پیشنهادهای ilax011 (٢٢٠)
replacement: The act or an instance of replacing or being replaced
پاندمی
Volley: A number of bullets, arrows, or other projectiles discharged at one time Fusillade: a series of shots fired or missiles thrown all at the sa ...
• an honest, friendly, and typically naive man: مرد یا پسر پاستوریزه ( بسیار صادق و درست کار ) /بچه مثبت
Odd: Separated from a usual pair or set and therefore out of place or mismatched مثال: he's wearing odd socks. او جوراب های لنگه به لنگه ( تابتا ...
حاجم
*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...
*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...
*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...
*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...
*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...
*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...
*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...
*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...
*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...
*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...
*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...
*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...
*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...
*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...
*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...
*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...
*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...
*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...
*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...
*️⃣ مقامات و القاب اشرافی اروپایی به ترتیب از بالاترین مقام به پایین ترین مقام: 1️⃣ Emperor / Empress | 2️⃣ King / Queen | 3️⃣ Grand Duke / Grand ...
سفالت
رذالت، دنائت ، دونی، پستی، پست فطرتی، فرومایگی، نامردی، نانجیبی
دونی، سفالت
منظور نظر ( نظر کرده شده )
bestower/blesser/benefactor
blessed
یکباره، در یک حرکت، با یک حرکت، در یک ضربه، با یک ضربه رجوع شود به مداخل: 1. at a stroke 2. at one stroke
( بیماری ) رو به وخامت به نقل از فرهنگ معاصر هزاره
granted ( that ) , given ( that ) , considering ( that )
ایضاح
اهرام مصر
املاء اشتباه کلمه judgment / ( یا شکل نادر ) judgement
ماهوی
ماهوی
نقره گر/نقره ساز
مسروق
( محاوره ) دستکش بکس
میترا/مهر
( یک صدم دراخما ) لپتون - Lepton جمع: Lepta
Drachma
بودن با . . . / با . . . بودن Being in someone's company ملهَم از دوست گرامی "رهگذر"
با سلام بر CyrusTheGreat گرامی: باید لفظاٌ ترجمه ش کرد - > " ( اون ) تگرگ به بزرگی نخود بودش"
ballot