مارال واژه ای فارسی و برگرفته از واژه مغولی �مارال� به معنای گوزن ماده می باشد .
این واژه در دوره ایلخانان از مغولی وام گرفته شد سپس از فارسی به برخی زبان های دیگر منطقه، از جمله ترکی و بعد ترکی استانبولی راه یافت.
پاسخ علمی به ادعای �لان/آلان/ایلان�
۱. � - لان� در جغرافیای ایران و قفقاز
پسوند � - لان� یا � - ان� در بسیاری از زبان های ایرانی و قفقازی پسوند مکان، جمع یا صفت ساز است، نه یک واژه ی مستقل.
مثلاً در فارسی میانه و اوستایی، پسوند - ān / - ānəm برای مکان سازی و نسبت سازی رایج بوده ( Nyberg, 1938: Die Religionen des alten Iran ) .
... [مشاهده متن کامل]
نمونه ها: �اصفهان� ( از اسپادان ) ، �ریگان�، �هیرکان� ( گرگان ) . این ها هیچ ربطی به �لان� در ترکیب هایی مثل �ساوالان� ندارند.
۲. تفاوت �لان� در ترکی و فارسی
در ترکی آذری، �لان� اصلاً پسوند نیست؛ بلکه در برخی موارد شکل تغییریافته از �اَلان� ( میدان، دشت ) است. مثلاً: �قیزیل اَلان� ( دشت زرین ) .
بنابراین �ساوالان� را نمی توان با �بغلان� یا �مارآلان� مقایسه کرد، چون از دو نظام زبانی متفاوت آمده اند.
�آلان� در قفقاز نام یک قوم تاریخی ترک تبار ( Alans ) است ( Golden, 1992: An Introduction to the History of the Turkic Peoples ) .
۳. گیـلان
نام �گیلان� در منابع کهن ایرانی ( اوستایی: Gava ) و در متون یونانی باستان ( Strabo, Geographica, XI, 7 ) ثبت شده است.
�گیل� به مردمانی اطلاق می شده که در کوهپایه های تالش و سواحل خزر می زیستند.
بنابراین �گیلان� = سرزمین گیل ها.
هیچ ارتباطی با �گی� در �گیسو� یا �گیاه� ندارد، و این مشابه سازی سطحی کاملاً جعلی و غیرعلمی است.
۴. سیلان / سبلان / ساوالان
�سیلان� در متون کهن نام جزیره ی سریلانکا است ( یونانی: Taprobane، عربی: سیلان ) . ریشه اش سانسکریت است و هیچ ربطی به �سبلان� ندارد.
�سبلان/ساوالان� ریشه ی اوستایی و پهلوی دارد ( Boyce, 1975: A History of Zoroastrianism ) . ارتباطش با اوستا و تقدس زرتشتی کوه، در پژوهش های باستان شناسی تأیید شده است.
این اسم را نمی توان با � - لان� به عنوان یک پسوند واحد و مشترک توضیح داد.
۵. نمونه های تحریف شده
�مارآلان� ( منطقه ای در تبریز ) ریشه ی ترکی دارد: مار ( مار ) اَلان ( دشت ) . این ربطی به �گیلان� یا �سبلان� ندارد.
�کاتالان� ( قوم کاتالونیا در اسپانیا ) ریشه اش لاتین است: Goth - Alan ( مختلط از گوت ها و آلان ها ) ( Heather, 1996: The Goths ) . هیچ پیوندی با ایران یا ترکی ندارد.
�دالان� در فارسی به معنای راهرو یا گذرگاه است ( از پهلوی: dālān ) . هیچ ارتباطی با ساوالان یا گیلان ندارد.
�ایلان کش� و �اسلان دوز� هم اسامی محلی ترکی هستند ( ایل = طایفه، اَسلان = شیر ) . این ها ترکیبی ترکی اند و مقایسه شان با �گیلان� و �سبلان� جعلی است.
- - -
جمع بندی
📌 ادعای اینکه همه ی این نام ها به یک ریشه �لان� برمی گردند، یک فرافکنی غیرعلمی است که با روش های زبان شناسی تاریخی کاملاً در تضاد است.
📌 در حقیقت:
�گیلان� ← ریشه در قوم باستانی گیل.
�سبلان/ساوالان� ← ریشه در اوستایی/پهلوی، کوه مقدس.
�آلان/اَلان� ← ریشه ترکی ( دشت ) یا قومی ( آلان ها ) .
�کاتالان� ← ریشه لاتین - گوتی.
