پیشنهادهای رهگذر (١٣,٣٨٥)
نابود باد سرنگون باد
موضع گرفتن ایستادگی کردن اعلام صریح عقیده در برابر چیزی ( اغلب در مسائل اجتماعی، سیاسی، اخلاقی یا حقوقی )
ذوق کسی کور شدن
گوی سبقت را ربودن
قدیمی و منسوخ
این دیگه لازم نبود دلیلی نداشت اونطوری رفتار کنی
افتضاح آشفته بازار بی نهایت بی نظم و خراب
با من روراست باش باهام صادق باش
خونسردیت حفظ کن به اعصابت مسلط باش
تصمیم اشتباه گرفتن کار اشتباه کردن
بذار یه کم روش فکر کنم
خوشحالم که حضوری و رودررو می بینمتون
دیدار با شما باعث افتخاره ملاقات با شما افتخار بزرگیه
از آشنایی با شما بسیار خرسندم
حس خاکی بودن داشتن احساس تواضع و فروتنی داشتن
فراتر از انتظار بودن شوکه شدن
فراتر از انتظارم بود خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم شوکه شدم
کِل کشیدن
دف نوازی
از سر خود باز کردن پاس دادن به یکی دیگه دک کردن
تکبر و منیت را کنار بگذار
عاقبت نهایتا
سعی نکن از من سوءاستفاده کنی سعی نکن منو تحت فشار بذاری
پست فطرتِ کثافت
طرف داغونه بحران متحرکه فلانی خودش بحران سیاره ایه
ضایع شدن
معلوم نیست چی میشه
داری توهم میزنی ؟! چی میزنی؟! چی زدی؟! رد دادی؟!
افزایش تدریجی و پیوسته ( همراه با شدت گرفتن فشار، تنش با سختگیری )
ولنتاین دخترونه
کم کم داره خوابم می بره
فازت چیه؟
نوبت دیگران را گرفتن جلو زدن از کسی در صف
به زور تکون میخوره به سختی حرکت می کنه
نوبتم را از دست دادم
چقدر باید منتظر بمونم؟
در صف منتظر ماندن
پایبندی به اصول از روی اصول اخلاقی
مشخصات توافق شده
بزرگش نکن بیش از حد بزرگش نکن
تاریخ مصرف گذشته
مراسم تدفین
به کسی حقوق معوقه بدهکار بودن
کسی را بازداشت کردن
همکاری در ارتکاب جرم
برای اثبات بی گناهی ات، مدرک یا شاهد داری؟
دلم ریخت!
جونش رو به خطر انداخت
ناملایمات
به روز بودن در جریان امور بودن اطلاع داشتن از اخبار و اتفاقات