تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یه مه می سن ، غاز اتینی، بیلمه میسن، لذتینی. معمولا افراد ثروتمند گوشت غاز را می خورند. چندیر و میندیر و شیندیر غاز را به افراد فقیر می دهند. که این ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

تلخه رود = آجی چای. زردکوه= ساری داغ. سفید رود= آغ چای سیاه رود= قره چای. رضاخان به همراه نیم پهلوی، اسم مکان های تورکی را به فارسی ترجمه تحت الف ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گازوری؟؟ یا قازوری؟؟. چون در زبان فارسی ، حرف قاف نیست. به خاطر آن مجبورند. که به قازوری تورکی بگویند . گازوری. مثل گوگوش که به قوقوش ( پرنده قو در ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گازری؟؟ یاقازری؟؟ چون در فارسی قاف نیست. مجبورند. به قازری تورکی بگویند گازوری. مثل قوقوش ( پرنده قو در تورکی ) می گویند. گوگوش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اگر کلمه ایی با حروف مخصوص عربی ( ح، ع، ث، ص، ض، ذ، ط ، ظ ) نوشته شده است. ولی کلمه عربی نباشد. یقینا آن کلمه تورکی است. مثل اصلان ) اسلان شیر جنگل ) ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اربیل ( ار بیل ) ار= قهرمان، ار مثل ارطغرل، اردهال، ارسلان بیل مثل، اردبیل، شورابیل، چرنوبیل، آندبیل، بیله وردی، بیله سوار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

١٤٠٠/٠٥/٠٤"کشمکش" از فعل ترکی kechmek ( کِچمَک ) به معنی عبور کردن ، گذشتن ، رد شدن و رفتن گرفته شده است و از ترکیب شکل امری منفی kechme ( کچمه ) و ش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دلیک یارقان، با تلفظ درستش دالیک ( دال=شاخه، دالیک= درختانی با شاخه زیاد ) می باشد دالیک یار قان ( قان = باغ ) ) ، قانالیق= باغ انگور ) قان مثل ورزق ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان فارسی حرف قاف نیست. هر کلمه ایی قاف دارد. یا تورکی است. یا عربی دوقلو ( دوغلو، زایمان همزمان ( تورکی است. ) @

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

عنقا؟؟ یا اون قا؟؟ اونقا تورکی است. و عربی نیست. پس نباید با عین نوشته شود.

پیشنهاد
٠

فکر می کنم. نام فامیلی عمو پورنگ قره ضیایی الدین است. بعدا کرده اند. فر ضیایی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

آشتیان ( آش تیان ) باشتیان ( باش تیان ) داشتیان ( داش تیان ) . . نه تاس قالدی نه تیان ( ضرب الامثل معروف تورکی ) . . . تیان دیگ بزرگ آش است. که در کل ...

پیشنهاد
١

روستای ریگان در کرمان، هنوز برای این روستا ، معنایی ننوشته اند. شاید ریگان رئیس جمهوری سابق امریکا، مالک این روستاست😁 ریگان ( ایری گان ) گان مثل هرم ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوققوزونجو درس تورک دیلینی عرب الیفباسیندا یازاندا تشدید ( � ّ ) علامتی قویولمور یعنی ایکی سس سیز ، سس ( حرف ) ایکیسیده یازیلیر عینی لاتین الیفباس ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قل در عربی یعنی بگو. در تورکی قل یعنی بازو قال در عربی یعنی گفت. در تورکی قال یعنی بمان ( همان قضیه قال گذاشتن ) غلام در عربی یعنی برده جنسی ( به خا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قل در عربی یعنی بگو. در تورکی قل یعنی بازو قال در عربی یعنی گفت. در تورکی قال یعنی بمان ( همان قضیه قال گذاشتن ) غلام در عربی یعنی برده جنسی ( به خا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قل در عربی یعنی بگو. در تورکی قل یعنی بازو قال در عربی یعنی گفت. در تورکی قال یعنی بمان ( همان قضیه قال گذاشتن ) غلام در عربی یعنی برده جنسی ( به خا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قل در عربی یعنی بگو. در تورکی قل یعنی بازو قال در عربی یعنی گفت. در تورکی قال یعنی بمان ( همان قضیه قال گذاشتن ) غلام در عربی یعنی برده جنسی ( به خا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

سقلمه: چون این کلمه قاف دارد. قاف در فارسی وجود ندارد. آخر سقلمه ، مه دارد. مثل سورتمه، سورمه، دلمه . گزمه. و. . . . . . و تورکی است. بنابراین سقلم ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ازجلو ( ازج لو ) = ازج لو علامت لو. و. لی . علامت نسبیت در زبان تورکی است. لو مثل قره قویونلو، آغ قویونلو، آیدینلو، اینانلو، آجرلو، رجب لو، زعفرانلو ...

پیشنهاد
١

الدوروم از فعل اولدورماق ( کشتن ) بولدورم از فعل بولماق ( تکه تکه کردن ) الدورم بولدورم ( می کشم و تکه تکه ات می کنم.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
-٦

یه مه می سن غاز آتی نی، بیل مه می سن لذتی نی چون در زبان فارسی غین و قاف نیست. غاز با تلفظ قاز یک کلمه تورکی است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
-١

کانسیلر ( کان سیلر ) =پاک کننده رنگ سیلر ( پاک می کند ) سیلر از فعل سیل ماق ( پاک کردن )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گنجعلی؟؟ یا گنجه لی؟؟ گنجه لی یعنی کسی که اهل گنجه آذربایجان است. مثل نظامی گنجوی لی. و. لو علامت نسبیت در زبان تورکی است. مثل قره قویونلو، آغ قویونل ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گنجعلی؟؟ یا گنجه لی؟؟ گنجه لی یعنی کسی که اهل گنجه آذربایجان است. مثل نظامی گنجوی لی. و. لو علامت نسبیت در زبان تورکی است. مثل قره قویونلو، آغ قویونل ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

ریواس درر تورکی آذربایجان اوش قون ، و در بعضی جاها بنام قوش قونماز نامیده می شود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...

پیشنهاد
٠

کهلیک اوتی ، گیاهی خوشبو که برگهای خشک شده اش را در دوغ می ریزیم. کهلیک= کبک اوت= اوت علف و گیاه

پیشنهاد
٠

قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
-١٠

قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلام . بویمادرن، بوی مادرن، بوی مادران، بو مادران. . . و سپس ساختن داستان خیالی، غافل از آنکه تمام گلها بوی مادر می دهد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غمزه ( عشوه و ناز ) غمزه لی ( کسی که دارای غمزه و عشوه هست ) بجای غمزه لی نباید بنویسیم غمزعلی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
-١

. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

گیلاندوز ( گی لان دوز ) گی مثل گیسو، گیسوم، گیاه لان، مثل مارآلان ، ساوالان، میلان، جیلان دوز ( حرف راست، زمین های هموار ) مثل باراندوز، اصلاندوز، گو ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
-١

مارآلان ( مار آلان ) = مار، هامار= هموار آلان= مکان===== مارآلان= زمین های هموار و صاف، مکان صاف و هموار مثل دشت تبریز گیلان ( گی لان ) ، سهلان، ایسف ...

١