پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٩,٨٤١)

بازدید
٢٧,١٨٦
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عددی است که نشان دهنده میزان اعتماد، اعتبار یا برداشت کلی از یک فرد، برند یا کسب وکار است که معمولاً بر اساس رفتار گذشته، بازخورد مشتریان، نظرات آنلا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کتاب یا نشریه ای است که هر سال منتشر می شود و شامل اطلاعات متنوعی درباره یک سال یا موضوع خاص است. این اطلاعات معمولاً شامل تقویم، تاریخ های مهم، زمان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به خاک یا زمینی گفته می شود که حاوی مواد معدنی باارزش، به ویژه طلا یا فلزات گران بها است و استخراج آن سودآور است. به صورت استعاری، به معنای کشف چیزی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: - جریان نقدی - ورود و خروج پول نقد - گردش نقدینگی - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( مالی – اصلی ) :** میزان ورود و خروج پول نقد ...

پیشنهاد
٢

مترادف ؛ Face reality, Get real, Come to senses, Open one’s eyes, See the truth, Snap out of it مثال؛ You need to wake up and smell the coffee — the ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناگهان یک درک یا فهم جدید به ذهن یک شخص رسیدن. این عبارت لحظه ای را توصیف می کند که یک حقیقت، ایده یا واقعیت به طور واضح برای فرد روشن می شود. نماد ...

پیشنهاد
٠

تشخیص نشانه ها یا علائمی است که نشان می دهد اتفاق بد یا ناخوشایندی به زودی رخ خواهد داد. این عبارت به پیش بینی مشکلات، شکست یا فاجعه بر اساس هشدارهای ...

پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی: دو دو تا چهار تا کردن / سر نخ ها رو به هم وصل کردن / از شواهد نتیجه گیری کردن ( در زبان محاوره ای: فهمیدم چی شده، خودم حدس زدم، وصل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: به دل نشست / تأثیر عمیق گذاشت / واقعاً لمس کرد / به عمق وجود رسید در زبان محاوره ای: زد به خال، خیلی گرفت، حسابی به دل نشست، دردشو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به صورت لفظی یعنی چیزی به طور فیزیکی به کسی برخورد کند یا ضربه بزند. به صورت استعاری یعنی یک درک، احساس یا ایده ناگهان برای کسی روشن شود یا به شدت ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شرکت فعالانه یا درگیر شدن در یک موقعیت، فعالیت یا گروه. معمولاً به معنای پیوستن به محیطی پویا یا رقابتی است که اتفاقاتی در آن رخ می دهد. مترادف ؛ Jo ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پذیرفتن مسئولیت یک کار دشوار یا بار سنگین. این عبارت نشان می دهد که فرد مسئولیت یا مشکلاتی را بر عهده می گیرد و آن ها را تحمل می کند، گاهی به نمایندگ ...

پیشنهاد
١

شروع کردن یا متعهد شدن به انجام کاری، به ویژه کاری که دشوار یا نیازمند تلاش و پشتکار است. این عبارت نشان می دهد که باید با جدیت کار را آغاز کرد و نبا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک اسم غیررسمی است که برای توصیف شخص یا چیزی به کار می رود که برجسته، فوق العاده یا به ویژه خوب است. همچنین می تواند به معنای نمونه ای عالی از یک نوع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مثال؛ "Can you hand me that thingamabob over there? I need it to fix this. " "I can't find the thingamabob that holds the door open". "It's one of ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به شیئی گفته می شود که می چرخد یا حداقل بخشی از آن می چرخد. این می تواند یک اسباب بازی مثل چرخ باد، فرفره، صداساز چرخان یا یک تزئین باغی باشد که با ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

/ˈduːˌhɪki/ ( دو - هیکی ) اصطلاحی غیررسمی، بیشتر رایج در آمریکا، برای اشاره به یک شیء یا دستگاه، اغلب کوچک، است که نام آن یا مشخص نیست یا به طور موق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

### 🔸 معادل فارسی: چسبیدن به / نگه داشتن / حفظ کردن / رها نکردن در زبان محاوره ای: ولش نکن، بچسب بهش، نگهش دار، از دستش نده - - - ### 🔸 تعری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاحی عامیانه است که به معنای غلبه کامل، پیروزی قاطع یا تسلط بر کسی یا چیزی، به ویژه در زمینه های رقابتی مانند بازی های رایانه ای یا ورزش به کار می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خنزل پنزل ( یا خنزر پنزر ) در زبان فارسی به اشیاء یا وسایل کهنه، بی ارزش، فرسوده یا کم بها گفته می شود. این عبارت معمولاً برای توصیف خرت و پرت ها، وس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک اصطلاح عامیانه و دوستانه در زبان انگلیسی است که به معنای **انسان خوب، مهربان، قابل اعتماد و خوش قلب بودن** است. وقتی کسی به شما می گوید "Be a good ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مثال ها I caught a glimpse of the celebrity as she entered the building. من لحظه ای آن سلبریتی را دیدم وقتی وارد ساختمان شد. We caught a glimpse o ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"I’m detached"** به معنای **من بی طرف، جداشده یا بی تفاوت هستم** است و بسته به زمینه می تواند معانی مختلفی داشته باشد: ### 1. بی طرف یا جداش ...

پیشنهاد
١

عبارت **"Not my circus, not my monkeys"** یک ضرب المثل عامیانه و طنزآمیز در زبان انگلیسی است که ریشه در زبان لهستانی دارد و به معنای **"این مشکل من ن ...

