اسم
🔸 معادل فارسی:
• جر و بحث / داد و فریاد
• مشاجره ی بی نتیجه یا لفظی ( اغلب درباره ی موضوعات بی اهمیت )
• سروصدا و هیاهو ( معمولاً بدون نتیجه ی عملی )
🔸 مثال ها:
I’m not interested in all this argy - bargy; let’s just make a decision.
... [مشاهده متن کامل]
من به این جر و بحث های بی نتیجه علاقه ای ندارم؛ بیایید فقط یک تصمیم بگیریم.
The meeting was full of argy - bargy and nothing was achieved.
جلسه پر از سروصدا و مشاجره های بی نتیجه بود و هیچ کاری پیش نرفت.
Stop the argy - bargy and get back to work.
این جر و بحث های بی فایده را متوقف کنید و برگردید به کار.
They had a bit of argy - bargy over who would pay the bill.
آنها سر اینکه چه کسی صورتحساب را پرداخت کند، یک مشاجره ی کوچک داشتند.
🔸 معادل فارسی:
• جر و بحث / داد و فریاد
• مشاجره ی بی نتیجه یا لفظی ( اغلب درباره ی موضوعات بی اهمیت )
• سروصدا و هیاهو ( معمولاً بدون نتیجه ی عملی )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
من به این جر و بحث های بی نتیجه علاقه ای ندارم؛ بیایید فقط یک تصمیم بگیریم.
جلسه پر از سروصدا و مشاجره های بی نتیجه بود و هیچ کاری پیش نرفت.
این جر و بحث های بی فایده را متوقف کنید و برگردید به کار.
آنها سر اینکه چه کسی صورتحساب را پرداخت کند، یک مشاجره ی کوچک داشتند.
بگو مگو
جروبحث
جروبحث
جر و بحث و جدل داشتن.