پیشنهادهای محسن خادمی (٦,٩٢٣)
قتل
بی ثبات، ناپایدار
همسر، زوج
شغل، حرفه
رد کردن
بزهکار، متخلف
تصدیق کردن، قدردانی کردن، اعتراف کردن
نگهبان
عدالت، انصاف
گیج کردن، گمراه کردن
1 - آرام کردن، تسکین دادن 2 - عزل کردن ( تودیع )
انتقال دادن، رساندن
مزیت، شایستگی، لیاقت
مسیر انحرافی، جاده فرعی، مسیر موقت
معضل، دو راهی
پیش بینی کردن، انتظار داشتن
تایید و راستی آزمایی
خسته، کسل
تمنا، دادخواست، تقاضا
تصادف کردن، تصادم کردن
با وَلَع خوردن، بلعیدن
پیشرفت کردن، موفق شدن
زندانی، اسیر
ظریف، شکننده، شکستنی
نیرو، قدرت
نابود کردن
مقاوم، سرسخت
کمین
حقه باز، حیله گر
نمایان شدن، پدیدار شدن
مردد بودن
ترس، وحشت
مناسب، در خور
ممنوع کردن، منع کردن
مقدار کم
حساب کردن، محاسبه کردن
جذب کردن
نتیجه، محصول
نگران، دلواپس
فراوان، زیاد
روغن کاری کردن
مقرون به صرفه، اقتصادی
مبتکر، ماهر
پرت و پلا گفتن، هذیان گفتن
بی دقت
هولناک، وحشتناک
چابک
نگاه سریع و مختصر
سوگنامه، تراژدی، اتفاق ناگوار
انتخاب کردن، برگزیدن