اردم

اردم

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



پارچه١٧:٠٨ - ١٤٠٠/٠٦/١٥کاربر گرامی �اوزرا� و عزیزان دیگر : که زبان فارسی رو زیر مجموعه زبان عربی میدونید این حرفو هیچ کجا بیان نکنید خنده داره یعنی سطحی ترین چیز در حوزه زب ... گزارش
9 | 1
اردبیل٠١:٤٧ - ١٤٠٠/٠٣/٠٥اردبیل: در کتیبه های سومری بصورت "ارت ته" آمده است که بدون دلیل لازم از هر طرف مصادره میشود. آنچه از کتیبه های سومری می فهمیم این است که این شهر در ... گزارش
32 | 5
بیگ٢٣:٣٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥در زبان همخامنشی کلمات ترکی همچون کپکو=سگ ، چاپار=قاصد ، آد=نام و. . . استفاده میشد علاوه بر اینها زبان هخامنشی زبانی متفاوت از فارسی است و نمیتوان ا ... گزارش
9 | 11
داماد١٩:٣٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٠داماد: واژه ای هندی است.گزارش
2 | 4
یامان٢٠:٠٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠٨یامان: واژه ای ترکی است در معنی "بد و ناروا از هر چیزی" این کلمه مقابل کلمه "یاخشی، یاخچی" در ترکی است که به معنی "خوب و نیکو از هر چیزی" است. منبع: ... گزارش
32 | 4
قاطر٠١:٣٨ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤فرهنگ فارسی: قاطر ماخوذازترکی، استر، چمنا و ستر هم گویند، حیوانی که ازجفت شدن خرنربامادیان بوجودمی آید ( اسم ) نوعی درخت خون سیاوشان که آن را دراسنا ... گزارش
14 | 4
سبلان٠٤:٠٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٥۱. شاید عده ای هنوز نمیدانند که سومرها از منطقه قفقاز و آذربایجان کنونی به بین النهرین کوچ کرده اند. ۲. پیشنهاد میکنم مطالعاتت رو بیشتر کنی و واژگا ... گزارش
21 | 8
پارچه٠١:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٥بعضی از این دوستان مثل این جناب فرتاش و. . . جستجو کرده اند تا هرجا بنده یا بعضی دوستان با منبع کلمه ای را نوشته ایم درجا و فورا بیایند و نظری بگذارن ... گزارش
18 | 7
گوجه١٨:١٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٣یعنی این بالایی یه جوری متنی که نوشتمو نفهمیده و متوجه نشده که نمیشه حتی بهش توضیح داد که چی به چیه. خدایا چرا اومدم اینجا و سم این بالایی رو خوندم: ... گزارش
18 | 11
سبلان٢٢:٥٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٢خدایا چجوری به اینا بفهمونیم که آتشکده های مناطق قفقاز ربطی به زرتشت خیالی اینان نداره و تماما آتشکده هایی سومری هستند و واژه آتروپاتکان واژه ای سومر ... گزارش
12 | 6
تک٢١:٢٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٢علاوه بر پسوند شباهت در زبان ترکی، به معنی تنها و واحد هم هست با توجه به کاربرد در هر دو زبان احتمال میرود سومری باشد.گزارش
9 | 8
