تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

teacherly

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

عادت برای مثال: "he has a proclivity for exaggeration" او عادت داره که مبالغه/اغراق کنه. یا روان تر: اون عادت داره که ( همه چیز رو ) بزرگش کنه.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پول زیادی به دست آوردن یا به عبارتی پول پارو کردن مثال: "The new product helped the company shovel in millions" این محصول جدید به شرکت کمک کرد ( ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیستمین

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هفدهمین

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هجدهمین

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوزدهمین

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شانزدهمین

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیزدهمین

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چهاردهمین

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پانزدهمین

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوازدهمین

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوزده - 19

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صد

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه ای با بار منفی؛ توده/عامه/اعم مردم همچنین: the unwashed به همان معنی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه ای با بار منفی؛ توده/عامه/اعم مردم همچنین: the great unwashed به همان معنی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

تخریب و نابودسازی خود شهر یا فرهنگ آن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

با درود و تحیت بر دوست گرامی علیرضا ایرانیان، گویی اشتباهی در نگارش این کلمه رخ داده است. برای معانی ذکر شده لطفاٌ رجوع شود به Quadruple همچنین ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

به معنای ماهر: Adept و به معنای دانا: Scholarly

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

Corpus در زبان یونانی عیناٌ به معنای بدن، یا همان پیکر که واژه Corpse یا جسد ( تن مرده انسان ) از آن برگرفته شده است.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

Tourist

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

سائح/سایح

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Tourist

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کفری شده، کفری

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

با سلام مجدد به جناب علیرضا ایرانیان عزیز، سخنان شما تمامی صحیح هستند، و من نیز با مراجعه به چند دیکشنری انگلیسی معتبر ( آکسفورد، کمبریج، چمبرز ) ا ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

برای معانی "اساسی، مهم، اصلی" و "مدیر مدرسه" یا "مدیر" مراجعه شود به Principal برای معنی "اصل" یا "قاعده" رجوع شود به Principle

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

با عرض پوزش، ظاهرا اشتباهی در نگارش این کلمه رخ داده است: املاء صحیح: unappealable

پیشنهاد
٠

پلنگ شمشیر دندان/ببر دندان خنجری

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ابتر

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

ددمنش

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

امثالی برای این باب: معارفه - همدیگر را شناختن مجالسه - با هم نشستن یا به عبارت بهتر همنشینی مراوده - با هم دوستی و آمد و شد داشتن محاوره - با یک ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تخم کشی کردن رجوع شود به مدخل "تخم کشی. "

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

برای گوش پزشکی رجوع شود به: stethoscope

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رجوع شود به Skyscraper

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Cronyism متشکل از "Crony" ( کلمه ای با بار منفی به معنای دوست صمیمی، یا عامیانه تر، رفیق جون جونی ) و "ism - " ( پسوندی که اغلب دلالت بر اسلوب، عقای ...

پیشنهاد
١

the damage is done

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اگر به عنوان تشکر در خطاب به کسی استفاده شود: منت گذاشتید / منت نهادید. I am indebted to you. | I am in your debt. برای مثال: I am indebted to ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رجوع شود به "مشغول الذمه. " مترادف: مدیون مترادف انگلیسی: obligated, obliged, indebted, bound ( by moral duty ) , beholden متضاد: بری الذمه/ بری ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برق، الکتریسیته

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

کم فعالیت، کم تحرک، آرام

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

تجار ( ج. تاجر ) ، سودا گران، بازرگانان. مترادف انگلیسی: Tradespeople

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محل نگذاشتن به کسی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

St. Mary Magdalene.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

St. Mary Magdalene

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ملائک

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خراب شده، مخروب، نیست ( شده )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

by extension

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاسه لیسِ . . . بودن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سفیل

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

سرحال و قبراق