پیشنهادهای رهگذر (١٣,٣٨١)
مغزت را به کار بنداز
کارمون در اومد
خیلی باحالی
نوش جان
فکر میکنی عقل کلی؟!
کی به کیه؟!
خدا به دادش برسه
خیلی کند پیش میریم
اگه تو زحمت نمی افتی
به خاطر وجود تو آدم بهتری هستم
پشت دستم رو داغ کردم
تعریف از خود نباشه
سر و صدای زیاد برای مشکلی کوچک
هیچ شانسی ندارد
نمیتوانی صاحب همه چیز باشی
ریسک کردن
هر چیزی هر روشی همه چیز تمام راه از سیر تا پیاز
هستی هنوز؟
چی گفتید؟
میفهمی؟
نمونه ی کامل یا اصلی چیزی جوهره ی چیزی
جنبش ضدیت با رسمیت زدایی کلیسا
توهم شخصی که معتقد است خودش تبدیل به حیوان شده است
بلعیدن با سرعت زیاد
یک دسته کارت 9 تایی
یک مدل کفش یا پوتین رایج در سال 1950 که نوک تیز بوده است
حس ناراحتی و بیچارگی در ظاهر
خلاف جهت
فردی که اعتماد به نفس کاذب دارد
فردی که مدام در شلوغی راه می رود
فرد ضعیف یا بیمار که در مورد سلامتی اش خیلی نگران است
بقایای کم
موهای شکننده
دروغ بی معنی و کوچک
مراقبت عاشقانه از یک فرد
یک کلمه قدیمی اسکاتلندی به معنای دنبال کردن دختران
پول درآوردن از راه های مختلف
جوراب شلواری که معمولاً آن را با دامن می پوشند
دو جفت دستمال کاغذی
خلاصه کردن کلام
سمبل
وجود مخاط در بینی که با سرماخوردگی یا چیزهای دیگر ایجاد می شود
پریروز
حس بویایی قوی
سپری کردن زمان بدون هدف
مژدگانی دادن با صدای بلند
کمبود هیجان و نداشتن قصد و نیت
ترس از شکست
وابسته به صبحانه