تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

درود بر دوست گرامی Ftimv: مترادفات زیر را می توان در نظر گرفت: با فعل - > Steep ( something ) in, Immerse ( something ) in, Submerge ( something ) ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

در پاسخ به دوست گرامی Arian: کلمه Soak در اصل به معنای خیساندن، غوطه ور ساختن یا خیس شدن است که در این جمله توسعاٌ به معنای فراگیری، آموختن، جذب کر ...

پیشنهاد
٠

جبرائیل/جبرئیل/روح الامین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ملغی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بغض کردن، بغض گرفتن become or cause to become tearful or extremely upset: با خوندنش به راحتی بغضم گرفت/بغض کردم. I just choked up reading it.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به انگلیسی بریتانیایی: Trolley

پیشنهاد
١

Throw someone under the bus.

پیشنهاد
١

زیر پای کسی رو خالی کردن

پیشنهاد
٠

Hephaestus

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این کلمه در اصل از لَامَ ( سرزنش کردن ) برگرفته شده و به معنای ( شخص ) نکوهش شده یا ملامت شده است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مترادف انگلیسی: Waste away

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

متشکرم از پاسخ شما علیرضا ایرانیان گرامی: سخنان شما مصداق این حقیقت است که انسان نباید دست از فراگیری علم بکشد، لذا برایتان مقدور است جمله ای که مخف ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

a very difficult task امری دشوار، کار سخت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بگومگو، بگومگو کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Teacherly: of, pertaining to, or characteristic of a teacher معلمی، معلمانه، آموزگاری، دبیری، مدرسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

teacherly

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

teacherly

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عادت برای مثال: "he has a proclivity for exaggeration" او عادت داره که مبالغه/اغراق کنه. یا روان تر: اون عادت داره که ( همه چیز رو ) بزرگش کنه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پول زیادی به دست آوردن یا به عبارتی پول پارو کردن مثال: "The new product helped the company shovel in millions" این محصول جدید به شرکت کمک کرد ( ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیستمین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هفدهمین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هجدهمین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوزدهمین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شانزدهمین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیزدهمین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چهاردهمین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پانزدهمین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوازدهمین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوزده - 19

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه ای با بار منفی؛ توده/عامه/اعم مردم همچنین: the unwashed به همان معنی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه ای با بار منفی؛ توده/عامه/اعم مردم همچنین: the great unwashed به همان معنی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تخریب و نابودسازی خود شهر یا فرهنگ آن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

با درود و تحیت بر دوست گرامی علیرضا ایرانیان، گویی اشتباهی در نگارش این کلمه رخ داده است. برای معانی ذکر شده لطفاٌ رجوع شود به Quadruple همچنین ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به معنای ماهر: Adept و به معنای دانا: Scholarly

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Corpus در زبان یونانی عیناٌ به معنای بدن، یا همان پیکر که واژه Corpse یا جسد ( تن مرده انسان ) از آن برگرفته شده است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Tourist

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سائح/سایح

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Tourist

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کفری شده، کفری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

با سلام مجدد به جناب علیرضا ایرانیان عزیز، سخنان شما تمامی صحیح هستند، و من نیز با مراجعه به چند دیکشنری انگلیسی معتبر ( آکسفورد، کمبریج، چمبرز ) ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برای معانی "اساسی، مهم، اصلی" و "مدیر مدرسه" یا "مدیر" مراجعه شود به Principal برای معنی "اصل" یا "قاعده" رجوع شود به Principle

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

با عرض پوزش، ظاهرا اشتباهی در نگارش این کلمه رخ داده است: املاء صحیح: unappealable

پیشنهاد
٠

پلنگ شمشیر دندان/ببر دندان خنجری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ابتر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ددمنش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

امثالی برای این باب: معارفه - همدیگر را شناختن مجالسه - با هم نشستن یا به عبارت بهتر همنشینی مراوده - با هم دوستی و آمد و شد داشتن محاوره - با یک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تخم کشی کردن رجوع شود به مدخل "تخم کشی. "

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برای گوش پزشکی رجوع شود به: stethoscope

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رجوع شود به Skyscraper