پیشنهادهای ilax011 (٢٢٠)
درود بر دوست گرامی Ftimv: مترادفات زیر را می توان در نظر گرفت: با فعل - > Steep ( something ) in, Immerse ( something ) in, Submerge ( something ) ...
در پاسخ به دوست گرامی Arian: کلمه Soak در اصل به معنای خیساندن، غوطه ور ساختن یا خیس شدن است که در این جمله توسعاٌ به معنای فراگیری، آموختن، جذب کر ...
جبرائیل/جبرئیل/روح الامین
ملغی
بغض کردن، بغض گرفتن become or cause to become tearful or extremely upset: با خوندنش به راحتی بغضم گرفت/بغض کردم. I just choked up reading it.
به انگلیسی بریتانیایی: Trolley
Throw someone under the bus.
زیر پای کسی رو خالی کردن
Hephaestus
این کلمه در اصل از لَامَ ( سرزنش کردن ) برگرفته شده و به معنای ( شخص ) نکوهش شده یا ملامت شده است.
مترادف انگلیسی: Waste away
متشکرم از پاسخ شما علیرضا ایرانیان گرامی: سخنان شما مصداق این حقیقت است که انسان نباید دست از فراگیری علم بکشد، لذا برایتان مقدور است جمله ای که مخف ...
a very difficult task امری دشوار، کار سخت
بگومگو، بگومگو کردن
Teacherly: of, pertaining to, or characteristic of a teacher معلمی، معلمانه، آموزگاری، دبیری، مدرسی
teacherly
teacherly
عادت برای مثال: "he has a proclivity for exaggeration" او عادت داره که مبالغه/اغراق کنه. یا روان تر: اون عادت داره که ( همه چیز رو ) بزرگش کنه.
پول زیادی به دست آوردن یا به عبارتی پول پارو کردن مثال: "The new product helped the company shovel in millions" این محصول جدید به شرکت کمک کرد ( ...
بیستمین
هفدهمین
هجدهمین
نوزدهمین
شانزدهمین
سیزدهمین
چهاردهمین
پانزدهمین
دوازدهمین
نوزده - 19
صد
کلمه ای با بار منفی؛ توده/عامه/اعم مردم همچنین: the unwashed به همان معنی
کلمه ای با بار منفی؛ توده/عامه/اعم مردم همچنین: the great unwashed به همان معنی
تخریب و نابودسازی خود شهر یا فرهنگ آن
با درود و تحیت بر دوست گرامی علیرضا ایرانیان، گویی اشتباهی در نگارش این کلمه رخ داده است. برای معانی ذکر شده لطفاٌ رجوع شود به Quadruple همچنین ...
به معنای ماهر: Adept و به معنای دانا: Scholarly
Corpus در زبان یونانی عیناٌ به معنای بدن، یا همان پیکر که واژه Corpse یا جسد ( تن مرده انسان ) از آن برگرفته شده است.
Tourist
سائح/سایح
Tourist
کفری شده، کفری
با سلام مجدد به جناب علیرضا ایرانیان عزیز، سخنان شما تمامی صحیح هستند، و من نیز با مراجعه به چند دیکشنری انگلیسی معتبر ( آکسفورد، کمبریج، چمبرز ) ا ...
برای معانی "اساسی، مهم، اصلی" و "مدیر مدرسه" یا "مدیر" مراجعه شود به Principal برای معنی "اصل" یا "قاعده" رجوع شود به Principle
با عرض پوزش، ظاهرا اشتباهی در نگارش این کلمه رخ داده است: املاء صحیح: unappealable
پلنگ شمشیر دندان/ببر دندان خنجری
ابتر
ددمنش
امثالی برای این باب: معارفه - همدیگر را شناختن مجالسه - با هم نشستن یا به عبارت بهتر همنشینی مراوده - با هم دوستی و آمد و شد داشتن محاوره - با یک ...
تخم کشی کردن رجوع شود به مدخل "تخم کشی. "
برای گوش پزشکی رجوع شود به: stethoscope
رجوع شود به Skyscraper