تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

ایضاح

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

اهرام مصر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

املاء اشتباه کلمه judgment / ( یا شکل نادر ) judgement

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماهوی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماهوی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نقره گر/نقره ساز

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسروق

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( محاوره ) دستکش بکس

پیشنهاد
٠

میترا/مهر

پیشنهاد
٠

( یک صدم دراخما ) لپتون - Lepton جمع: Lepta

پیشنهاد
٠

Drachma

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بودن با . . . / با . . . بودن Being in someone's company ملهَم از دوست گرامی "رهگذر"

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

با سلام بر CyrusTheGreat گرامی: باید لفظاٌ ترجمه ش کرد - > " ( اون ) تگرگ به بزرگی نخود بودش"

پیشنهاد
٠

ballot

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

درود بر دوست گرامی Ftimv: مترادفات زیر را می توان در نظر گرفت: با فعل - > Steep ( something ) in, Immerse ( something ) in, Submerge ( something ) ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

در پاسخ به دوست گرامی Arian: کلمه Soak در اصل به معنای خیساندن، غوطه ور ساختن یا خیس شدن است که در این جمله توسعاٌ به معنای فراگیری، آموختن، جذب کر ...

پیشنهاد
٠

جبرائیل/جبرئیل/روح الامین

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ملغی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

بغض کردن، بغض گرفتن become or cause to become tearful or extremely upset: با خوندنش به راحتی بغضم گرفت/بغض کردم. I just choked up reading it.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

به انگلیسی بریتانیایی: Trolley

پیشنهاد
١

Throw someone under the bus.

پیشنهاد
١

زیر پای کسی رو خالی کردن

پیشنهاد
٠

Hephaestus

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این کلمه در اصل از لَامَ ( سرزنش کردن ) برگرفته شده و به معنای ( شخص ) نکوهش شده یا ملامت شده است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

مترادف انگلیسی: Waste away

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

متشکرم از پاسخ شما علیرضا ایرانیان گرامی: سخنان شما مصداق این حقیقت است که انسان نباید دست از فراگیری علم بکشد، لذا برایتان مقدور است جمله ای که مخف ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

a very difficult task امری دشوار، کار سخت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

بگومگو، بگومگو کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

Teacherly: of, pertaining to, or characteristic of a teacher معلمی، معلمانه، آموزگاری، دبیری، مدرسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

teacherly

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

teacherly

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

عادت برای مثال: "he has a proclivity for exaggeration" او عادت داره که مبالغه/اغراق کنه. یا روان تر: اون عادت داره که ( همه چیز رو ) بزرگش کنه.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پول زیادی به دست آوردن یا به عبارتی پول پارو کردن مثال: "The new product helped the company shovel in millions" این محصول جدید به شرکت کمک کرد ( ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیستمین

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هفدهمین

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هجدهمین

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوزدهمین

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شانزدهمین

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیزدهمین

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چهاردهمین

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پانزدهمین

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوازدهمین

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوزده - 19

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه ای با بار منفی؛ توده/عامه/اعم مردم همچنین: the unwashed به همان معنی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه ای با بار منفی؛ توده/عامه/اعم مردم همچنین: the great unwashed به همان معنی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

تخریب و نابودسازی خود شهر یا فرهنگ آن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

با درود و تحیت بر دوست گرامی علیرضا ایرانیان، گویی اشتباهی در نگارش این کلمه رخ داده است. برای معانی ذکر شده لطفاٌ رجوع شود به Quadruple همچنین ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

به معنای ماهر: Adept و به معنای دانا: Scholarly