نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm no helping: خرابترش کردم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a stand up guy: یه مرد وفادار یه مرد قابل اعتماد
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don't mind: اهمیت ندادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i second that: من هم تایید میکنم.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
kitchen sink: ملغمه. آش شله قلمکاری از راه حلها.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
double down: شدت عمل بیشتر نشون دادن. لج کردن. ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the interest of time: چون وقت کمه. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
three orders of magnitude higher: هزار برابر بیشتره. این اصطلاح رو خ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it came back to haunt me: پای لرزش نشستم. تصمیم غلطی که گرفته ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have your cake and eat it too: هم خدا رو بخواهی، هم خرما ( همچنین ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bottom of the barrel of humanity: آشغالهای انسان نما
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
band aid solution: سمبل کردن، راه حل موقتی و خیلی سطحی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's weird: عجیبه جای تعجب داره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the grass is greener on the other side of the fence: مرغ همسایه غازه. آواز دهل از دور شن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out of this world: یعنی خیلی خوبه. انگار از بهشت اومده ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
play it by ear: فی البداهه تصمیم گرفتن. بدون برنامه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all the bells and whistles: با همه مخلفات. مثلا ماشین میخرین، ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blew up in my face: نقشه هام نقش بر آب شد. افتضاح شد.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
close the loop on something: بستن پرونده یه چیزی. کاری یا پروژه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
throw the baby out with the bathwater: عطایش را به لقایش بخشیدن. تر و خشک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
funny you should mention that: چقدر جالب! اتفاق من هم دقیقا همینو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's the matter of hours: دیر و زود داره، سوخت و سوز نداره.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this didn't age well: یا That didn’t age well خیلی زود اش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull oneself by one's bootstraps: گلیم خود را ( خود ) از آب کشیدن. با ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not etched in stone: آیه از آسمون نیومده. برنامه نهایی ن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chew someone up and spit them out: فیتیله پیچ کردن. درسته خوردن یک نفر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't sign up for this: قرارمون این نبود. قرار نبود این بلا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fuck it all: به جهنم لعنت بهش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
load of shit: یه مشت مزخرف
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pulling teeth: به زور کاری رو انجام دادن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one's foot in their mouth: حرف احمقانه زدن. خود یا کسی رو خجا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it doesn't ring a bell: به جا نمیآرم. به نظر آشنا نیست.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm fed up with you: از دستت کلافه شدم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get locked out: پشت در ماندن.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get locked out: پشت در ماندن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get goose pimples: مو به تن سیخ شدن ( به علت ترس، سرما ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reach a conclusion: به نتیجه رسیدن، نتیجه گیری کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit send: ارسال کردن، فرستادن، روی گزینه ی ار ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
say a mouthful: گل گفتن حرف حساب زدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
most would agree that: اکثرا بر این باورند که. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go hot and cold: ناگهان ترسیدن ناگهان حیرت زده شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hear something second hand: چیزی را به طور غیر مستقیم شنیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strongly believe: قویا ( به چیزی ) باور داشتن قویا ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wait tables: غذا سرو کردن پیش خدمتی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
can't wait: بی صبرانه منتظر بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
made for: به سمتی رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fall off one's perch: از چشم افتادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'd like to return the favor: میخوام لطف شما رو جبران کنم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it looks like it's going to: انگار قراره. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ask for a favor: تقاضای انجام کاری از کسی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give feedback: بازخورد دادن نظر دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a rat's ass: اهمیت دادن اهمیت داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get plenty of sleep: زیاد خوابیدن به اندازه کافی خوابیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a stop: توقف کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get hooked on: معتاد شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep interrupting: مدام وقفه ایجاد کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go round the bend: دیوانه شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
call letters: حروف معرف شبکه های تلویزیونی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
what's more: علاوه بر این تازه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm drawing a blank: یادم نمیاد.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i'm drawing a blank: یادم نمیاد.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't make waves: شلوغش نکن.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don't make waves: شلوغش نکن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the wrong way: اشتباه برداشت کردن اشتباه متوجه شدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take the wrong way: اشتباه برداشت کردن اشتباه متوجه شدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the facts speak for themselves: چیزی که عیان است چه حاجت به بیان اس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let us not: بیایید. . . Let us not get too exc ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's going to be: خواهد بود .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give it a trim: مو کوتاه کردن اصلاح کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can i: اجازه دارم. . . ؟ امکانش هست. . . ؟ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i should've: باید
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you seem: به نظر میرسی. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you could have: می تونستی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wanna: می خوام. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vanilla version: نسخه ساده یک چیزی. بدون امکانات اضا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it takes: طول می کشه. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i gotta: من باید. . .
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i would like: مایلم دوست دارم
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
radar trap: رادار کنترل سرعت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
scamper: با گام های سریع و کوتاه دویدن چهار ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scamper: با گام های سریع و کوتاه دویدن چهار ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
scanty: کوتاه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel sorry for someone: دل شخصی برای شخصی سوختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is something wrong with: یه مشکلی داره. . .
