نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a tough call: تصمیم سختیه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop fussing: حساس نشو
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am blown away: هیجان زده ام.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what’s your game: نقشت چیه؟ چی تو سرته؟ چه کلکی تو ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you seem tense: عصبی به نظر میرسی.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's very now: خیلی مُده. خیلی الان زیاده.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is a load off my mind: خیالم راحت شد.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you did me a solid: در حقم لطف کردی.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sounds like lost cause: به نظر میرسه کار از کار گذشته.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
am i being clear: حرفام واضحه؟
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you off your nut: دیوونه شدی؟؟
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
already: همینطوریش همین الانشم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are so immature: خیلی بچه ای. بی تجربه.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this is so unlike you: ازت بعیده.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
teething problems: مشکلات اولیه و کوتاه مدت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm falling for you: من عاشقت شدم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the gist of: لپ کلام خلاصه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't see it coming: انتظارش رو نداشتم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
imy: دلم برات تنگ شده. مخفف:I MISS YOU
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are completely obsessed: فکر و ذکرت شده. . . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i locked myself out: پشت در موندم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i had left: جا گذاشته بودم. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are not even in the same league: در حد من نیستی آخه.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold no punches: هر چه در چنته داری، رو کن. رحم نکن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was just calling to touch base: زنگ زدم یه حالی بپرسم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
source region: محل تشکیل توده های هوا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
body of literature: مطالب دانش اطلاعات
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live in honor: با شرف زندگی کن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no interrogations: بازجویی ممنوع
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bitter pill: ( نوشیدن زهر ) موقعیت یا حقیقی که ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ice crystal or bergeron process: فرایند برژرون یا فرایند بلورهای یخی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
isothermal: هم دما
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
money order: حواله ارزی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for days: برای روزها
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just got a lot on my mind: ذهنم خیلی درگیره
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
manyfold: بارها
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
curse you: نفرین بهت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
frictional influence: لایه اصطکاکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sheet lightning: آذرخش ورقه ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm on the way to: دارم میرم. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
where the fuck: کدام جهنم/گور. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who the fuck: چه/کدام خری. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
orographic lifting: صعود کوه نگاری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
outgoing long wave radiation: امواج بلند گسیل شده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pacific high: پرفشار آرام یا پرفشار پاسیفیک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
freezing stress: تنش یخ زدگی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
freezing injury: صدمات یخ زدگی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
frontal lifting: اوج گیری هوا در امتداد جبهه ها ( در ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
gravitation force: نیروی گرانش زمین
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
drive at: به منظوری رسیدن در صحبت کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm so afraid for you: من خیلی برای تو نگرانم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what time do we have to: چه ساعتی باید. . . ؟؟
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when do you plan on: کی قصد داری. . . . ؟
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we're in the process of: داریم. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't give up: نمی تونم از. . . . دست بکشم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it doesn't look that: اونقدرها هم . . . . به نظر نمی رسه.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if the buckled shoe fits: فحش رو بندازی زمین، صاحبش برمی داره ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my gut tells me: حسم میگه. . .
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
my gut tells me: حسم میگه. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
high school sweetheart: دوست دختر یا دوست پسر دوران دبیرستا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
high jinks: رفتار هیجانی رفتار پرشور و نشاط
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hot potato issue: موضوع مناقشه برانگیز ( معمولا سیاسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll see you after: بعد از. . . . می بینمت.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
license and registration: گواهینامه و کارت ماشین
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
signal please: راهنما بزن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is boiling over: داره سَر میره.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i have had it: دیگه بسمه، خسته شدم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am so sick of these guys: حالم از اینا بهم میخوره.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have to leave for: باید برم. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i finally got around to: بالاخره فرصت کردم. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
booster injection: دوز یادآور
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
home help: پرستار خانگی پرستار در منزل
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't play innocent: مظلوم بازی درنیار.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
move a muscle: جم خوردن تکان خوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sorry to rain on your parade: ببخش که تو ذوقت میزنم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a dumb idea: فکر احمقانه ایه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this is the thanks i get: عوض تشکرته؟
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring and buy: بازار فروش اشیای دست دوم یا محصولات ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bat out of hell: مثل فشفشه مثل برق
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't sulk: قهر نکن.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fire away: بپرس بپرسید
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fire alarm: سامانه اعلام حریق
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how did: چطور پیش رفت. . . ؟؟
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give it time: صبور باش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the sixty four thousand dollar question: سوال سختی که اگه جوابش پیدا بشه، یک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
caught with one’s pants down: به طور غیر منتظره، با یک اتفاق ناخو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sorry for snapping at you: ببخشید پریدم بهت.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
next best thing: دومین چیز خوب بهترین اولویت دوم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crap up: گند زدن، خراب کردن، اشتباه کردن چیز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crap around: وقت تلف کردن، خوش گذرانی کردن به با ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
time after time again: بارها چندین بار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
more fun than a barrel of monkeys: خیلی مفرح شادی آور
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
horny: زمخت، سخت، خشن شاخی، شاخ مانند
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see the whites of their eyes: کسی را از فاصله نزدیک دیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
black as the night: مثل شب تاریک به تاریکی شب
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
black mark: امتیاز منفی گزارش منفی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
been there done that: چیزی که واسه تو آرزوعه واسه ما خاطر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give the baby up for adoption: فرزند خود را به سرپرستی دیگری دادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get away: قسر در رفتن سفر رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
up to speed: در جریان بودن از آخرین تحولات آگاه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
every one of: تک تکِ. . .
