن
چیزی را پیش خرید کردن
به قول خود عمل کردن سر حرف خود ماندن
( با انجام کاری ) ضرر کردن
کار ساده را سخت و پیچیده جلوه دادن بیخودی سخت گرفتن از کاه کوه ساختن
چم و خم چیزی را دانستن راه و چاه کاری را بلد بودن
افت کردن بدتر شدن
تمدید کردن دوباره فعال کردن ( برای چیزهایی که تموم شده یا روبه اتمام هستند )
تمدید کردن بدون شروع دوباره ( برای چیزها/کارهایی که هنوز ادامه دارند و میخوای زمانشون رو اضافه کنی )
اصل مطلب
منو زمین بذار از بغلت پایین بذار
اتاق دو تخت جدا
خیلی بی ادبی خیلی گستاخی