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
there is something wrong with: یه مشکلی داره. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this is an outrage: این یه بی احترامیه ( بی عدالتیه )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just feel like it: دلم می خواد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've got to: مجبورم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm dying for: دلم به شدت. . . می خواد. I'm dying ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm having a hard time: برام سخته که. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
need to do: باید انجام داد نیاز است انجام شود
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kick ass on: کتک زدن، از پا درآوردن قاطعانه شکست ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
without any expectation in return: بدون هیچ چشم داشتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make sure that: مطمئن شو/ بشید که. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's no way: امکان نداره محاله
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
become more difficult: دشوارتر شدن سخت تر شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
talk of: از چیزی صحبت کردن درباره چیزی صحبت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk round: نظر کسی را تغییر دادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cherry picking: از بین همه حقایق / نتیجه ها / اتفاق ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's not kosher: وقتی میگیم چیزی کوشر نیست، یعنی مشک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lead to erroneous conclusions: به نتایج اشتباه منتهی شدن به نتایج ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
meet deadlines: سر موعد کاری را انجام دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a dead duck: در دردسر افتادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be all mouth: لاف زدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be caught up in something: ناخواسته درگیر چیزی شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have something is common: در چیزی تفاهم داشتن اتفاق نظر داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have your back to something: پشت به چیزی بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rumour has it that: شایعات حاکی از آن است که. . . شایع ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have friends for: دوستان را دعوت کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
serve someone right: حق کسی بودن سزاوار تنبیه بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
serve someone right: حق کسی بودن سزاوار تنبیه بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's been a long time since: خیلی وقته که. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
walk arm in arm: دست در دست هم راه رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a pleasure to: خوشحالم باعث خوشحالیه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
move out: ( از جایی ) اسباب کشی کردن ( از جا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
speak a tongue: به زبانی سخن گفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's good to: خوبه که. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that tears it: طاقتم تموم شده.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
that tears it: طاقتم تموم شده.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play second banana: انتخاب دوم کسی بودن اولویت دوم کسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play a trick on someone: با کسی شوخی کردن کسی را دست انداختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play a prank: با کسی شوخی کردن کسی را دست انداختن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
play a prank: با کسی شوخی کردن کسی را دست انداختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like thunder: بسیار خشمگین ( چهره )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how long have you been: چه مدته. . . ؟ از کی. . . ؟
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just finished: همین تازه. . . . تموم کردم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
provide an example: مثال زدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
provide a solid alibi: ارائه دادن مدرکی محکم دال بر عدم حض ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm relieved that: خیالم راحت شد که. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep on at: مدام غر زدن مدام از چیزی گله کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hold off: نباریدن باران
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's not a biggie: چیز مهمی نیست.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you snooze you lose: دیر بجنبی، باختی.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you snooze you lose: دیر بجنبی، باختی.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't believe that: باورم نمیشه که. . .
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
by your leave: با اجازه تون.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sit by: دست به هیچ اقدامی نزدن عقب نشستن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
vapor pressure: فشار بخار آب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
variable atmospheric gases: گازهای متغیر جو
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
warm pool: استخر آب گرم ( ناحیه غربی اقیانوس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
water balance method: روش بیلان آبی ( در تعیین تبخیر و ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hydrological cycle: آب شناختی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
thermal efficiency: کارایی گرمایی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
thermal low: کم فشار گرمایی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tropopause jets: رودبادهای تروپوپازی رودبادهای وردای ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fuck freak: عشق مقاربت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fuck puppet: شریک جنسی بدون هیچ تعهدی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fuck my life: گندش بزنن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fuck bunny: زن هوس باز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
professional integrity: شرافت کاری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fuck knows: هیچ کس نمیدونه .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sub polar regions: نواحی زیر قطبی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
super adiabatic: ابر بی دررو
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
synoptic station: ایستگاههای همدیدی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
temperature lapse rate: افتاهنگ دما
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
temperature vertical profile: نیمرخ گرمایی جو
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turbulent diffusivity: پخشیدگی متلاطم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seasonal lag: درنگ فصلی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seasonal evolution: پیدایش فصول
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
semi permanent highs and lows: سامانه های کم فشار و پرفشار نیمه دا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come clean right now: همین الان اعتراف کن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
made a pass at me: بهم نخ داد.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's growing on me: داره کم کم ازش خوشم میاد.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my heart is racing: تپش قلب دارم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't waste time: وقت تلف نکن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
now's the time: حالا وقتشه.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's take the elevator: بیا با آسانسور بریم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't hang up: قطع نکن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you overstepped: پاتو از گلیمت درازتر کردی.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you look silly: شبیه احمقها شدی.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't be bothered: حس و حالشو ندارم.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i can't be bothered: حس و حالشو ندارم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't coddle me: زیادی ازم محافظت نکن.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reach out: تماس گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i appreciate you stopping by: ممنون که سر زدی ( اومدی )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's completely up to you: کاملا بستگی به خودت داره.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i miss you already: هنوز نرفته دلتنگت شدم.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i miss you already: هنوز نرفته دلتنگت شدم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a few minutes: ظرف چند دقیقه.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't make faces: ادا در نیار!
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't take it to heart: به دل نگیر!
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bounce ideas off: نظر کسی رو در مورد چیزی پرسیدن، از ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you go first: تو اول بگو.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
concept that: مفهوم اینکه. . . این مفهوم که. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he means well: نیتش خیره.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
he means well: نیتش خیره.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i beg to differ: متاسفانه باهم هم عقیده نیستیم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have no: هیچ. . . . ندارم. I have no money ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't give me a dirty look: چپ چپ نگام نکن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
under one condition: به یه شرطی.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't squander it: هدرش نده. حرومش نکن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a fuss about something: یعنی در مورد یه چیزی عصبی و خشمگین ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you into: به. . . علاقه داری؟؟؟ Are you into ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're opaque: تو مُبهم هستی.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
change operation: عمل تغییر جنسیت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i appreciate the gesture: واقعا ازت ممنونم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who would have thought: کی فکرش رو می کرد؟؟
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
who would have thought: کی فکرش رو می کرد؟؟
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you drive me nuts: تو منو دیوونه می کنی.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't piss me off: اعصابم رو بهم نریز.
١ سال پیش