تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٨

اوغور ( oğur ) : وقت، هنگام، حال فرهنگ معین آن را تورکی نوشته و در دیوان کاشغری نیز آمده، صفحه درج شده کلمه را بعدا در ویرایشی اضافه میکنم. فک میکنم ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

این نام در معنی �تکه ای از ماه� ترکی است. آی: در زبان ترکی یعنی ماه تیکه هم که همان تکه، پاره، قطعه میباشد. آی تیکه که در تلفظ آتیکه شده است

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٩

کاربر گرامی �اوزرا� و عزیزان دیگر : که زبان فارسی رو زیر مجموعه زبان عربی میدونید این حرفو هیچ کجا بیان نکنید، یعنی سطحی ترین چیز در حوزه زبانشناسی ا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١٤

اردبیل: در کتیبه های سومری بصورت "ارت ته" آمده است که بدون دلیل لازم از هر طرف مصادره میشود. آنچه از کتیبه های سومری می فهمیم این است که این شهر در ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٣٦

داماد: واژه ای هندی است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٩

یامان: واژه ای ترکی است در معنی "بد و ناروا از هر چیزی" این کلمه مقابل کلمه "یاخشی، یاخچی" در ترکی است که به معنی "خوب و نیکو از هر چیزی" است. منبع: ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

فرهنگ فارسی: قاطر ماخوذازترکی، استر، چمنا و ستر هم گویند، حیوانی که ازجفت شدن خرنربامادیان بوجودمی آید ( اسم ) نوعی درخت خون سیاوشان که آن را دراسنا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢٩

۱. شاید عده ای هنوز نمیدانند که سومرها از منطقه قفقاز و آذربایجان کنونی به بین النهرین کوچ کرده اند. ۲. پیشنهاد میکنم مطالعاتت رو بیشتر کنی و واژگا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٣٣

یعنی این بالایی یه جوری متنی که نوشتمو نفهمیده و متوجه نشده که نمیشه حتی بهش توضیح داد که چی به چیه. خدایا چرا اومدم اینجا و سم این بالایی رو خوندم: ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢٩

خدایا چجوری به اینا بفهمونیم که آتشکده های مناطق قفقاز ربطی به زرتشت خیالی اینان نداره و تماما آتشکده هایی سومری هستند و واژه آتروپاتکان واژه ای سومر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٥١

علاوه بر پسوند شباهت در زبان ترکی، به معنی تنها و واحد هم هست با توجه به کاربرد در هر دو زبان احتمال میرود سومری باشد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

دوستان ترک زبان اصلا با این قشری که خودشون نه منبع درست حسابی دارن نه ریشه کلمه دارن و نه به سوالات پرسیده شده جواب میدن وارد بحث نشید بنده با چنتا ا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

آقای امید اولا سلام و عرض ادب خدمت شما؛ در ابتدا باید عرض کنم بنده هم مثل دیگران نظری ثبت میکنم با منبع و "هیچ اظهارنظری حاشیه ایی هنگام نوشتن توضیحا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به شکل صحیح دگمه یا تگمه یا d�gmə: این واژه ترکی است از مصدر d�g�n یا دُگون= گره dogunləmək: گره زدن، بستن تلفظ با هر دو حروف "ت، د" صحیح است چون در ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

لغت نامه دهخدا: درنا. [ دُ] ( ترکی، اِ ) اسم ترکی کرکی است. ( فهرست مخزن الادویة ) . یکی از پرندگان وحشی وحلال گوشت، از راسته ٔ دراز پایان که در حدود ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢٠

جدیدا این اشخاصی که در حوزه زبان دری فعالیت دارند یک پسوند از مناطق ترک به خود میچسبانند که مثلا. . . خب اگر هم در اصل چنین است شما هم مانند حکم آبا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

لغت نامه دهخدا: قیمه. [ ق َ / ق ِ م َ / م ِ ] ( ترکی ، اِ ) گوشت ریزریزکرده یا چرخ شده. خورش که با گوشت خردکرده تهیه کنند. طرز تهیه آن بدینگونه است ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢٨

