تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...

پیشنهاد
٠

*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سفالت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رذالت، دنائت ، دونی، پستی، پست فطرتی، فرومایگی، نامردی، نانجیبی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دونی، سفالت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منظور نظر ( نظر کرده شده )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

bestower/blesser/benefactor

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

blessed

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکباره، در یک حرکت، با یک حرکت، در یک ضربه، با یک ضربه رجوع شود به مداخل: 1. at a stroke 2. at one stroke

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( بیماری ) رو به وخامت به نقل از فرهنگ معاصر هزاره

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

granted ( that ) , given ( that ) , considering ( that )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ایضاح

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اهرام مصر

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

املاء اشتباه کلمه judgment / ( یا شکل نادر ) judgement

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماهوی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماهوی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نقره گر/نقره ساز

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسروق

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( محاوره ) دستکش بکس

پیشنهاد
٠

میترا/مهر

پیشنهاد
٠

( یک صدم دراخما ) لپتون - Lepton جمع: Lepta

پیشنهاد
٠

Drachma

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بودن با . . . / با . . . بودن Being in someone's company ملهَم از دوست گرامی "رهگذر"

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

با سلام بر CyrusTheGreat گرامی: باید لفظاٌ ترجمه ش کرد - > " ( اون ) تگرگ به بزرگی نخود بودش"

پیشنهاد
٠

ballot

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

درود بر دوست گرامی Ftimv: مترادفات زیر را می توان در نظر گرفت: با فعل - > Steep ( something ) in, Immerse ( something ) in, Submerge ( something ) ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

در پاسخ به دوست گرامی Arian: کلمه Soak در اصل به معنای خیساندن، غوطه ور ساختن یا خیس شدن است که در این جمله توسعاٌ به معنای فراگیری، آموختن، جذب کر ...

پیشنهاد
٠

جبرائیل/جبرئیل/روح الامین

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ملغی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بغض کردن، بغض گرفتن become or cause to become tearful or extremely upset: با خوندنش به راحتی بغضم گرفت/بغض کردم. I just choked up reading it.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به انگلیسی بریتانیایی: Trolley

پیشنهاد
١

Throw someone under the bus.

پیشنهاد
١

زیر پای کسی رو خالی کردن

پیشنهاد
٠

Hephaestus

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این کلمه در اصل از لَامَ ( سرزنش کردن ) برگرفته شده و به معنای ( شخص ) نکوهش شده یا ملامت شده است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مترادف انگلیسی: Waste away

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

متشکرم از پاسخ شما علیرضا ایرانیان گرامی: سخنان شما مصداق این حقیقت است که انسان نباید دست از فراگیری علم بکشد، لذا برایتان مقدور است جمله ای که مخف ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

a very difficult task امری دشوار، کار سخت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بگومگو، بگومگو کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

Teacherly: of, pertaining to, or characteristic of a teacher معلمی، معلمانه، آموزگاری، دبیری، مدرسی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

teacherly