پیشنهاد
٠

**اصلاً اهمیت ندادن یا کاملاً بی تفاوت بودن نسبت به چیزی**. این عبارت بار معنایی قوی و کمی توهین آمیز دارد و معمولاً در مکالمات غیررسمی و دوستانه یا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک اصطلاح رایج در زبان انگلیسی است که به معنای **بی تفاوت بودن، اهمیت ندادن یا ناراحت نبودن از چیزی** است. این عبارت معمولاً در مکالمات روزمره برای ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک اصطلاح عامیانه و دوستانه در زبان انگلیسی است که به معنای **اصلاً اهمیت ندادن یا بی تفاوت بودن کامل نسبت به چیزی** است. این عبارت مشابه "don’t give ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مثال ها I don’t give a damn what they think about me. اصلاً برایم مهم نیست که آن ها درباره من چه فکری می کنند. She didn’t give a damn about the ru ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به صورت استعاری و در برخی زمینه ها به معنای **اقدام به خودکشی، به ویژه پریدن از ارتفاع یا پایان دادن به زندگی به روشی ناگهانی و قطعی** است. این عبارت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک اصطلاح انگلیسی است که به صورت استعاری و معمولاً به طور محترمانه یا شاعرانه به معنای **مرگ، درگذشتن یا رفتن به جهان پس از مرگ** است. این عبارت برای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در برخی زمینه ها و به صورت استعاری و ملایم، می تواند به عنوان یک **عبارت پوششی یا ایهامی برای خودکشی** نیز به کار رود. در این کاربرد، مفهوم آن این اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک اصطلاح انگلیسی است که به صورت استعاری به معنای **مرگ و روبرو شدن با خدا یا خالق خود** است. این عبارت معمولاً به طور محترمانه یا شاعرانه برای اشاره ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"do the deed"** یک اصطلاح عامیانه و چندمعنایی در زبان انگلیسی است. ### 1. انجام دادن کاری مهم یا سخت - معمولاً به انجام کاری اشاره دارد ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

**آخرین نفس کشیدن، یعنی مرگ یا پایان زندگی** . این عبارت به صورت استعاری و ادبی برای توصیف لحظه ای که فرد جان می دهد و نفس آخر را می کشد به کار می رو ...

پیشنهاد
١

**مرگ یا پایان زندگی** است. این اصطلاح به طنز یا به طور غیررسمی برای اشاره به این موضوع به کار می رود که فرد دیگر بازنخواهد گشت یا دیگر در میان ما نی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

**اجرای آخرین نمایش یا خداحافظی نهایی از صحنه** و به صورت استعاری به معنای **پایان دادن به یک دوره، فعالیت یا حرفه و خداحافظی با آن** به کار می رود. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

### 1. معنای تحت اللفظی - سوار شدن بر آخرین قطار در یک شب یا مسیر مشخص، به ویژه وقتی که دیگر قطار یا وسیله نقلیه ای بعد از آن وجود ندارد. - مثال: ...

پیشنهاد
٠

**انتخاب راه نهایی فرار یا رهایی** که می تواند در زمینه های مختلف معنایی متفاوت داشته باشد، اما اغلب به صورت استعاری به معنای انتخاب راهی نهایی برای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"take a one way trip"** علاوه بر معنای اصلی سفر یک طرفه، در برخی موقعیت ها به صورت استعاری برای **اشاره به اقدام به خودکشی یا پایان دادن عمدی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در زبان انگلیسی به صورت عامیانه به معنای **اعدام شدن با صندلی الکتریکی** است، یعنی کشته شدن به وسیله شوک الکتریکی که در برخی کشورها به عنوان روش اعدا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مثال ها Sorry, I can’t go out tonight. I’m a bit strapped for cash at the moment. متأسفم، امشب نمی توانم بیرون بروم. الان کمی بی پولم. The school ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

**تجربه کردن یک دوره سخت، دشوار یا ناخوشایند است که فرد را به شدت تحت فشار و آزمایش قرار می دهد**. این اصطلاح به صورت غیررسمی برای توصیف موقعیت هایی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

یک اصطلاح رایج در زبان انگلیسی است که به معنای **قبول کردن یک وضعیت سخت یا ناخوشایند و روبرو شدن با آن با شجاعت و تحمل** می باشد. - این عبارت زمان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - درمانده و بی چاره - از پا افتاده - بی حال و بی انرژی - فقیر و بی پناه ( در معنای اجتماعی ) - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

داشتن یک **سیستم، روش یا تدبیر پشتیبان و ایمن** است که در صورت بروز خطا یا شکست در سیستم اصلی، از وقوع خسارت یا مشکلات جدی جلوگیری کند و کارکرد کلی س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

**ثبت کردن، قطعی کردن یا نهایی کردن چیزی به گونه ای که تغییر ناپذیر باشد** است. این عبارت به صورت استعاری به کار می رود و نشان می دهد که یک تصمیم، تو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یک اصطلاح عامیانه در زبان انگلیسی است که به معنای **قطعی کردن، تثبیت کردن یا نهایی کردن یک تصمیم، توافق یا برنامه** است. - زمانی استفاده می شود که ...

پیشنهاد
١

یک اصطلاح انگلیسی است که به معنای **دقت و توجه کامل به جزئیات کوچک و ظریف در انجام کاری**. این عبارت وقتی به کار می رود که بخواهیم تأکید کنیم همه جزئ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عبارت **"cover all bases"** یا **"cover all the bases"** یک اصطلاح انگلیسی است که به معنای **رسیدگی به همه جنبه ها و جزئیات یک موضوع یا موقعیت به منظ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

**تبرائیان** گروهی از شیعیان بودند که در دوران صفویه، به ویژه در زمان حکومت شاه اسماعیل اول و شاه طهماسب، مأمور تبلیغ مذهب تشیع و حکومت صفوی شدند. ای ...