( جالبه بالا نوشته اند 500000 سال قبل این شخصیت وجود داشته و عده ای هم از معده لایک میکنند پس این شخصیت از زمان دایناسور ها باقی مونده ) حاجی فیروز ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٣٦

سبلان در اصل ساوالان: ساو=پیام آلان= گیر ساو یا Sav در ترکی =پیام، خبر، کلام، وحی از همین جاست که در ترکی به پیامبر "ساوچی Savchi" میگویند. آلان ی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١٦

گردو به ترکی : Yağaq، یاغاق منبع:" دیوان لغات الترک" شیخ محمود کاشغری یاغ: در ترکی به معنی روغن و چربی است چون این ماده بسیار چرب است به این دلیل ا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٤٩

واژه دوست در اصل از سومریِ "Du - sa" گرفته شده به معنی نزدیک و همجوار در زبان سومری، که بعدها وارد زبان های دیگر همچون هندو اروپایی شده و از آنجا وار ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٣٣

در زبان فارسی قابل تصور نیست که لغات آستین لباس، آستان خدا ، آستانه حیاط ، آستر کت و شلوار، آهسته راه یافتن بتوانند فرزندان یک خانواده باشند. اصلا مع ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٣٣

نسیم معرب از " اَسیم" واژه ای ترکی به معنی باد ملایم ( وزش ) و شروع وزش باد. این واژه در دیوان لغات الترک هم بصورت əsin یا əsim آمده است. مثال از دی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١٧

کلمات " آبدست و دست نماز " فارسی هستند. ولی اون دوستی که نوشته بودند که وضو معادل ترکی ندارد مگه میشه آخه! وضو به ترکی: Yuarın یا یوآرئن است. ولی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٣٨

تنور یک واژه بسیار باستانی از زبان سومری ترکی است. تنور : و تنّور ( معرب ) = تَندیر در ترکی = تَمدیر ( تَمدیرمَک و تامدئرماق= Tamdırmaq= سوزاندن ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢١

فرهنگ معین قلاش ( قَ لّ ) [ تر. ] ( ص . ) کلاش . ۱ - بیکاره، ولگرد. ۲ - باده پرست، مفلس . ۳ - حیله گر. *همانطور که فرهنگ معین اشاره کرده این واژه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢٠

قِسِر: ( ترکی ) از : qısır = قیْسیْر = قیْس ( قیْسماق = تنگ فشردن ، کم کردن ، پائین آوردن ، دندانها را بهم فشردن ) یْر ( اک ) = کم درحد ناچیز ، بی ثم ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٤٢

Səku یا سکو: به معنی تختگاه و دکان واژه ای ترکی است. منبع: "دیوان لغات الترک" شیخ محمود کاشغری ص۵۳۷

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢٥

Təkə: در معنی " بُز نر " واژه ای ترکی است. در زبان ترکی برای اسامی حیوانات اهلی از "نوزادی تا بالغ شدن" و "تفکیک جنسیت"شان انقدر اسم های گوناگونی وج ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١٠

کَنکَش یا کَنکاش: دیدار، مذاکره، مشورت و رایزنی. واژه ای ترکی است که در دیوان لغات الترک به این صورت آمده؛ Kənkəş از ریشه کنک در ترکی به معنی شور و م ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢٨

دُهُل از واژه Dovul ترکی به معنی کوبیده شونده. از مصدر دوولماق: کوبیده شدن، زده شدن این واژه در دیوان لغات الترک هم به معنی طبل آمده است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢٠

در زبان فارسی قابل تصور نیست که لغات آستین لباس، آستان خدا ، آستانه حیات ، آستر کت و شلوار، آهسته راه یافتن بتوانند فرزندان یک خانواده باشند. اصلا مع ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٣٦

این واژه در اصل سومری است؛ واژگان دف، دفتر ، دبیر، دیوان، مُزد، چوپان، گبر، هیکل، ملوان، آرزو، دوست، سومری هستند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٦٩