امید٢١:١٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٢دوستان ترک زبان اصلا با این قشری که خودشون نه منبع درست حسابی دارن نه ریشه کلمه دارن و نه به سوالات پرسیده شده جواب میدن وارد بحث نشید بنده با چنتا ا ... گزارش
23 | 7
تکه١٣:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٢آقای امید اولا سلام و عرض ادب خدمت شما؛ در ابتدا باید عرض کنم بنده هم مثل دیگران نظری ثبت میکنم با منبع و "هیچ اظهارنظری حاشیه ایی هنگام نوشتن توضیحا ... گزارش
5 | 3
تکمه١٢:٤٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٢به شکل صحیح دگمه یا تگمه یا d�gmə: این واژه ترکی است از مصدر d�g�n یا دُگون= گره dogunləmək: گره زدن، بستن تلفظ با هر دو حروف "ت، د" صحیح است چون در ... گزارش
14 | 2
دهل٢١:٤٣ - ١٤٠٠/٠١/١٩دومبلک جون؛ سازهای تنبک و دف و چندتا از سازهای دیگر از سومریان مونده و کلماتی سومری هستند. از لحاظ ریشه شناسی و بن نیز نمیتوان ربطی بین آن و دهل پیدا ... گزارش
7 | 3
اش١٧:٣٠ - ١٤٠٠/٠١/١٩نخستین فرهنگ واژگان کو ؟! نویسنده ش کیه ؟! شما جامع ترین لغتنامه ات ( دهخدا ) بنواژه شناسیش کو ؟! اصلا زبان فارسی مگه بن داره زبان تحلیلی که تشکیل شد ... گزارش
28 | 7
درنا٠٢:٤٥ - ١٤٠٠/٠١/١٩لغت نامه دهخدا: درنا. [ دُ] ( ترکی، اِ ) اسم ترکی کرکی است. ( فهرست مخزن الادویة ) . یکی از پرندگان وحشی وحلال گوشت، از راسته ٔ دراز پایان که در حدود ... گزارش
14 | 4
تکه٠٢:١٦ - ١٤٠٠/٠١/١٩جدیدا این اشخاصی که در حوزه زبان دری فعالیت دارند یک پسوند از مناطق ترک به خود میچسبانند که مثلا. . . خب اگر هم در اصل چنین است شما هم مانند حکم آبا ... گزارش
2 | 5
سبلان١٢:٥٧ - ١٤٠٠/٠١/١٨با تعدادی از این دوستان بالا مباحثه کردیم و در آخر به توهین پرداختند که این یعنی از ابتدا بحث نکنی بهتر است اما از آنجایی که این افراد فورا میخواهند ... گزارش
14 | 7
قیمه١٩:٠٨ - ١٤٠٠/٠١/١٠لغت نامه دهخدا: قیمه. [ ق َ / ق ِ م َ / م ِ ] ( ترکی ، اِ ) گوشت ریزریزکرده یا چرخ شده. خورش که با گوشت خردکرده تهیه کنند. طرز تهیه آن بدینگونه است ... گزارش
16 | 4
حاجی فیروز١٤:٥٩ - ١٤٠٠/٠١/٠٤( جالبه بالا نوشته اند 500000 سال قبل این شخصیت وجود داشته و عده ای هم از معده لایک میکنند پس این شخصیت از زمان دایناسور ها باقی مونده ) حاجی فیروز ... گزارش
16 | 9
من١٤:٤٦ - ١٤٠٠/٠١/٠٢دوست عزیز جناب پ. ب اولا باید عرض کنم به خاطر همین اسمتون احتمالا بنده اصلا از اول نباید با شما بحث میکردم که در آخر اینجوری توهین کنید متنی گذاشتیم ... گزارش
21 | 14
من١٤:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٢جناب رضا به قول سهراب سپهری ما هیچ ما نگاه درباره منبعتون" ویکی پدیا" دوباره ماست مالی کردید، یه چیزایی نوشتید که فقط یه چیزایی بنویسید. پنجر تون ... گزارش
18 | 15