�دالان� ← ریشه پهلوی.
هیچ کدام از این ها را نمی توان به صورت ساده لوحانه به یک �لان� واحد تقلیل داد.
- - -
منابع معتبر
1. Boyce, Mary. A History of Zoroastrianism, Vol. I. Leiden: Brill, 1975.
2. Nyberg, H. S. Die Religionen des alten Iran. Uppsala, 1938.
3. Golden, Peter B. An Introduction to the History of the Turkic Peoples. Wiesbaden: Otto Harrassowitz, 1992.
4. Strabo. Geographica. Book XI.
5. Heather, Peter. The Goths. Oxford: Blackwell, 1996.
6. Yarshater, Ehsan. The Cambridge History of Iran, Vol. 3 ( Part 1 ) . Cambridge: CUP, 1983.
- - -
بازم مغول تباران توهم زدن، اسپانیا هم تورچ کردند ( :
پاسخ علمی به ادعای �لان/آلان/ایلان�
۱. � - لان� در جغرافیای ایران و قفقاز
پسوند � - لان� یا � - ان� در بسیاری از زبان های ایرانی و قفقازی پسوند مکان، جمع یا صفت ساز است، نه یک واژه ی مستقل.
... [مشاهده متن کامل]
مثلاً در فارسی میانه و اوستایی، پسوند - ān / - ānəm برای مکان سازی و نسبت سازی رایج بوده ( Nyberg, 1938: Die Religionen des alten Iran ) .
نمونه ها: �اصفهان� ( از اسپادان ) ، �ریگان�، �هیرکان� ( گرگان ) . این ها هیچ ربطی به �لان� در ترکیب هایی مثل �ساوالان� ندارند.
۲. تفاوت �لان� در ترکی و فارسی
در ترکی آذری، �لان� اصلاً پسوند نیست؛ بلکه در برخی موارد شکل تغییریافته از �اَلان� ( میدان، دشت ) است. مثلاً: �قیزیل اَلان� ( دشت زرین ) .
بنابراین �ساوالان� را نمی توان با �بغلان� یا �مارآلان� مقایسه کرد، چون از دو نظام زبانی متفاوت آمده اند.
�آلان� در قفقاز نام یک قوم تاریخی ترک تبار ( Alans ) است ( Golden, 1992: An Introduction to the History of the Turkic Peoples ) .
۳. گیـلان
نام �گیلان� در منابع کهن ایرانی ( اوستایی: Gava ) و در متون یونانی باستان ( Strabo, Geographica, XI, 7 ) ثبت شده است.
�گیل� به مردمانی اطلاق می شده که در کوهپایه های تالش و سواحل خزر می زیستند.
بنابراین �گیلان� = سرزمین گیل ها.
هیچ ارتباطی با �گی� در �گیسو� یا �گیاه� ندارد، و این مشابه سازی سطحی کاملاً جعلی و غیرعلمی است.
۴. سیلان / سبلان / ساوالان
�سیلان� در متون کهن نام جزیره ی سریلانکا است ( یونانی: Taprobane، عربی: سیلان ) . ریشه اش سانسکریت است و هیچ ربطی به �سبلان� ندارد.
�سبلان/ساوالان� ریشه ی اوستایی و پهلوی دارد ( Boyce, 1975: A History of Zoroastrianism ) . ارتباطش با اوستا و تقدس زرتشتی کوه، در پژوهش های باستان شناسی تأیید شده است.
این اسم را نمی توان با � - لان� به عنوان یک پسوند واحد و مشترک توضیح داد.
۵. نمونه های تحریف شده
�مارآلان� ( منطقه ای در تبریز ) ریشه ی ترکی دارد: مار ( مار ) اَلان ( دشت ) . این ربطی به �گیلان� یا �سبلان� ندارد.
�کاتالان� ( قوم کاتالونیا در اسپانیا ) ریشه اش لاتین است: Goth - Alan ( مختلط از گوت ها و آلان ها ) ( Heather, 1996: The Goths ) . هیچ پیوندی با ایران یا ترکی ندارد.
�دالان� در فارسی به معنای راهرو یا گذرگاه است ( از پهلوی: dālān ) . هیچ ارتباطی با ساوالان یا گیلان ندارد.
�ایلان کش� و �اسلان دوز� هم اسامی محلی ترکی هستند ( ایل = طایفه، اَسلان = شیر ) . این ها ترکیبی ترکی اند و مقایسه شان با �گیلان� و �سبلان� جعلی است.
