تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سفاک: بسیار خون ریزنده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قَتّال

پیشنهاد
٠

leave someone hanging hang someone to dry

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این شد!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

paperback

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تجزیه ناپذیر

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منتظر

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخارجِ. . .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خاطرات خوش

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( در رابطه با یک رخداد ) آنچه که بسیار اتفاق نیافتاده است. همانند یک رویداد "بی سابقه" که تاکنون پیش نیامده بوده است.

پیشنهاد
٠

دل رنجور، دل چرک، دل چرکین، دل آزرده، آزرده دل، آزرده خاطر، رنجیده، ملول، کدر، محزون، حزین، دلگیر، آشفته حال، مغشوش، شوریده، پریشان حال، پریشان خاط ...

پیشنهاد
٠

رژیم گرفتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

در نظر، در حرف

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رجوع شود به "از خود راضی" خودخواه، خودپسند، متکبر، مغرور، پرافاده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تو گوش . . . خوندن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حُسن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جلوبندی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چشم بسته غیب گفتن: سخن گفتن از بدیهیات، صبحت چیزی که شنونده قبلا از آن اطلاع دارد.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چشم بسته غیب گفتن: سخن گفتن از بدیهیات، صبحت چیزی که شنونده قبلا از آن اطلاع دارد.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

⚫ take attendance حضور غیاب کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

کظم غیظ

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

نفاق، دورویی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

*️⃣ متوجه ~ نبودن/ از ~ غافل بودن - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - She is blind to Tom's f ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رو به موت بودن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

شراب شناس / مِی شناس

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

املاء صحیح کلمه با معنی "احاطه کردن": Encircle

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

Anglophilia

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

املاء صحیح کلمه: Domestic

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

جا زدن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

altogether

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آتش زیر خاکستر

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آتش زیر خاکستر

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحبیب

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

rigid

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Concede

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

آسی شدن

پیشنهاد
١

انجام کار یا زدن حرفی که سبب ایجاد دلیلی یا فرصتی برای انتقاد، سرزنش، یا به طور کلی، رفتار منفی از سوی شخص دیگر شود. برای مثال: "با دیر اومدنت فقط ...

پیشنهاد
٠

Carefree: Cheerfully irresponsible

پیشنهاد
٠

fall on deaf ears

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

awe - inspiring

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Dubious

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Self - harm

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

باورم نمیشه

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( مهجور ) قول ازدواج a pledge of marriage by a woman:

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برف را پارو کردن برای مثال: " ?Honey, could you clear the snow on the driveway" "عزیزم، میشه برف جلوی خونه رو پارو کنی؟"

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در محاوره: کسی را دست انداختن، سر به سر کسی گذاشتن، کسی را مسخره کردن. . . برای مثال: �گرفتی منو؟!�

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

یک نموره یک نمه یک ذره

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

گند زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلفظ درست - > fortuitous

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چشم تو چشم شدن