پیشنهادهای ilax011 (٢٢٠)
Cronyism متشکل از "Crony" ( کلمه ای با بار منفی به معنای دوست صمیمی، یا عامیانه تر، رفیق جون جونی ) و "ism - " ( پسوندی که اغلب دلالت بر اسلوب، عقای ...
the damage is done
اگر به عنوان تشکر در خطاب به کسی استفاده شود: منت گذاشتید / منت نهادید. I am indebted to you. | I am in your debt. برای مثال: I am indebted to ...
رجوع شود به "مشغول الذمه. " مترادف: مدیون مترادف انگلیسی: obligated, obliged, indebted, bound ( by moral duty ) , beholden متضاد: بری الذمه/ بری ...
برق، الکتریسیته
کم فعالیت، کم تحرک، آرام
تجار ( ج. تاجر ) ، سودا گران، بازرگانان. مترادف انگلیسی: Tradespeople
محل نگذاشتن به کسی
St. Mary Magdalene
St. Mary Magdalene.
ملائک
خراب شده، مخروب، نیست ( شده )
by extension
کاسه لیسِ . . . بودن
سفیل
سرحال و قبراق
لت و پار/تار و مار/ آش و لاش/ شل و پل/خرد و خمیر/خرد و خاکشی/ له و لورده/درب و داغان کردن
داغدیده
آدم کش - - - - - - - - - - سفاک
cellmate
gag
سفله، سفیل
Whitewashing: A specious or deceptive clearing that attempts to gloss�over failings and defects پنهان کاری و پوشانیدن خطاها و حقایق ناخوشایند برای ...
نگارش درست: Yours truly
خزعبلات
نگین: گوهر قیمتی. پاره های لعل و یاقوت و زمرد و فیروزه. سنگ های قیمتی که در ترصیع به کار برند
grindstone
برای رفع ابهام: کلمه "Anyways" نسبت به "Anyway" غیر رسمی است و در بعضی از گویش های انگلیسی "Anyways" ترجیح داده می شود.
reliable
run out of breath
مفهومه؟
ویلیام بلیک
از چنگ کسی در رفتن
vulgar, uncouth
وقتش شده/رسیده
سفاک: بسیار خون ریزنده
قَتّال
leave someone hanging hang someone to dry
این شد!
paperback
تجزیه ناپذیر
منتظر
مخارجِ. . .
خاطرات خوش
( در رابطه با یک رخداد ) آنچه که بسیار اتفاق نیافتاده است. همانند یک رویداد "بی سابقه" که تاکنون پیش نیامده بوده است.
دل رنجور، دل چرک، دل چرکین، دل آزرده، آزرده دل، آزرده خاطر، رنجیده، ملول، کدر، محزون، حزین، دلگیر، آشفته حال، مغشوش، شوریده، پریشان حال، پریشان خاط ...
رژیم گرفتن
در نظر، در حرف
رجوع شود به "از خود راضی" خودخواه، خودپسند، متکبر، مغرور، پرافاده
تو گوش . . . خوندن