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
maculate: لک شده خال خالی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
green audit: ارزیابی محیط زیستی از کارخانه ها با ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am not a mind reader: علم غیب ندارم.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
confidence trick: جلب اعتماد کردن و بعد کلاهبرداری کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
three card trick: حقه سه کارت ( بازی با ورق )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's on to us: اون دستمون رو خونده.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
it's a cinch: آسونه.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pet sitting: نگهداری از حیوان خانگی ( بطور موقت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
teach yourself book: کتاب خودآموز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bang shut: ( درب و . . . ) محکم بستن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sky marshal: گارد امنیتی ( فرودگاه ) پلیس امنیت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
roll with the punches: خودت رو با شرایط وفق بده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is a long lane that has no turning: در همیشه روی یک پاشنه نمی چرخد.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you took the words out of my mouth: جانا سخن از زبان ما می گویی.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are a back seat driver: کنار گود نشستی و می گویی لنگش کن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you may end him but you'll not mend him: توبه گرگ مرگ است.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a fault confessed is half redressed: اعتراف به خطا نیمی از بخشودگی است.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the joker in the pack: عنصر ناسازگاربودن؛ وصله ناجور بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
let's get the show on the road: خوب دست به کار شویم، شروع به کار نم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a voice in: سهم داشتن در، شرکت داشتن در، سهیم ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
in plain english: به زبان ساده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
eat one's heart out: افسوس ( کسی/چیزی را ) خوردن؛ غصه خو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a load off my mind: خیالم راحت شد.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not even kidding: شوخی نمی کنم، جدی میگم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trick out of: چیزی را با نیرنگ از کسی گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
butcher's hook: صلابه قلابی که قصاب برای آویزان کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in one's youth: در جوانی خود، در دوران جوانی خود
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick up the tap: هزینه/صورتحساب کسی را پرداخت کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a dark horse: آدم مرموز و تودار و ناشناخته
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rob of: محروم کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come up: مواجه شدن ( با یک مشکل ) روبه رو ش ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
upset the apple cart: کاسه کوزه های کسی را برهم زدن نقشه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fiery orange: نارنجی آتشین مسی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
black tie: لباس رسمی مردانه ( کت و شلوار و کرا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at the stroke of a pen: سریع و آسان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make someone tick: رگ خواب کسی را پیدا کردن، نقطه ضعف ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make someone tick: رگ خواب کسی را پیدا کردن، نقطه ضعف ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the weight off one's feet: نشستن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i saw that coming: انتظارش رو داشتم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's make a pact: بیا یه قراری بذاریم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leader of the house: رئیس مجلس
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
green around the gills: مریض بودت ناخوش احوال بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm bushed: خیلی خسته ام.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not on the way: من تو دست و پا نیستم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let me rephrase that: بذار یه جور دیگه بگم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let something roll off one's back: تحت تاثیر قرار نگرفتن چیزی را نشنید ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
old goat: پیرمرد خرفت هوس باز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chew on that: خوب بهش فکر کن تمام جوانب کار رو بس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you talked me into it: تو منو متقاعد کردی.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bust one's ass: سخت تلاش کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if it'd been a snake it would've bitten you: کاملا در دید بود کاملا قابل ملاحظه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lead somebody astray: از راه بدر کردن منحرف کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
goal area: محوطه شش قدم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the law into one's own hands: شخصا قانون را برای کسی اجرا کردن شخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm parched: خیلی تشنه ام
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can't do anything for yourself: شما نمی تونید گلیم خودتون رو از آب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cat's out of the bag: ماجرا لو رفت، حقیقت آشکار شد.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slept like a log: مثل خرس خوابیدن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
promo code: کد تخفیف
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you need a lift: برسونمت؟؟
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't patronize me: منو احمق فرض نکن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's all coming together: همه چیز درست میشه.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you had a close call: خطر از بیخ گوشت گذشت.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
knock yourself out: این گوی و این میدان، ببینم چیکار می ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are so full of it: داری چرت میگی.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
last rites: مراسم مذهبی لحظات قبل از مرگ مراسم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're a little wet behind the ears: دهنت بوی شیر میده.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll bust your ass: دهنتو سرویس میکنم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was the last straw: دیگه صبرم تموم شده.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm a people pleaser: من یه شخص مردم راضی کن هستم نمی تون ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to walk somebody: کسی را پیاده همراهی کردن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i bruise like a peach: مثل شفتالو کبود شدن مثل هلو سیاه شد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it’s not the end of the world: دنیا به آخر نرسیده این نشد دفعه دیگ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can we just drop this: صحبت و بحث رو متوقف و تموم کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the nose of a bloodhound: شامه تیز بویایی قوی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i flew off the handle: از کوره در رفتم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
start at the bottom: از پله اول شروع کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop me off: پیاده می شم.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drop me off: پیاده می شم.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come up with: به ذهن خطور کردن به فکر و ذهن افتاد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you left me hanging: بلاتکلیفم گذاشتی.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a slap in the face: تو دهنی، توهین
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to show your true color: نشون دادن چهره واقعی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's stoned: اون خماره اون نشئه است اون مواد کش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hunt you down: گیر انداختن شکار کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
great news: خبر درجه یک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm heading: قصد دارم شروع کنم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i nabbed him: قاپیدمش گیرش انداختم یهویی و ناگهان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'd like to be acknowledged: منم به حساب بیارین. نگاه! منم هستم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cat condo: جا گربه ، خونه گربه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
peace on earth: انشالله همه جا صلح و صفا باشه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get one's lips done: کسی لب هاشو ژل بزنه، برجسته کنه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hit on: مخ کسی رو زدن، تیکه انداختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you won't mind: اگه اذیت نمیشی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a makeover: قیافه و ظاهر را زیباتر کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ditch your friends: دوستات رو بپیچونی دوستات رو سرکار ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be around: دور و بر بودن در حوالی بودن نزدیک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
same old: مثل همیشه، طبق معمول.
١ سال پیش