پیشنهادهای دکتر امین روشنی (٨٣٦)
ماری افسانه ای و غول آسا که نگاه به آن یا انعکاسش به ترتیب منجر به مرگ و سنگ شدن فرد می شود
کسی که قادر به درک و صحبت با مارها باشد
کسی که قادر به درک و صحبت با مارها باشد
اصطلاحی توهین آمیز به معنی جادوگری که پدر مادرش جادوگر نبوده اند ( هم معنی muggle born ) که با دو رگه بودن یا half blood کاملادمتفاوت است
اصطلاحی توهین آمیز به معنی جادوگری که پدر مادرش جادوگر نبوده اند ( هم معنی muggle born ) که با دورگه بودن یا half blood کاملا متفاوت است
دامپزشکی و علوم دامی سر و صدای بدون توقف گربه به هنگام فحلی
دامپزشکی و علوم دامی لاپاراتومی اکتشافی
مقید سازی حیوان ( فیزیکی یا شیمیایی )
آب شور ( ماهی ) ، دریایی، تکاور
اتساع شکم
تولید مثل به روش تخم گذار زنده زا
تولید مثل به روش زنده زایی
ماهی کوی
تولید مثل به روش تخم گذاری
توالی ژنی
توالی ( ژنتیک )
نام علمی گربه اهلی
فسخ شدنی
دامپزشکی و علوم دامی لواشه ( نوعی ابزار مقید سازی )
دامپزشکی و علوم دامی فولیکول
دامپزشکی و علوم دامی سوراخ کردن، نفوذ کردن، فرو رفتن ( مثل کک )
خاص
مغز دار
دامپزشکی و علوم دامی حیوانی که بیش از یکبار زایمان داشته
بدیهی
دامپزشکی و علوم دامی پستان پاندولی ( عارضه ای در گاو )
شدید
دامپزشکی و علوم دامی ازدیاد حساسیت
دامپزشکی و علوم دامی درماتیت ارزنی
دامپزشکی و علوم دامی درماتیت آلرژیک کک ( مخفف feline allergy dermatitis )
دامپزشکی و علوم دامی تغییر شکل، بدشکلی
دامپزشکی و علوم دامی سوراخ غلاف قضیب
دامپزشکی و علوم دامی پیش پوست
دامپزشکی و علوم دامی باد یا شق کردن آلت ( مثلا در معاینه ) بیرون آوردن آلت و نمایان کردن آن ( مثلا در گربه نر به منظور اخذ اسپرم )
دامپزشکی و علوم دامی لکه خون
مثل رزومه با این تفاوت که محدویتی از نظر تعداد اسناد ارائه شده وجود ندارد! و مخفف curriculum vitae هست
مثل رزومه با این تفاوت که محدویتی از نظر تعداد اسناد ارائه شده وجود ندارد! به صورت مخفف cv هم به آن گفته می شود
دامپزشکی و علوم دامی غلاف قضیب
دامپزشکی و علوم دامی بدون محدودیت، آزاد ( مثلا دسترسی نامحدود دام به آب )
دامپزشکی و علوم دامی دلمه ای که بر روی ضایعات ایجاد می شود
دامپزشکی و علوم دامی پسمانده، باقی مانده، بقایا
دامپزشکی و علوم دامی قابل جذب ( مثلا نخ بخیه کاتگوت )
غیر جاذب ( مثلا نخ بخیه نایلون )
اسمش بدمینتون نفت در آر!
ضربه راکت بدمینتون به توپ با پشت دست به طوری که توپ لب تور پایین بیاید
ضربه راکت بدمینتون به توپ با کف دست
ضربه به توپ با پشت دست در بدمینتون
ضربات لب تور در بدمینتون ( ولی drop از انتهای زمین به لب تور )
کوبیدن ( بدمینتون ) که معادل اسپک والیبال هست
هورمون "گنادوتروپین یائسگی انسانی "