تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Cronyism متشکل از "Crony" ( کلمه ای با بار منفی به معنای دوست صمیمی، یا عامیانه تر، رفیق جون جونی ) و "ism - " ( پسوندی که اغلب دلالت بر اسلوب، عقای ...

پیشنهاد
١

the damage is done

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اگر به عنوان تشکر در خطاب به کسی استفاده شود: منت گذاشتید / منت نهادید. I am indebted to you. | I am in your debt. برای مثال: I am indebted to ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رجوع شود به "مشغول الذمه. " مترادف: مدیون مترادف انگلیسی: obligated, obliged, indebted, bound ( by moral duty ) , beholden متضاد: بری الذمه/ بری ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برق، الکتریسیته

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کم فعالیت، کم تحرک، آرام

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تجار ( ج. تاجر ) ، سودا گران، بازرگانان. مترادف انگلیسی: Tradespeople

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محل نگذاشتن به کسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

St. Mary Magdalene

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

St. Mary Magdalene.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ملائک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خراب شده، مخروب، نیست ( شده )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

by extension

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاسه لیسِ . . . بودن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سفیل

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سرحال و قبراق

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

لت و پار/تار و مار/ آش و لاش/ شل و پل/خرد و خمیر/خرد و خاکشی/ له و لورده/درب و داغان کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داغدیده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آدم کش - - - - - - - - - - سفاک

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

cellmate

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

gag

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سفله، سفیل

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Whitewashing: A specious or deceptive clearing that attempts to gloss�over failings and defects پنهان کاری و پوشانیدن خطاها و حقایق ناخوشایند برای ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نگارش درست: Yours truly

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خزعبلات

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نگین: گوهر قیمتی. پاره های لعل و یاقوت و زمرد و فیروزه. سنگ های قیمتی که در ترصیع به کار برند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

grindstone

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای رفع ابهام: کلمه "Anyways" نسبت به "Anyway" غیر رسمی است و در بعضی از گویش های انگلیسی "Anyways" ترجیح داده می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

reliable

پیشنهاد
٠

run out of breath

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مفهومه؟

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویلیام بلیک

پیشنهاد
١

از چنگ کسی در رفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

vulgar, uncouth

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وقتش شده/رسیده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سفاک: بسیار خون ریزنده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قَتّال

پیشنهاد
٠

leave someone hanging hang someone to dry

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این شد!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

paperback

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تجزیه ناپذیر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منتظر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخارجِ. . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خاطرات خوش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( در رابطه با یک رخداد ) آنچه که بسیار اتفاق نیافتاده است. همانند یک رویداد "بی سابقه" که تاکنون پیش نیامده بوده است.

پیشنهاد
٠

دل رنجور، دل چرک، دل چرکین، دل آزرده، آزرده دل، آزرده خاطر، رنجیده، ملول، کدر، محزون، حزین، دلگیر، آشفته حال، مغشوش، شوریده، پریشان حال، پریشان خاط ...

پیشنهاد
٠

رژیم گرفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

در نظر، در حرف

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رجوع شود به "از خود راضی" خودخواه، خودپسند، متکبر، مغرور، پرافاده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تو گوش . . . خوندن