پیشنهادهای جدیری (٤٧٥)
در یک سکه طلای سال ۱۳۰۴ شمسی عکس رضا پالانی و کلمه جلوش را دیدم. جلوش یعنی چه؟
سقلمه: چون این کلمه قاف دارد. قاف در فارسی وجود ندارد. آخر سقلمه ، مه دارد. مثل سورتمه، سورمه، دلمه . گزمه. و. . . . . . و تورکی است. بنابراین سقلم ...
ازجلو ( ازج لو ) = ازج لو علامت لو. و. لی . علامت نسبیت در زبان تورکی است. لو مثل قره قویونلو، آغ قویونلو، آیدینلو، اینانلو، آجرلو، رجب لو، زعفرانلو ...
الدورم ( می کشم ) بولدورم ( تکه تکه ات می کنم ) تلفظ اولدورم بولدوروم برای غیر تورکها امکان ناپذیر و غیر ممکن است.
الدوروم از فعل اولدورماق ( کشتن ) بولدورم از فعل بولماق ( تکه تکه کردن ) الدورم بولدورم ( می کشم و تکه تکه ات می کنم.
یه مه می سن غاز آتی نی، بیل مه می سن لذتی نی چون در زبان فارسی غین و قاف نیست. غاز با تلفظ قاز یک کلمه تورکی است.
غمزه اسم تورکی است. و کسی که غمزه دارد. می گوییم غمزه لی و در نوشتن باید دقت کنیم ننویسیم غمزعلی
کانسیلر ( کان سیلر ) =پاک کننده رنگ سیلر ( پاک می کند ) سیلر از فعل سیل ماق ( پاک کردن )
گنجعلی؟؟ یا گنجه لی؟؟ گنجه لی یعنی کسی که اهل گنجه آذربایجان است. مثل نظامی گنجوی لی. و. لو علامت نسبیت در زبان تورکی است. مثل قره قویونلو، آغ قویونل ...
گنجعلی؟؟ یا گنجه لی؟؟ گنجه لی یعنی کسی که اهل گنجه آذربایجان است. مثل نظامی گنجوی لی. و. لو علامت نسبیت در زبان تورکی است. مثل قره قویونلو، آغ قویونل ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
ریواس درر تورکی آذربایجان اوش قون ، و در بعضی جاها بنام قوش قونماز نامیده می شود.
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
کهلیک اوتی ، گیاهی خوشبو که برگهای خشک شده اش را در دوغ می ریزیم. کهلیک= کبک اوت= اوت علف و گیاه
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
قاب لی پلو ( Gab li, Kab li ) یک غذای تورکی است. که در تلفظ بعضی کشورها ، قاب لی ، به کاب لی تغییر شکل پیدا کرده است ( مثل باخ= باک، یوخ= یوک، اوخ= ا ...
گشادالیق ( زمانی که انسان در آسایش فکری است. و در روزهایی که محرم و صفر و عزاداری نیست . و در آن روزها، آسایش فکری داریم. و می توانیم مهمانی یا جشنی ...
گنجایش یا قون جایش؟؟ چون در زبان فارسی قاف نیستند. مجبورند که قاف ، را گاف بنویسند. مثل قوقوش ( گوگوش ) ، قور ( گر، گر گرفتگی ) ، قورخماق ( گرخید )
سلام . بویمادرن، بوی مادرن، بوی مادران، بو مادران. . . و سپس ساختن داستان خیالی، غافل از آنکه تمام گلها بوی مادر می دهد.
. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...
. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...
غمزه ( عشوه و ناز ) غمزه لی ( کسی که دارای غمزه و عشوه هست ) بجای غمزه لی نباید بنویسیم غمزعلی
. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...
. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...
. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...
. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...
. قور جرقه های آتش در زبان تورکی است ( باباائوینه قوردوشدی ) در زبان فارسی غین و قاف نیست. به قور می گویند گر ) Gor ) . . وفعل گر گرفتگی ( پوشلنماق د ...
گیلاندوز ( گی لان دوز ) گی مثل گیسو، گیسوم، گیاه لان، مثل مارآلان ، ساوالان، میلان، جیلان دوز ( حرف راست، زمین های هموار ) مثل باراندوز، اصلاندوز، گو ...
مارآلان ( مار آلان ) = مار، هامار= هموار آلان= مکان===== مارآلان= زمین های هموار و صاف، مکان صاف و هموار مثل دشت تبریز گیلان ( گی لان ) ، سهلان، ایسف ...
شهداب ( شه داب ) شه مثل شه زاده، شه بانو، شه راب، شه باز داب مثل چرنداب، خنداب، مرداب، سرداب، قنداب
شهداب ( شه داب ) شه مثل شه زاده، شه بانو، شه راب، شه باز داب مثل چرنداب، خنداب، مرداب، سرداب، قنداب
شهداب ( شه داب ) شه مثل شه زاده، شه بانو، شه راب، شه باز داب مثل چرنداب، خنداب، مرداب، سرداب، قنداب
روستای ریگان کرمان ( ری گان ) ری مثل شهر ری، ریوند. ریمان. گان مثل هرمزگان ، سمنگان، سنگان ری به معنای بزرگ و ایریدر تورکی گان در تورکی یعنی باغ و ( ...
کرمان وسیله نخ ریسی است . که در تورکی به آن جهره می گوییم. کرمان و جهره دو نام تورکی هستند. برای اینکه پشم را به نخ تبدیل کنیم. کرمان چیزی مثل میوه د ...
روستای ریگان کرمان ( ری گان ) ری مثل شهر ری، ریوند. ریمان. گان مثل هرمزگان ، سمنگان، سنگان ری به معنای بزرگ و ایریدر تورکی گان در تورکی یعنی باغ و ( ...
روستای ریگان کرمان ( ری گان ) ری مثل شهر ری، ریوند. ریمان. گان مثل هرمزگان ، سمنگان، سنگان ری به معنای بزرگ و ایریدر تورکی گان در تورکی یعنی باغ و ( ...
روستای ریگان کرمان ( ری گان ) ری مثل شهر ری، ریوند. ریمان. گان مثل هرمزگان ، سمنگان، سنگان ری به معنای بزرگ و ایریدر تورکی گان در تورکی یعنی باغ و ( ...
اشکورات ( اششک و آت ) =روستایی که در آن برای رفت و آمد از خر و اسب استفاده می شود.
پخمه یک کلمه تورکی است. مثل دولمه، قورمه، قیمه، که آخرشان مه دارند. مثل نامه
چیلک ( چی لیق ) به هیزم و چوبهای محکم و دراز در زبان تورکی گفته می شود. و یک کلمه تورکی است . که به افراد بسیار لاغر که دارای استخوان بندی محکم هستند ...
اسم اصلی زاینده رود ، دوغان چای است. که رضاخان پالانی در پی تورکی زدایی، دوغان چای را به زاینده رود عوض کرده است.
اسم اصلی زاینده رود، دوغان چای است. که در پی تورکی زدایی رضا خان پالانی به زاینده رود تغییر نام داده است.