پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٧,٩٨١)

بازدید
٢٢,٧٣٦
تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

یک اصطلاح لاتین به معنی به شخص است که در منطق به اشتباه منطقی یا مغالطه ای اطلاق می شود که در آن به جای پاسخ دادن به استدلال یا موضوع بحث، به شخصیت، ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: مغالطه آمیز / نادرست / گمراه کننده / فریبنده در زبان منطقی و انتقادی: اشاره به استدلال، باور، یا ادعایی که بر پایه ی منطق نادرست ی ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک edge node ( نود لبه ) در شبکه های کامپیوتری به دستگاه یا ماشین محاسباتی گفته می شود که در نزدیکی منبع داده، یعنی در �لبه� شبکه، قرار می گیرد و وظی ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: به طور موقت برنامه ریزی کردن / در تقویم نوشتن ( غیرقطعی ) / رزرو موقت جلسه در زبان اداری یا محاوره ای: اشاره به ثبت موقت یک جلسه ی ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: یادداشت کردن / سریع نوشتن / ثبت فوری در زبان محاوره ای یا کاربردی: نوشتن سریع و مختصر اطلاعات، معمولاً برای حفظ یا یادآوری ______ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: فرستادن / اعزام کردن / تبعید کردن / روانه کردن در زبان محاوره ای یا استعاری: اشاره به فرستادن کسی یا چیزی به مکان دیگر، اغلب با حس ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: رها کردن / کنار گذاشتن / ترک کردن / انداختن روی چیزی در زبان محاوره ای، احساسی، یا توصیفی: می تواند به پایان دادن یک رابطه، کنار گ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: با سرعت پایین رفتن / با شتاب پایین آمدن / زیپ لباس را باز کردن ( بسته به زمینه ) در زبان محاوره ای یا توصیفی: می تواند به حرکت سری ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: غیراشباع / اشباع نشده / دارای ظرفیت آزاد در زبان علمی و تغذیه ای: اشاره به ماده ای که هنوز ظرفیت جذب یا واکنش دارد—به ویژه در چربی ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: بیان کردن / گفتن / توضیح دادن / مطرح کردن در زبان محاوره ای یا نوشتار توضیحی: نحوه ای که کسی چیزی را بیان می کند، به ویژه در نقل ق ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: استخراج کردن / بیرون کشیدن / روشن کردن تدریجی / تحلیل و تفکیک کردن در زبان علمی و تحلیلی: به تدریج کشف کردن یا روشن ساختن رابطه ای ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ژن BRCA ( براکا ) به دو ژن مهم به نام های BRCA1 و BRCA2 اشاره دارد که در بدن انسان وجود دارند و نقش اساسی در حفظ سلامت DNA و جلوگیری از رشد غیرقابل ک ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شارلمانی ( با نام های دیگر شارل یکم فرانسه، کارل بزرگ، به لاتین Carolus Magnus ) پادشاه فرانک ها از سال ۷۶۸ میلادی و امپراتور روم مقدس از سال ۸۰۰ تا ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

شاه داوود یکی از برجسته ترین شخصیت های کتاب مقدس است که به عنوان پادشاه اسراییل شناخته می شود. او پسر یسی از قبیله یهودا و چوپانی جوان بود که به دستو ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: پاگانیسم / آیین های غیرابراهیمی / بت پرستی / دین های طبیعت گرا در زبان تاریخی و مذهبی: باورها و آیین هایی که خارج از ادیان ابراهیم ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: پاگانیسم / آیین های غیرابراهیمی / بت پرستی / دین های طبیعت گرا در زبان تاریخی و مذهبی: باورها و آیین هایی که خارج از ادیان ابراهیم ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه پگانی یا پاگانی ( از واژه لاتین paganus به معنی روستایی یا غیرشهری ) به کسی گفته می شود که پیرو ادیان غیر یهودی، مسیحی یا اسلامی است، به خصوص اد ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 تعریف ها: 1. ** ( سیاسی – جایگزینی ) :** انتخاباتی که برای پر کردن یک کرسی خالی در مجلس، شورا، یا نهاد انتخابی برگزار می شود، معمولاً به دلیل اس ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 تعریف ها: 1. ** ( سیاسی – انتخاباتی ) :** مرحله ی دوم انتخابات که بین دو نامزد برتر برگزار می شود تا یکی از آن ها اکثریت لازم را کسب کند مثال: ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 تعریف ها: 1. ( سیاسی – ملی ) : انتخاباتی که در آن همه ی واجدان شرایط رأی دادن می توانند شرکت کنند تا نمایندگان یا مقامات اجرایی را در سطح ملی یا ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: دارایی شخصی / اموال غیرمشترک / مالکیت فردی در زبان حقوقی خانواده: دارایی هایی که متعلق به یکی از زوجین است و در صورت طلاق یا فوت، ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: دارایی مشترک / اموال زناشویی / مالکیت مشترک زوجین در زبان حقوقی خانواده: دارایی هایی که در طول ازدواج به طور مشترک بین زوجین تلقی ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: بی اهمیت / قابل بحث / غیرقطعی / نامربوط / نظری در زبان حقوقی یا انتقادی: موضوعی که یا قابل بحثه ولی تصمیم گیری درباره ش بی اهمیت ش ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: رفتار / برخورد / نحوه ی مواجهه / شیوه ی تعامل در زبان سیاسی و اجتماعی: نحوه ای که با فرد یا گروهی برخورد می شه—اعم از رسانه ای، عم ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: زیست کُشی / نابودی عمدی محیط زیست / جنایت زیست محیطی در زبان حقوقی و انتقادی: اقداماتی که منجر به تخریب گسترده، عمدی، یا غیرقابل ج ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: شهر ارواح / شهر متروکه / شهر خالی از سکنه در زبان توصیفی یا رسانه ای: شهری که خالی از جمعیت یا فعالیت انسانی است—یا به دلیل رها شد ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: تغییر دادن / برگرداندن / فعال یا غیرفعال کردن تنظیم ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( فنی – تنظیمات د ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تفاوت nephew و niece در این است که: 1. nephew به فرزند پسر برادر یا خواهر شما گفته می شود، یعنی نوه پسری شما. 2. niece به فرزند دختر برادر یا ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت nephew و niece در این است که: 1. nephew به فرزند پسر برادر یا خواهر شما گفته می شود، یعنی نوه پسری شما. 2. niece به فرزند دختر برادر یا ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