من١٠:٢٢ - ١٣٩٩/١٢/٣٠منابع جناب رضا "ویکی پدیا" شما که ریشه یابی بلدی ویل به معنی شهره "لوند" چیه؟ فکر کردین با دوتا مثال میتونین مغلطه کنید، مثال میارم کلمه کندوان رو س ... گزارش
28 | 13
من١٠:٠٠ - ١٣٩٩/١٢/٣٠با تشکر از دوست عزیز پ. ب که مطالب را درج کردند اما باید اشاره کنم که این واژگانی که شما نوشتید تحریف شده است، همه این کلمات وجود دارند ولی بسیاری به ... گزارش
16 | 14
تفنگ١١:٢١ - ١٣٩٩/١٢/٢٩با تشکر از جناب پویا؛ بله احتمال دارد که مصدر کلمه ترکی یا فارسی باشد ولی واژه توفان لغتی فارسی نیست و مصدر توفیدن گمان نکنم در زبان فارسی درست باشد. ... گزارش
16 | 8
سبلان١٩:٤٥ - ١٣٩٩/١٢/٢٣سبلان در اصل ساوالان: ساو=پیام آلان= گیر ساو یا Sav در ترکی =پیام، خبر، کلام، وحی از همین جاست که در ترکی به پیامبر "ساوچی Savchi" میگویند. آلان ی ... گزارش
16 | 11
تفنگ١٥:٠٩ - ١٣٩٩/١٢/٢٣دوستان عزیز چه ترک زبان چه فارس زبان وقتی درباره کلمه ای توضیحی مینویسید لطفا منبع رو معرفی کنید و اگر مطالعاتی درباره واژه دارید ریشه یابی کنید نه ا ... گزارش
37 | 9
من١٩:٣٧ - ١٣٩٩/١٢/١٩جناب پ. ب: میشه واژه های مشترک سومری در فارسی رو بنویسید، اصلا شما اصلِ واژه های پهلوی رو بنویسید ببینید چند واژه برای خود دارد. والا هر سِرچی درباره ... گزارش
16 | 17
گردو١٢:٤٩ - ١٣٩٩/١٢/١٦گردو به ترکی : Yağaq، یاغاق منبع:" دیوان لغات الترک" شیخ محمود کاشغری یاغ: در ترکی به معنی روغن و چربی است چون این ماده بسیار چرب است به این دلیل ا ... گزارش
25 | 8
دوست١٢:٣٣ - ١٣٩٩/١٢/١٦واژه دوست در اصل از سومریِ "Du - sa" گرفته شده به معنی نزدیک و همجوار در زبان سومری، که بعدها وارد زبان های دیگر همچون هندو اروپایی شده و از آنجا وار ... گزارش
16 | 10
استان١٧:٤٨ - ١٣٩٩/١٢/١٣در زبان فارسی قابل تصور نیست که لغات آستین لباس، آستان خدا ، آستانه حیاط ، آستر کت و شلوار، آهسته راه یافتن بتوانند فرزندان یک خانواده باشند. اصلا مع ... گزارش
46 | 12
نسیم١٧:١٤ - ١٣٩٩/١٢/١٣نسیم معرب از " اَسیم" واژه ای ترکی به معنی باد ملایم ( وزش ) و شروع وزش باد. این واژه در دیوان لغات الترک هم بصورت əsin یا əsim آمده است. مثال از دی ... گزارش
21 | 10
وضو٢١:١٩ - ١٣٩٩/١٢/١٢کلمات " آبدست و دست نماز " فارسی هستند. ولی اون دوستی که نوشته بودند که وضو معادل ترکی ندارد مگه میشه آخه! وضو به ترکی: Yuarın یا یوآرئن است. ولی ... گزارش
16 | 9
تنور٠٣:٤٠ - ١٣٩٩/١٢/١١تنور یک واژه بسیار باستانی از زبان سومری ترکی است. تنور : و تنّور ( معرب ) = تَندیر در ترکی = تَمدیر ( تَمدیرمَک و تامدئرماق= Tamdırmaq= سوزاندن ) ... گزارش
21 | 10
قلاش٠٣:٢٥ - ١٣٩٩/١٢/١١فرهنگ معین قلاش ( قَ لّ ) [ تر. ] ( ص . ) کلاش . ۱ - بیکاره، ولگرد. ۲ - باده پرست، مفلس . ۳ - حیله گر. *همانطور که فرهنگ معین اشاره کرده این واژه ... گزارش