واژگان "دف، دفتر ، دیوان" سومری هستند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

قرقاول واژه ای ترکی است. قَرَقاوول یا قاراقاوول: قارا یا قَرَ در ترکی یعنی سیاه پرندگان دیگر: قارانقوش: پرستو قرقی قارتال:عقاب قوقوش: پرنده غو، که د ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٤٧

Tiz یا Diz: دو معنی در زبان ترکی دارد به معنای" زانو" و " مکان مرتفع" در ترکی ست. توضیح شیخ محمود کاشغری در "دیوان لغات الترک" در مورد واژه دیز: فار ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢١

در زبان فارسی قابل تصور نیست که لغات آستین لباس، آستان خدا ، آستانه حیاط ، آستر کت و شلوار، آهسته راه یافتن بتوانند فرزندان یک خانواده باشند. اصلا مع ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٤٥

گؤیجه یا گؤجه در معنای سبزه و سبزینه به آلوچه سبز گفته میشود چون گوجه قرمز میوه ای فرنگی است حتی خود ترکان به آن پامادور نیز گویند در فارسی هم پسوند ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢٠

لق=لاق یا لاغ واژه ای ترکی از مصدر لاقلاماق = تکان خوردن لاق یعنی شل، تکان خورنده، نااستوار

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٣١

لغت نامه دهخدا گل. [ گ ُ ] ( اِ ) در اوراق مانوی ( به پارتی ) ور ( گل سرخ ) ، اوستا وردا ، ارمنی ورد ، پهلوی گول ، ورتا ، ورد در اوستا " وردا" در پهل ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١٠

غلام= قولام از "قول" و مصدر "قوللوک:به معنی خدمت" و غلام یعنی خدمتکار ، واژه و اسمی ترکی است که وارد زبان عربی شده از این مصدر اسم "قلی" هم درست شده.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١٤

دِق یا دْق یا dıq: در معنی اندوه و رنج ( البته نه کاملا ) جالبه دهخدا اصلا به "دق" در معنی اندوه و رنج اشاره ای به هیچ عنوان نکرده. در بالای همین ص ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

توضیحات را دوستانی داده اند 1. اخه اخوی چطوری واژه "جل" را با واژه "گور" و واژه عربی "قبر" یکی کردی؟ چجوری میشه: ) ) ) ) ) 2. معنی جلگه در لغتنامه ه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

چُغُل:ترکی = چوْوغول و چوْوول = چوْ و ( شایعه ، خبر ) غول ( اک ) = شایعه پراکنی، خبرچینی ، جاسوسی ؛ چوُوول هم استفاده می شود ، چُغُلی ات را می کنم = ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١١

تاجیک یا تاتجْک واژه ای ترکی از مصدر "تات" . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . منبع واژه تات:"دیوان لغات الترک" شیخ محمود کاشغری . . . . ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢٢

در گفتار جناب حمید باید گفت؛ اولا درباره واژه ای اگر حرف میزنید *منبع* را عنوان کنید نه اینکه بنویسید سغدیست و بروید اون منبعی ترکی که شما نوشتی میگ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١٠

اُلگو یا olqu واژه ای ترکی از مصدر "اُلماق=شدن" معنی لغوی الگو یعنی "بدان شکل میشود" در صورت ادامه دادن چیزی یا راهی از هر چیز دیگری. برابر فارسی آن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢٠

"وار" به معنی "هست" فعل ترکی از افعال دارندگی. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . وارْم varım: د ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٤٣

بیگ یا بگ واژه ای ترکی است کلمه بزرگ هم واژه ای ترکی است بصورت bozurk با تلفظ ذال در ترکی آسیای میانه که در ترکی کرانه خزری یا به عبارتی ترکی اوغوزی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

سراغ یا سراق واژه ای ترکی است مخفف از بن واژه "سورماق=پرسیدن و جویا شدن و پرس و جو کردن" سور = بپرس و جویا شو در زبان ترکی جایگزینی حرف "ق" با "غ، خ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٣٤