در معنای مجازی، واژه کالیبر به سطح کیفیت، ظرفیت، توانایی یا درجه اهمیت یک فرد، گروه، شیء یا موضوع اشاره دارد. وقتی گفته می شود چالش یا فردی کالیبر با ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قلعه مرغی نام محله ای تاریخی در جنوب غربی تهران ( در منطقه ۱۷ کنونی ) است که اهمیت خود را عمدتاً به دلیل قرار گرفتن اولین فرودگاه تهران در این محدوده ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

( اقتصادی – مالی ) : ادغام منابع، هزینه ها، یا نیروی انسانی در ساختار موجود مثال: The company’s absorption of new staff improved efficiency. جذب ن ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در حقوق، civil remedy به معنای اقدام یا راه حلی است که در یک دعوای مدنی توسط دادگاه برای جبران خسارت یا رفع آسیبی که به فردی وارد شده است، اجرا می شو ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

## 🔸 معادل فارسی: اقرار آلفرد / پذیرش مجازات بدون اعتراف به گناه در زبان حقوقی: نوعی اظهار در دادگاه که متهم بی گناهی خود را حفظ می کند ولی می پذ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: پذیرش بدون منازعه / عدم اعتراض به اتهام / دفاع نکردن از بی گناهی در زبان حقوقی: اظهار رسمی متهم مبنی بر اینکه با اتهام مخالفت نمی ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: اقرار به گناه / اعتراف به جرم / پذیرش اتهام در زبان حقوقی: اظهار رسمی متهم مبنی بر پذیرش ارتکاب جرم مورد اتهام __________________ ...

پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: تأیید منفی / پاسخ منفی / اعلام عدم دریافت یا خطا در زبان فنی یا ارتباطی: پاسخی که نشان می دهد داده ای دریافت نشده، ناقص بوده، یا خ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: سودجویی بی رحمانه / منفعت طلبی فرصت طلبانه / گران فروشی غیرمنصفانه در زبان انتقادی یا اقتصادی: کسب سود غیرمنصفانه از شرایط بحرانی ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: عهده دار شدن مقام / تصدی مسئولیت / آغاز به کار رسمی در زبان حقوقی یا سیاسی: رسمیت یافتن مسئولیت فرد منتخب یا منصوب شده در یک سمت د ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: رئیس ایستگاه اطلاعاتی / مسئول عملیات اطلاعاتی در کشور هدف در زبان امنیتی یا دیپلماتیک: رئیس دفتر اطلاعاتی، مسئول هماهنگی مأموران، ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: نماینده ی مقیم / مأمور مقیم / نماینده ی قانونی مستقر بسته به زمینه: - در حقوق شرکت ها: نماینده ی قانونی ثبت شده در یک ایالت یا کش ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: نزدیک ۶۰ سالگی / در آستانه ی ۶۰ سالگی / داره شصت ساله می شه ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( محاوره ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: از سر کسی باز شدن / دست از سر کسی برداشتن / مزاحم نبودن ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( محاوره ای – ...

پیشنهاد
٠

🔹 واژه: **License Plate Recognition ( LPR ) ** ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: تشخیص پلاک خودرو / سیستم شناسایی پلاک / ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: فاقد ارزش / بی فایده / بی اثر / بی ارزش ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( تحلیلی – انتقادی ) :** اشا ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: فروشنده / عرضه کننده / تأمین کننده در زبان رسمی یا تجاری: فروشنده، تأمین کننده کالا یا خدمات در زبان خیابانی یا روزمره: دست فروش ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی در این جمله: جان گرفتن / قربانی گرفتن / باعث مرگ شدن ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( استعاری – مرگ آ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اتانول ( با فرمول شیمیایی CH3CH2OH ) یا ethyl alcohol یک مایع بی رنگ، فرّار، قابل اشتعال و دارای بویی مشخص است. این ماده یک عضو از خانواده الکل ها اس ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - دسترسی/ارتباط گیری - تلاش برای برقراری ارتباط - اقدام دیپلماتیک یا اجتماعی برای جلب حمایت - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( عموم ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: دلجویی کردن / آرام کردن / راضی نگه داشتن / امتیاز دادن برای آرامش ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( س ...