پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٨,٠١٦)

بازدید
٢٢,٨٢٦
تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: در نوع خود بی نظیر / نمونه ی کامل / تمام عیار / عالی ترین نمونه در زبان ادبی یا تحسینی: نمونه ی بارز، بی رقیب، درجه یک، بی نقص __ ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"back up traffic"** به معنای **ترافیک متراکم یا ترافیک سنگین به دلیل توقف یا کندی حرکت خودروها** است. این اصطلاح معمولاً وقتی به کار می رود ک ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Oximeter یا به طور خاص pulse oximeter دستگاهی الکترونیکی و غیرتهاجمی است که میزان اشباع اکسیژن خون ( oxygen saturation ) را اندازه گیری می کند. این د ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**Relapse prevention** ( پیشگیری از بازگشت به رفتار مشکل ساز ) یک رویکرد شناختی - رفتاری است که هدف آن شناسایی و مدیریت موقعیت های پرخطر برای جلوگیری ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"beau monde"** یک اصطلاح فرانسوی است که در زبان انگلیسی نیز به کار می رود و به معنای **جامعه اشرافی، طبقه مرفه و افراد شیک پوش و باکلاس** اشا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**Payout ratio** ( نسبت پرداخت سود تقسیمی ) یک معیار مالی است که نشان می دهد چه درصدی از سود خالص شرکت به صورت سود نقدی ( dividends ) به سهامداران پر ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاح "genre translation" به معنای ترجمه ژانر است و معمولاً به فرآیند انتقال یا تطبیق دسته بندی های ژانری ( سبک ها یا گونه های هنری، ادبی، فیلمی و غ ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"talkies"** به فیلم های **صامت ( صدا دار ) ** اشاره دارد که در اوایل تاریخ سینما ساخته شدند و برخلاف فیلم های صامت اولیه، دارای صدا و دیالوگ ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"Flickathon"** ترکیبی غیررسمی و عامیانه است که از دو کلمه **"flick"** ( که به معنای فیلم یا سینما است ) و **" - athon"** ( پسوندی که به معنی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"on the real"** یک اصطلاح عامیانه در زبان انگلیسی است که به معنی **�واقعاً�، �جدی�، �به طور واقعی� یا �صادقانه�** به کار می رود. این عبارت بی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"No horseplay"** به معنای **اجتناب از رفتارهای بازیگوشانه، شیطنت آمیز یا پرخطر به ویژه در محیط هایی مانند مدرسه، محل کار یا مکان های عمومی** ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"No monkey business"** به معنای **عدم انجام کارهای شیطنت آمیز، رفتار غیرقابل قبول، تقلب یا کارهای ناپسند و غیرقانونی** است. - **Monkey bus ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عبارت **"use your loaf"** یک اصطلاح عامیانه بریتانیایی است که به معنای **از مغزت استفاده کن، فکر کن، با عقل و هوش عمل کن** می باشد. - **"Loaf"** د ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"use one’s gray matter"** یک اصطلاح عامیانه در زبان انگلیسی است که به معنای **استفاده کردن از عقل، فکر و توانایی های ذهنی برای حل مسئله یا در ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عبارت **"rack your brain"** یک اصطلاح رایج در زبان انگلیسی است که به معنای **خیلی سخت فکر کردن، تلاش کردن برای به خاطر آوردن یا یافتن پاسخ یک مسئله د ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"let it marinate"** در زبان انگلیسی به صورت استعاری به معنای **دادن زمان به یک فکر، ایده یا مسئله برای بررسی و تأمل بیشتر قبل از تصمیم گیری ی ...

پیشنهاد
٠

عبارت **"run it through the mental filter"** به معنای **بررسی کردن یا ارزیابی کردن یک فکر، ایده یا اطلاعات به دقت و با توجه به معیارها یا ارزش های ذه ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"mull it over"** یک اصطلاح عامیانه در زبان انگلیسی است که به معنای **به دقت فکر کردن، بررسی کردن یا تأمل کردن درباره یک موضوع یا مسئله** می ب ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"mental acrobatics"** به معنای **تمرینات یا تلاش های ذهنی پیچیده و دشوار برای حل مسئله، توجیه کردن یا فهمیدن چیزی است که نیازمند انعطاف فکری ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"wrap your head around ( something ) "** یک اصطلاح عامیانه انگلیسی است که به معنای **درک کردن، فهمیدن یا قبول کردن چیزی است که دشوار، پیچیده ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"Put on your thinking cap"** یک اصطلاح رایج در زبان انگلیسی است که به معنای **آماده شدن برای فکر کردن عمیق و جدی درباره یک موضوع یا مسئله** م ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عبارت **"noodle on it"** به معنای **فکر کردن درباره موضوعی، بررسی کردن یا اندیشیدن به چیزی** است. - واژه **"noodle"** در اینجا به صورت عامیانه به ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: آدم نادر / شخصیت خاص / موجود کمیاب / پدیده ی منحصر به فرد در زبان محاوره ای: یه چیز خاصه، از اون آدم ها نیست، خیلی کمیابه، تک نمون ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"rare as hen’s teeth"** یا **"scarce as hen’s teeth"** به معنای **چیزی که بسیار نادر است یا تقریباً وجود ندارد** می باشد. ### دلیل این اصطل ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

