پیشنهادهای ilax011 (٢٥٤)
teacherly
عادت برای مثال: "he has a proclivity for exaggeration" او عادت داره که مبالغه/اغراق کنه. یا روان تر: اون عادت داره که ( همه چیز رو ) بزرگش کنه.
پول زیادی به دست آوردن یا به عبارتی پول پارو کردن مثال: "The new product helped the company shovel in millions" این محصول جدید به شرکت کمک کرد ( ...
بیستمین
هفدهمین
هجدهمین
نوزدهمین
شانزدهمین
سیزدهمین
چهاردهمین
پانزدهمین
دوازدهمین
نوزده - 19
صد
کلمه ای با بار منفی؛ توده/عامه/اعم مردم همچنین: the unwashed به همان معنی
کلمه ای با بار منفی؛ توده/عامه/اعم مردم همچنین: the great unwashed به همان معنی
تخریب و نابودسازی خود شهر یا فرهنگ آن
با درود و تحیت بر دوست گرامی علیرضا ایرانیان، گویی اشتباهی در نگارش این کلمه رخ داده است. برای معانی ذکر شده لطفاٌ رجوع شود به Quadruple همچنین ...
به معنای ماهر: Adept و به معنای دانا: Scholarly
Corpus در زبان یونانی عیناٌ به معنای بدن، یا همان پیکر که واژه Corpse یا جسد ( تن مرده انسان ) از آن برگرفته شده است.
Tourist
سائح/سایح
Tourist
کفری شده، کفری
با سلام مجدد به جناب علیرضا ایرانیان عزیز، سخنان شما تمامی صحیح هستند، و من نیز با مراجعه به چند دیکشنری انگلیسی معتبر ( آکسفورد، کمبریج، چمبرز ) ا ...
برای معانی "اساسی، مهم، اصلی" و "مدیر مدرسه" یا "مدیر" مراجعه شود به Principal برای معنی "اصل" یا "قاعده" رجوع شود به Principle
با عرض پوزش، ظاهرا اشتباهی در نگارش این کلمه رخ داده است: املاء صحیح: unappealable
پلنگ شمشیر دندان/ببر دندان خنجری
ابتر
ددمنش
امثالی برای این باب: معارفه - همدیگر را شناختن مجالسه - با هم نشستن یا به عبارت بهتر همنشینی مراوده - با هم دوستی و آمد و شد داشتن محاوره - با یک ...
تخم کشی کردن رجوع شود به مدخل "تخم کشی. "
برای گوش پزشکی رجوع شود به: stethoscope
رجوع شود به Skyscraper
Cronyism متشکل از "Crony" ( کلمه ای با بار منفی به معنای دوست صمیمی، یا عامیانه تر، رفیق جون جونی ) و "ism - " ( پسوندی که اغلب دلالت بر اسلوب، عقای ...
the damage is done
اگر به عنوان تشکر در خطاب به کسی استفاده شود: منت گذاشتید / منت نهادید. I am indebted to you. | I am in your debt. برای مثال: I am indebted to ...
رجوع شود به "مشغول الذمه. " مترادف: مدیون مترادف انگلیسی: obligated, obliged, indebted, bound ( by moral duty ) , beholden متضاد: بری الذمه/ بری ...
برق، الکتریسیته
کم فعالیت، کم تحرک، آرام
تجار ( ج. تاجر ) ، سودا گران، بازرگانان. مترادف انگلیسی: Tradespeople
محل نگذاشتن به کسی
St. Mary Magdalene.
St. Mary Magdalene
ملائک
خراب شده، مخروب، نیست ( شده )
by extension
کاسه لیسِ . . . بودن
سفیل
سرحال و قبراق