درود بر دوست گرامی Ftimv:
مترادفات زیر را می توان در نظر گرفت:
با فعل - >
Steep ( something ) in, Immerse ( something ) in, Submerge ( something ) in, Marinate ( something ) in
و
بدون فعل - >
Immerse in, Engross in, Absorb
مترادفات زیر را می توان در نظر گرفت:
با فعل - >
و
بدون فعل - >
در پاسخ به دوست گرامی Arian:
کلمه Soak در اصل به معنای خیساندن، غوطه ور ساختن یا خیس شدن است که در این جمله توسعاٌ به معنای فراگیری، آموختن، جذب کردن اطلاعات به بهترین نحو یا به عبارتی خود را "غرق چیزی کردن" است.
... [مشاهده متن کامل]
معنی انگلیسی:
immerse ( oneself ) in a subject of study etc.
و
acquire ( knowledge etc. ) copiously.
ترجمه جمله:
"نهایت سعی ام رو کردم که خودم را غرق هرآنچه که شنیدم، خواندم، و مشاهده کردم بکنم. "
یا روان تر:
"تمام تلاشمو کردم که به بهترین شکل ممکن از هرچیزی که شنیدم، خوندم، و دیدم یاد بگیرم. "
کلمه Soak در اصل به معنای خیساندن، غوطه ور ساختن یا خیس شدن است که در این جمله توسعاٌ به معنای فراگیری، آموختن، جذب کردن اطلاعات به بهترین نحو یا به عبارتی خود را "غرق چیزی کردن" است.
... [مشاهده متن کامل]
معنی انگلیسی:
و
ترجمه جمله:
"نهایت سعی ام رو کردم که خودم را غرق هرآنچه که شنیدم، خواندم، و مشاهده کردم بکنم. "
یا روان تر:
"تمام تلاشمو کردم که به بهترین شکل ممکن از هرچیزی که شنیدم، خوندم، و دیدم یاد بگیرم. "
تو این جمله soak چه معنی داره ؟
یه مترادف برای soak in ?
نفوذ کردن - جا افتادن و متوجه شدن