## 1. معنی لغوی ( Literal meaning ) **"Rough seas"** به معنای **دریاهای طوفانی، مواج و متلاطم** است که در آن باد شدید و امواج بزرگ وجود دارد و شرای ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وقتی می گویند چیزی یک "tall order" است، یعنی انجام آن کار یا برآورده کردن آن خواسته، بسیار دشوار یا چالش برانگیز است. این عبارت معمولاً برای توصیف ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثال های کاربردی Raising children can be a hard row to hoe. بزرگ کردن بچه ها می تواند کار سخت و دشواری باشد. Getting that project done on time was ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کلمه **"chagrin"** در زبان انگلیسی به معنای **خجالت، ناراحتی، یا دل خوری ناشی از شکست، اشتباه یا تحقیر شدن** است. - **Chagrin** به احساس ناخوشایند ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه **"discombobulate"** یک واژه غیررسمی و طنزآمیز در زبان انگلیسی است که به معنای **گیج کردن، سردرگم کردن یا به هم ریختن ذهن کسی** می باشد. - ** ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کلمه **"peeve"** در زبان انگلیسی به معنای **چیزی که باعث ناراحتی، رنجش یا عصبانیت کوچک می شود** است. معمولاً به عنوان یک اسم به کار می رود و بیانگر ی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"Spidey sense"** به طور غیررسمی و طنزآمیز به معنای **حس ششم یا حس شنوایی فوق العاده ای است که به فرد کمک می کند خطر یا موقعیت های غیرعادی را ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"in the pen"** یک اصطلاح عامیانه در زبان انگلیسی است که معمولاً به معنای **در زندان بودن** یا **در بازداشت بودن** استفاده می شود. - - - ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### 1. جمع آوری یا کسب کردن ( معمولاً امتیاز، پول، یا تجربه ) - به معنای **کسب کردن تدریجی و انباشتن چیزی** مثل امتیاز، پول، یا دستاوردها. - مثال ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"slap with a sentence"** یک اصطلاح عامیانه در زبان انگلیسی است که به معنای **دادن یا تحمیل یک حکم قضایی به کسی، معمولاً به صورت ناگهانی یا بد ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"put in the clink"** یک اصطلاح عامیانه و غیررسمی در زبان انگلیسی است که به معنای **بازداشت کردن یا زندانی کردن کسی** می باشد. - **"clink"* ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: تمام قد / با تمام توان / بی محابا / بی هیچ محدودیت / تا تهش در زبان محاوره ای: تا ته رفت، دیگه کم نذاشت، همه چیزو ریخت وسط، با تما ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"all chips in"** یک اصطلاح عامیانه است که معمولاً در زمینه قمار ( به ویژه بازی پوکر ) استفاده می شود و به معنای **ریختن همه چیپ ها ( تمام پول ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

- **معنی اصلی:** عبارت "All aboard" به معنای **همه سوار شوید** است و معمولاً توسط کارکنان وسایل نقلیه عمومی مثل قطار، کشتی یا اتوبوس گفته می شود تا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Commit as a mule" refers to being extremely dedicated, persistent, and unwavering in commitment, much like a mule that stubbornly carries its load w ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

To be fully committed or deeply attached to a cause, relationship, or task, much like how a tick embeds itself into a dog's skin. تعهد کامل و وابست ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

**بناپارتیسم** اصطلاحی سیاسی است که به نوعی حکومت یا نظام سیاسی اشاره دارد که برگرفته از شیوه حکمرانی ناپلئون بناپارت و به ویژه رژیم لویی بناپارت ( ن ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نقطه تکیدگی یا نقطه تکینگی 1. در علم اخترفیزیک و نجوم تکینگی ( Singularity ) نقطه ای در فضا - زمان است که چگالی ماده و گرانش به حد نامتناهی می رسد و ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"morally bankrupt"** به معنی **نداشتن هیچ اصول اخلاقی، فاقد اخلاق بودن یا غیر اخلاقی بودن کامل** است. - این اصطلاح به صورت استعاری از واژه ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلمه **"manky"** یک صفت عامیانه بریتانیایی است که برای توصیف چیزی به کار می رود که **کثیف، زشت، بدبو، یا در وضعیت نامطلوب و بی کیفیت باشد** - **کثی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه **"throb"** هم به عنوان فعل و هم به عنوان اسم در زبان انگلیسی استفاده می شود و معمولاً به معنای **ضربان داشتن، تپیدن یا درد شدید و متناوب** است. ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عبارت **"tidy up"** یک فعل عبارتی ( phrasal verb ) است که به معنای **مرتب کردن، منظم کردن، یا تمیز کردن جایی یا چیزی** است. - وقتی می گوییم **tidy ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"apply elbow grease"** به معنای **صرف کردن تلاش و زحمت زیاد، به ویژه کار فیزیکی سخت و پرانرژی برای انجام کاری است**. - اصطلاح **elbow grea ...

پیشنهاد
٠

عبارت **"put your nose to the grindstone"** یک اصطلاح عامیانه انگلیسی است که به معنای **سخت کار کردن با تمرکز و پشتکار زیاد، بدون حواس پرتی** است. ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"put in the hours"** به معنای **صرف کردن زمان و تلاش زیاد برای انجام کاری، معمولاً به صورت مداوم و با پشتکار** است. - وقتی می گوییم کسی ** ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت **"plow through"** یک فعل عبارتی ( phrasal verb ) است که به معنای **پیش رفتن با تلاش زیاد و پشتکار، مخصوصاً در مواجهه با کاری دشوار، خسته کننده ...