پیشنهادهای رهگذر (١٣,٣٨٥)
سعی میکنی منو شیفته خودت کنی ؟
محاله که ببخشمت
از پس کار برآمدن کار رو درآوردن
نمی تونم بی خیالش بشم
گردن کسی انداختن تقصیر را گردن کسی انداختن
قولنجمو بشکون
مشکلت با من چیه؟
معمولیه جذابیت نداره خسته کننده ست
هنوز رو غلتک نیفتادم راه نیفتادم رو دور نیفتادم جا نیفتادم
سفت و سخت پای موضع خود ماندن
میدونستم همین میشه فکرش رو میکردم
گفتم برای دفعات بعد بدونی
به همه فرصت اظهارنظر دادن
همه طرف ها ( ذینفعان ) پای میز مذاکره آوردن
داغ دیده عزادار غم زده
بگو مگو جروبحث
این دست اون دست کردن معطل کردن
زندگی تکراری و خسته کننده
بوی دوز و کلک میاد
رهگیر دفاعی
نقطه زن
از صحنه به در کردن
هیئت بلندپایه هیئت عالی رتبه
بلاتکلیفم
از بلاتکلیفی نجاتم بده از فلاکت و بدبختی نجاتم بده
به لحاظ ذهنی فرساینده
تحمل کردن سختی های چیزی
اولین تجربه از کاری دشوار
از تعادل خارج شدن
بی ملاحظگیِ من بود بی ملاحظگی از من بود
احمقِ عوضی
به جرم ضرب و شتم زندانی شد بخاطر ضرب و جرح افتاد زندان
جنگنده
معلوم هست کجایی؟! چرا کم پیدایی ؟!
فکر نمی کردم تو رو اینجا ببینم
زیر قولش زد
ترویج محصول ترقی دادن محصول ترفیع محصول
به اشتراک گذاری عملکرد یا مزایای چیزی
موفق شدن حصول نتیجه مطلوب نتیجه دادن زحمت ها
یک دلار کم دارم
یکی از یکی قشنگ تر یکی از دیگری خوشگل تر
رفع تحریم ها برداشتن تحریم ها لغو تحریم ها
کنار آمدن با سوگ از دست دادن کنار آمدن با داغ از دست دادن کنار آمدن با غم از دست دادن
کم کم داره گرسنم میشه
زمین خوردم افتادم
زمین خوردن افتادن
نمیتونم بیکار بشینم
اثر جانبی
چرخش داستان