oviparous

/oʊˈvɪpərəs//əʊˈvɪpərəs/

معنی: تخم گذار
معانی دیگر: تخم آور
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: oviparously (adv.), oviparity (n.), oviparousness (n.)
• : تعریف: of animals, reproducing by means of hatching eggs outside the body of the parent. (Cf. viviparous.)

جمله های نمونه

1. birds are oviparous
پرندگان تخم می گذارند.

2. They are oviparous, or egg laying, and have rigid fangs.
[ترجمه ترگمان]آن ها oviparous یا تخم مرغ هستند و دندان های سفت و سختی دارند
[ترجمه گوگل]آنها تخم مرغی هستند یا تخم مرغ و تخم مرغی سفت و محکم دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Grow the way is oviparous, most house lizards all produce two eggs each time.
[ترجمه ترگمان]بزرگ شدن راه is است، اغلب مارمولک خانگی هر بار دو تخم مرغ تولید می کنند
[ترجمه گوگل]راه رشد تخم مرغی است، بیشتر زوج ها هر بار دو بار تخم مرغ تولید می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Every birds bird is oviparous, and it is viviparity however.
[ترجمه ترگمان]هر پرنده پرنده oviparous است و با این حال viviparity است
[ترجمه گوگل]هر پرنده پرنده ای تخم مرغ است، و این در حالی است که در طبیعت وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Active in daytime; oviparous; body color changes according to the environment.
[ترجمه ترگمان]فعال در روز؛ oviparous؛ رنگ بدن براساس محیط تغییر می کند
[ترجمه گوگل]فعال در روز تخم مرغی تغییر رنگ بدن با توجه به محیط زیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. All things evolved to produce various forms. The one whose appearance has nine apertures is viviparous; the one whose appearance has eight apertures is oviparous.
[ترجمه ترگمان]همه چیز برای تولید اشکال مختلف رشد کرده است آن کسی که ظاهر آن دارای ۹ دیافراگم های بزرگ تر است، viviparous است؛ کسی که ظاهر آن هشت دیافراگم دارد، oviparous است
[ترجمه گوگل]همه چیز تکامل یافته برای تولید اشکال مختلف کسی که ظاهر آن 9 دیافراگم دارد، زنده است؛ کسی که ظاهر آن دارای هشت دهانه دارد، تخم مرغی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The main features are: body temperature is not constant; oviparous, larvae live in water, after metamorphosis after . . .
[ترجمه ترگمان]ویژگی های اصلی عبارتند از: دمای بدن ثابت نیست؛ oviparous، لارو بعد از دگردیسی در آب زندگی می کنند
[ترجمه گوگل]ویژگی های اصلی دمای بدن ثابت نیست؛ تخم گذار، لارو در آب زندگی می کنند، بعد از دگرگون شدن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The sun worship is a universal primitive belief and through the oviparous myth the sun worship of the ancient Koreans can be seen.
[ترجمه ترگمان]پرستش خورشید یک باور ابتدایی جهانی است و از طریق افسانه oviparous، پرستش خورشید در کره باستانی را می توان دید
[ترجمه گوگل]عبادت خورشید یک باور ابتدایی جهانی است و از طریق اسطوره ی تخم مرغ، عبادت خورشید از کره های باستانی دیده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. We studied relationships among body size, clutch size, and egg size and female reproductive characteristics in five species of oviparous colubrid snakes from Zhoushan islands, Zhejiang, China.
[ترجمه ترگمان]ما روابط بین اندازه بدن، اندازه کلاچ، اندازه تخم مرغ و ویژگی های باروری ماده را در پنج گونه از oviparous مار colubrid از جزایر Zhoushan، Zhejiang، چین مطالعه کردیم
[ترجمه گوگل]ما در رابطه با اندازه بدن، اندازه کلاچ و اندازه تخم مرغ و ویژگی های تولید مثل زنان در پنج گونه از مارهای تخم مرغ تخم مرغ از جزایر Zhoushan، ژجیانگ، چین مورد مطالعه قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Female specific proteins, containing vitellin (Vn) and vitellogenin (Vg), are main nutrition resource in early stage of life for oviparous animals.
[ترجمه ترگمان]پروتئین های ویژه ای که شامل vitellin (vn)و vitellogenin (vg)هستند، منبع تغذیه اصلی در مراحل اولیه زندگی برای حیوانات oviparous هستند
[ترجمه گوگل]پروتئین های خاص زن حاوی Vitellin (Vn) و Vitellogenin (Vg)، منبع اصلی تغذیه در مراحل اولیه زندگی حیوانات تخم مرغ هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

تخم گذار (صفت)
oviparous

تخصصی

[زمین شناسی] تخم زا. تولید مثل با تخم گذاری.

به انگلیسی

• producing eggs

پیشنهاد کاربران

تولید مثل به روش تخم گذاری
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما