مشغول ذمه

پیشنهاد کاربران

رجوع شود به "مشغول الذمه. "
مترادف: مدیون
مترادف انگلیسی: obligated, obliged, indebted, bound ( by moral duty ) , beholden
متضاد: بری الذمه/ بری ءالذمه، بری الساحه/بری ءالساحه
متضاد انگلیسی: unobligated, unbeholden
دینی که ادا نشده، و بر گردن کس مانده باشد. ویا بدهکار از دنیا رفتن
کسی است که مسئولیّت شرعی دارد. کسی است که کفالت یا ضمانت شخصی یا امری بر او محوّل است.
صحیح آن مشمول ذمه میباشد. به معنی کسی که دین بر گردن دارد. مانند غیر مسلمانان که در قلمرو مسلمانان مشمول دین، مالیات و یا ذمه می شوند.
زیر دین، زیر منت
مشغول و ذمه کسی بودن = زیر دین کسی بودن