غال گذاشتن

لغت نامه دهخدا

غال گذاشتن. [ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) کسی را غال گذاشتن ، در تداول عامه ، به منتظر گذاشتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) غال گذاشتن کسی را . وی را به وعده خلاف منتظر گذاشتن .

پیشنهاد کاربران

قل در عربی یعنی بگو. در تورکی قل یعنی بازو
قال در عربی یعنی گفت. در تورکی قال یعنی بمان ( همان قضیه قال گذاشتن )
غلام در عربی یعنی برده جنسی ( به خاطر آن هیچ عربی اسمش غلام، نیست ) . در تورکی بخاطر اینکه
...
[مشاهده متن کامل]

غین اول کلمه قاف تلفظ می شود. این غلام عربی قلام تلفظ شده و با کلمه قولام تورکی عوضی می افتد.
قولام تورکی در واقع از فعل قول لوق ائله ماق ( پذیرایی کردن از مهمان ها در جشن ها و مراسم است )
قول در تورکی یعنی بنده، بنده خدا، مثلا در جمله ی بیر الله قولی یوخدی منه کمک ائله یه ( یعنی یه بنده خدایی نیست. که به من کمک کند؟ )
با این توضیحات ما تورکها اسم بچه هایمان را قولام ( بنده ام، بنده ی خدا هستم ) ، قولام حسین ( غلامحسین، نوکر و بنده ی حضرت حسینم ) ، قول آم علی ( غلامعلی، بنده و نوکر علی هستم ) . می گذاریم. و چون فارسها فکر می کنند. که این غلام ( عربی ) با آن قول آم ( تورکی ) یکی است. تعجب می کنند.

قال گذاشتن از فعل قالماق ( ماندن و تورکی است. چون در فارسی قاف وجود ندارد ) .
قال گذاشت ( یعنی گفت اینجا بمان ، زود بر می گردم. . . . ولی رفت و نیامد. و من همان جا ماندم ) اون منو قال گذاشت.