پیشنهادهای جدیری (٤٩١)
گور خر یا قور خر؟؟ در فارسی قاف نیست . مجبورند به قاف بگویند گاف مثل قوقوش ( پرنده قو در تورکی ) که در فارسی می شه گوگوش قور ( جرقه آتش در تورکی ) در ...
خسرق ( خاس راق ) روستایی در اسکو آذربایجانشرقی، حرف قاف در زبان فارسی نیست. اسم مکان ها و اسم خیلی از روستاهای ایران آخرش قاف دارد. این اسم مکان ها ...
خسرق ( خاس راق ) حرف قاف در زبان فارسی نیست. اسم مکان ها و اسم خیلی از روستاهای ایران آخرش قاف دارد. این اسم مکان ها تورکی است. مثل، کلوانق، نودوزق، ...
عوض کردن نامهای تورکی بصورت عجمی و ناشیانه در زمان رضا پالانی و پسرش صورت گرفته است. مثلا جای موصوف و صفت در زبان تورکی و فارسی برعکس است. مثلا گوزل ...
قابلی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= او ...
قابلی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= او ...
روستای ریگان در کرمان، هنوز برای این روستا ، معنایی ننوشته اند. شاید ریگان رئیس جمهوری سابق امریکا، مالک این روستاست😁 ریگان ( ایری گان ) گان مثل هرم ...
روستای ریگان در کرمان، هنوز برای این روستا ، معنایی ننوشته اند. شاید ریگان رئیس جمهوری سابق امریکا، مالک این روستاست😁 ریگان ( ایری گان ) گان مثل هرم ...
چوست= باشماق= ایاق قابی= کفش باشماق ( کفش ) ، قیماق ( سر شیر ) ، مایماق ( فرد کودن ) . . . با اینکه مصدر نیست. ولی آخرشان ماق دارد
سالیوان ( سالی وان ) سالی از فعل ساللاماق، سالماق وان مثل وان ترکیه ، لیقوان، کندوان، مریوان، تایوان، سئچوان ( چین ) ، ایروان ( ایری وان ) = باغ بزرگ ...
دوققوزونجو درس تورک دیلینی عرب الیفباسیندا یازاندا تشدید ( � ّ ) علامتی قویولمور یعنی ایکی سس سیز ، سس ( حرف ) ایکیسیده یازیلیر عینی لاتین الیفباس ...
دوققوزونجو درس تورک دیلینی عرب الیفباسیندا یازاندا تشدید ( � ّ ) علامتی قویولمور یعنی ایکی سس سیز ، سس ( حرف ) ایکیسیده یازیلیر عینی لاتین الیفباس ...
دوققوزونجو درس تورک دیلینی عرب الیفباسیندا یازاندا تشدید ( � ّ ) علامتی قویولمور یعنی ایکی سس سیز ، سس ( حرف ) ایکیسیده یازیلیر عینی لاتین الیفباس ...
خشن درق ، سرین درق، شوردرق، درین درق، . . . به نظر می رسد. شکل درست دره در زمانهای قدیم درق بوده است. شاید.
قل در عربی یعنی بگو. در تورکی قل یعنی بازو قال در عربی یعنی گفت. در تورکی قال یعنی بمان ( همان قضیه قال گذاشتن ) غلام در عربی یعنی برده جنسی ( به خا ...
قل در عربی یعنی بگو. در تورکی قل یعنی بازو قال در عربی یعنی گفت. در تورکی قال یعنی بمان ( همان قضیه قال گذاشتن ) غلام در عربی یعنی برده جنسی ( به خا ...
قل در عربی یعنی بگو. در تورکی قل یعنی بازو قال در عربی یعنی گفت. در تورکی قال یعنی بمان ( همان قضیه قال گذاشتن ) غلام در عربی یعنی برده جنسی ( به خا ...
قل در عربی یعنی بگو. در تورکی قل یعنی بازو قال در عربی یعنی گفت. در تورکی قال یعنی بمان ( همان قضیه قال گذاشتن ) غلام در عربی یعنی برده جنسی ( به خا ...
در یک سکه طلای سال ۱۳۰۴ شمسی عکس رضا پالانی و کلمه جلوش را دیدم. جلوش یعنی چه؟
سقلمه: چون این کلمه قاف دارد. قاف در فارسی وجود ندارد. آخر سقلمه ، مه دارد. مثل سورتمه، سورمه، دلمه . گزمه. و. . . . . . و تورکی است. بنابراین سقلم ...
ازجلو ( ازج لو ) = ازج لو علامت لو. و. لی . علامت نسبیت در زبان تورکی است. لو مثل قره قویونلو، آغ قویونلو، آیدینلو، اینانلو، آجرلو، رجب لو، زعفرانلو ...
الدورم ( می کشم ) بولدورم ( تکه تکه ات می کنم ) تلفظ اولدورم بولدوروم برای غیر تورکها امکان ناپذیر و غیر ممکن است.
الدوروم از فعل اولدورماق ( کشتن ) بولدورم از فعل بولماق ( تکه تکه کردن ) الدورم بولدورم ( می کشم و تکه تکه ات می کنم.
یه مه می سن غاز آتی نی، بیل مه می سن لذتی نی چون در زبان فارسی غین و قاف نیست. غاز با تلفظ قاز یک کلمه تورکی است.
غمزه اسم تورکی است. و کسی که غمزه دارد. می گوییم غمزه لی و در نوشتن باید دقت کنیم ننویسیم غمزعلی
کانسیلر ( کان سیلر ) =پاک کننده رنگ سیلر ( پاک می کند ) سیلر از فعل سیل ماق ( پاک کردن )
گنجعلی؟؟ یا گنجه لی؟؟ گنجه لی یعنی کسی که اهل گنجه آذربایجان است. مثل نظامی گنجوی لی. و. لو علامت نسبیت در زبان تورکی است. مثل قره قویونلو، آغ قویونل ...
گنجعلی؟؟ یا گنجه لی؟؟ گنجه لی یعنی کسی که اهل گنجه آذربایجان است. مثل نظامی گنجوی لی. و. لو علامت نسبیت در زبان تورکی است. مثل قره قویونلو، آغ قویونل ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
ریواس درر تورکی آذربایجان اوش قون ، و در بعضی جاها بنام قوش قونماز نامیده می شود.
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
کهلیک اوتی ، گیاهی خوشبو که برگهای خشک شده اش را در دوغ می ریزیم. کهلیک= کبک اوت= اوت علف و گیاه
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
گشادالیق ( زمانی که انسان در آسایش فکری است. و در روزهایی که محرم و صفر و عزاداری نیست . و در آن روزها، آسایش فکری داریم. و می توانیم مهمانی یا جشنی ...
سلام . بویمادرن، بوی مادرن، بوی مادران، بو مادران. . . و سپس ساختن داستان خیالی، غافل از آنکه تمام گلها بوی مادر می دهد.
. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...
. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...
غمزه ( عشوه و ناز ) غمزه لی ( کسی که دارای غمزه و عشوه هست ) بجای غمزه لی نباید بنویسیم غمزعلی
. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...
. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...
. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...