وقتی فرهنگ معین نوشته واژه "ترکی" هستش نمیدونم چرا بعضی اصرار دارند از واژه یه چیز دیگه بسازند . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١٨

در زبان ترکی؛ به عمل ادرار بزرگسالان : ایش و به عمل ادرار کودکان : جیش گویند. cish یا جیش در معنی ادرار واژه ای ترکی است اما توضیح اینکه کاربرد این ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

همانطور که در فرهنگ معین و فارسی اشاره شده این واژه ترکی است به شکل صحیحِ " اولاق" اما معنی آن خر نیست در ترکی به هر حیوان چهارپای بارکش" اولاق" گفته ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢٢

واژه امید اگر فارسی است از چه مصدر و ریشه ای است در کجا آمده که "اُم" در فارسی معنی داشته باشد؟ این واژه در دیوان لغات الترک شیخ محمود کاشغری هم آمده ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢١

هر واژه ای را برای دانستنش باید رجوع به تاریخ واژه کرد و اگر ممکن نبود باید ریشه یابی و مصدر آن را پیدا کرد و فهمید از کدام زبان است. قتار= قاتار ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

منجوق واژه ای ترکی است جالبه دهخدا نوشته این لفظ فارسی است یا ترکی چون قاف دارد احتمالا فارسی است در حالی که اصلا در زبان فارسی واژه ای با "ق" نداریم ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

النگو از " اَل" به معنی دست و " گی" یعنی پوش. که ی به واو تبدیل شده، واژه ای ترکی است در ترکی قولباق هم میگویند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢٩

واژه زعفران به احتمال زیاد عربی است و به فارسی واژه نزدیک " اسفیره" است. نوشته اند به فارسی زرپران بوده ولی شاید این واژه بعدها با توجه به کلمه زعفر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١٨

تور یا tor در معنای تله و توری که برای ماهی گیری و یا اشیا استفاده میشود، واژه ای ترکی است. منبع: "دیوان لغات الترک" شیخ محمود کاشغری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١٩

اوج ( با تلفظ او ) یا Uj در ترکی به معنی "نوک" است. "اوجا" یعنی: با ارتفاع yinanin uji: نوک سوزن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢٦

یال یا Yal مخفف از Yalıg واژه ای ترکی است که به تاج حیوانات از جمله خروس و موی سر و گردن اسب اطلاق میشود. و وقتی مرغ و خروس تاج گوشتی در آورند یا اسب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢٨

آماج یا amac واژه ای ترکی است به معنی نشانه یا هدف. منبع: "دیوان لغات الترک" شیخ محمود کاشغری توضیح کاربر یاسمین کمی اغراق آمیز است به این دلیل ک ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١٩

زیگیل یا zigil واژه ای ترکی است که در فارسی زگیل خوانده میشود. منبع:"دیوان لغات الترک" شیخ محمود کاشغری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

بزک واژه ای ترکی به معنی آرایش و تزیین و نقش و نگار است. از بن واژه بَزَمَک به معنی آراستن و آرایش کردن و تزیین است. منبع:"دیوان لغات الترک" شیخ م ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١٣

یاغیْ کلمه ای ترکی است از مصدر ( یاغماق= ریختن و باریدن و فرود آمدن ) به معنی دشمن و غارتگر که واژه ی یاغما یا یغما هم، هم خانواده همین کلمه س معنی غ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢٤

سرکه در اصل Sirkə واژه ای ترکی است. منبع: "دیوان لغات الترک" شیخ محمود بن حسین کاشغری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١٥

کوچ از K�� به معنی نقل مکان از مصدر kochmək به معنی نقل مکان کردن واژه ای ترکی است. olar kochtulər: یعنی آنها نقل مکان کردند. اسباب کشی کردند. koc ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢٠

دؤد یا تؤت مخفف از تؤتؤن از مصدر "تؤتمَک" tutmak واژه ای ترکی است. منبع واژه: "دیوان لغات الترک" محمود بن حسین کاشغری تؤتؤن را به گیاه دخانیات اطل ...