- - -
جمع بندی
📌 ادعای اینکه همه ی این نام ها به یک ریشه �لان� برمی گردند، یک فرافکنی غیرعلمی است که با روش های زبان شناسی تاریخی کاملاً در تضاد است.
📌 در حقیقت:
�گیلان� ← ریشه در قوم باستانی گیل.
�سبلان/ساوالان� ← ریشه در اوستایی/پهلوی، کوه مقدس.
�آلان/اَلان� ← ریشه ترکی ( دشت ) یا قومی ( آلان ها ) .
�کاتالان� ← ریشه لاتین - گوتی.
�دالان� ← ریشه پهلوی.
هیچ کدام از این ها را نمی توان به صورت ساده لوحانه به یک �لان� واحد تقلیل داد.
- - -
منابع معتبر
1. Boyce, Mary. A History of Zoroastrianism, Vol. I. Leiden: Brill, 1975.
2. Nyberg, H. S. Die Religionen des alten Iran. Uppsala, 1938.
3. Golden, Peter B. An Introduction to the History of the Turkic Peoples. Wiesbaden: Otto Harrassowitz, 1992.
4. Strabo. Geographica. Book XI.
5. Heather, Peter. The Goths. Oxford: Blackwell, 1996.
6. Yarshater, Ehsan. The Cambridge History of Iran, Vol. 3 ( Part 1 ) . Cambridge: CUP, 1983.
- - -
شهداب ( شه داب ) شه مثل شه زاده، شه بانو، شه راب، شه باز داب مثل چرنداب، خنداب، مرداب، سرداب، قنداب
در کتاب تاریخ تبریز به تاریخ چاپ مجدد ۱۳۰۳ آمده است: جنگلهایی در آخر محله مارالان وجود داشت که وسعت آن از آخر محله طالقانی که الان ورزشگاه جدید تبریز در آن واقع است، تا آخر شاه گلی که هما روستای شاد آباد
... [مشاهده متن کامل] مشایخ ( پینه شلوار ) که آن روستا دارای قدمت چند هزار ساله دارد ، ادامه داشت و شاعر پر آوازه نسیمی که با حکومت مرکزی آن زمان به تبریز می آید و در جنگل های مذکور پنهان میشود و حکومت چون توانایی جستجوی آن جنگل با عظمت را نداشت دستور میدهند جنگل را آتش بزنند و طبق نوشته همان کتاب شعله ها و دود آتش سوری جنگل های مارالان به مدن سه ماه نمایان بود و از این که در آن آن جنگل ها آهو وجود داشت به آن منطقه میگفتند مارال اولان که با تلفیق این دو کلمه مارالان بوجود آمده البته در اسناد تاریخی این محله و کوههای آن محل سنگر های اهالی مبارز با روس ها بوده که عکسی از آن زمان توسط یک عکاس خارجی گرفته شده است.
سلام همه معنیشو اشتباه گفتین مارالان در اصل محله ما در زمان قدیم گاو فروشی انجام میشد همون در ترکی مال و مال آلان که بازاری ها صدا میزدند یعنی کسی که گاو می خواهد بعدها اسم آن از مال آلان به مارالان تبدیل شده
من خودم مارالانیم همه ریشه یابی هایی که بالا گفتند استدلال های شخصیه و اصلا واقعیت نداره ما از بزرگانمون و قدیمیا که اهل مارالان بودند شنیدیم که در قدیم در مارالان علی الخصوص قسمت جنوبی اشتباه نکنم جنگل
... [مشاهده متن کامل] وباغاتی بود که مرال یا مارال که در تورکی معنیش آهو هستش وجود داشتش و ان در اخر مرالان یا مارالان پسوند مکانه پس مارالان یا مرالان به تورکی میشه یعنی جا یا مکانی که اهوی مرال یا مارال درآن وجود داشت اینو حتی محقق معروف بهروز خاماچی اشتباه نکنم تو کتابش آورده . . .
مارالان ( مار آلان ) . مار=هموار و زمین های صاف آلان= ( مکان. جا. زمین ) ودر کل مار آلان یعنی زمین های صاف و هموار و هر کلمه ای لان داشته باشد. تورکی است. مثل گی لان. گی لان غرب. گی لانه. گی لان دوز. زنگی لان. .
.
مارالان در اصل مرالان است یعنی نوعی گوزن در زبان کوردی مر یعنی گوسفند و آل یعنی رنگ سرخ مایل به قهوه ای مر آل یعنی گوسفند سرخ