9 | 8
قسر٠٣:١٦ - ١٣٩٩/١٢/١١قِسِر: ( ترکی ) از : qısır = قیْسیْر = قیْس ( قیْسماق = تنگ فشردن ، کم کردن ، پائین آوردن ، دندانها را بهم فشردن ) یْر ( اک ) = کم درحد ناچیز ، بی ثم ... گزارش
12 | 8
سکو٠١:٤٦ - ١٣٩٩/١٢/١١Səku یا سکو: به معنی تختگاه و دکان واژه ای ترکی است. منبع: "دیوان لغات الترک" شیخ محمود کاشغری ص۵۳۷گزارش
9 | 8
تکه٠١:٣٨ - ١٣٩٩/١٢/١١Təkə: در معنی " بُز نر " واژه ای ترکی است. در زبان ترکی برای اسامی حیوانات اهلی از "نوزادی تا بالغ شدن" و "تفکیک جنسیت"شان انقدر اسم های گوناگونی وج ... گزارش
14 | 8
من١٨:١٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٩مخاطب مرزبان 1. در زبان ترکی در هیچ کدام از قومیت هایش "اَز، اَژ" استفاده ای نداره شما از کجا از طرف ما صحبت میکنی. 2. زبان هخامنشی زبانی متفاوت از ... گزارش
18 | 17
کنکاش١٤:٣١ - ١٣٩٩/١٢/٠٦کَنکَش یا کَنکاش: دیدار، مذاکره، مشورت و رایزنی. واژه ای ترکی است که در دیوان لغات الترک به این صورت آمده؛ Kənkəş از ریشه کنک در ترکی به معنی شور و م ... گزارش
12 | 7
سیمرغ١٧:٠٩ - ١٣٩٩/١١/٢٩این پرنده با نام Samruk پرنده باستانی ترکان در یونسکو ثبت جهانی شده است. 💢منشا "samruk سامروک" ، سیمرغ و درخت زندگی در ترکان_باستان 💢سیمرغ افسان ... گزارش
30 | 13
دهل٠٠:١٥ - ١٣٩٩/١١/٢٦دُهُل از واژه Dovul ترکی به معنی کوبیده شونده. از مصدر دوولماق: کوبیده شدن، زده شدن این واژه در دیوان لغات الترک هم به معنی طبل آمده است.گزارش
18 | 9
اهسته١٣:١٦ - ١٣٩٩/١١/١٨در زبان فارسی قابل تصور نیست که لغات آستین لباس، آستان خدا ، آستانه حیات ، آستر کت و شلوار، آهسته راه یافتن بتوانند فرزندان یک خانواده باشند. اصلا مع ... گزارش
41 | 12
ملوان١٠:٤٨ - ١٣٩٩/١١/١٨این واژه در اصل سومری است؛ واژگان دف، دفتر ، دبیر، دیوان، مُزد، چوپان، گبر، هیکل، ملوان، آرزو، دوست، سومری هستند.گزارش
9 | 9
دفتر١٥:٤٤ - ١٣٩٩/١١/١٦واژگان "دف، دفتر ، دیوان" سومری هستند.گزارش
14 | 15
دبیر٢٠:٢٨ - ١٣٩٩/١١/١٤این واژه سومری است.گزارش
14 | 10
قرقاول١٤:٠٣ - ١٣٩٩/١١/١٣قرقاول واژه ای ترکی است. قَرَقاوول یا قاراقاوول: قارا یا قَرَ در ترکی یعنی سیاه پرندگان دیگر: قارانقوش: پرستو قرقی قارتال:عقاب قوقوش: پرنده غو، که د ... گزارش
25 | 7
دژ٢٠:٢٢ - ١٣٩٩/١١/١٢Tiz یا Diz: دو معنی در زبان ترکی دارد به معنای" زانو" و " مکان مرتفع" در ترکی ست. توضیح شیخ محمود کاشغری در "دیوان لغات الترک" در مورد واژه دیز: فار ... گزارش
16 | 10
استر٠١:٥٤ - ١٣٩٩/١١/٠٣در زبان فارسی قابل تصور نیست که لغات آستین لباس، آستان خدا ، آستانه حیاط ، آستر کت و شلوار، آهسته راه یافتن بتوانند فرزندان یک خانواده باشند. اصلا مع ... گزارش
28 | 10