حمیدرضا

حمیدرضا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



i had a hunch٠٠:١٠ - ١٤٠١/٠٥/٢٧به دلم افتاده بود.گزارش
0 | 0
knock someone's block off٠٠:٠٩ - ١٤٠١/٠٥/٢٧شَل و پَل کردن.گزارش
0 | 0
don't get mushy٠٠:٠٧ - ١٤٠١/٠٥/٢٧احساساتی نشو.گزارش
0 | 0
you've got me there١٣:٣٢ - ١٤٠١/٠٥/٢٦من نمیدونم ، جوابی ندارمگزارش
0 | 0
he showed up٠٠:١٩ - ١٤٠١/٠٥/٢٦سر و کلش پیدا شد. اومد.گزارش
0 | 0
no offense but٠٠:٠٢ - ١٤٠١/٠٥/٢٦بهت بر نخوره، اما. . . بدت نیاد، اما. . .گزارش
0 | 0
there's nothing to it٠٠:٠٢ - ١٤٠١/٠٥/٢٦کاری نداره که!گزارش
0 | 0
get up٠٠:٠٠ - ١٤٠١/٠٥/٢٦سَرووَضع، لباس.گزارش
0 | 0
be sanguine٠٩:١٤ - ١٤٠١/٠٥/٢٥خوشبین باشگزارش
0 | 0
i'll teach you the tricks of the trade٠٠:٠١ - ١٤٠١/٠٥/٢٥فوت کوزه گری بهت یاد میدم.گزارش
0 | 0
point taken٠٠:٠١ - ١٤٠١/٠٥/٢٥گرفتم چی میگی. منظورتو فهمیدم.گزارش
5 | 0
the jury is still out on something٠٠:٠٣ - ١٤٠١/٠٥/٢٤هنوز معلوم نیست. اختلاف نظر وجود داره ( مثلا بین دانشمندها ) ، نهایی نشده. از اصطلاحات حقوقیه که به زبان عامیانه راه پیدا کرده. یعنی هیات منصفه هنوز ... گزارش
0 | 0
charm the pants off someone٠٠:٠٢ - ١٤٠١/٠٥/٢٤مخ زدنگزارش
0 | 0
my alarm didn't go off٠٠:٠١ - ١٤٠١/٠٥/٢٤ساعتم زنگ نزد.گزارش
0 | 0
suffice to say١٦:٤٧ - ١٤٠١/٠٥/٢٣فقط در همین حد بگم که. . . در همین حد بسنده کنم که. . .گزارش
0 | 0
take one for the team٠٩:٢١ - ١٤٠١/٠٥/٢٣فداکاری کردن. برای نفع تیم، به خود سختی دادن / متحمل ضربه شدن.گزارش
0 | 0
worst comes to worst٠٠:٠٢ - ١٤٠١/٠٥/٢٣یعنی اگه شرایط بدتر و پیچیده تر از اینی که هست بشه. . .گزارش
0 | 0
are you in a blood feud٠٠:٠١ - ١٤٠١/٠٥/٢٣پدر کشتگی دارین؟؟گزارش
0 | 0
sweep something under the rug٠٠:٠٠ - ١٤٠١/٠٥/٢٣مثل کبک سر رو زیر برف کردن، صورت مساله رو پاک کردن، به روی خود نیاوردن، ماستمالی کردن.گزارش
0 | 0
swallow one's pride١١:١٨ - ١٤٠١/٠٥/٢٢غرور خود را زیر پا گذاشتن.گزارش
0 | 0
bite the bullet١١:١٨ - ١٤٠١/٠٥/٢٢تحمل کردن، کنار اومدن.گزارش
0 | 0
that's absurd٠٠:٠٣ - ١٤٠١/٠٥/٢٢مزخرفه.گزارش
0 | 0
why don't we all chip in٠٠:٠٣ - ١٤٠١/٠٥/٢٢بیاین پول روی هم بذاریم.گزارش
0 | 0
don't stand on ceremony٠٠:٠١ - ١٤٠١/٠٥/٢٢تعارف نکن.گزارش
2 | 0
do the trick٠٠:٠٠ - ١٤٠١/٠٥/٢٢جواب میده. مؤثره.گزارش
2 | 0
moral compass١٨:٢١ - ١٤٠١/٠٥/٢١فطرت، درک درونی خوبی و بدی، وجدان.گزارش
0 | 0
it was a lost cause١٨:١٨ - ١٤٠١/٠٥/٢١تیری در تاریکی بود. از اول هم امید زیادی به موفقیت نداشتیم.گزارش
0 | 0
out of the blue١٨:١٥ - ١٤٠١/٠٥/٢١ناگهانی، بی خبر، بدون مقدمهگزارش
0 | 0
look some one in the eye١٨:١٣ - ١٤٠١/٠٥/٢١یعنی روت بشه تو چشمهای یک نفر نگاه کنی و بهش بگی ( که مثلا حاضر نیستی کمکش کنی ) .گزارش
0 | 0
oh well١٤:٤٩ - ١٤٠١/٠٥/٢١بگذریم. . .گزارش
0 | 0
used to١٤:٢٥ - ١٤٠١/٠٥/٢١قبلاگزارش
0 | 0
breathtaking١٤:٢٣ - ١٤٠١/٠٥/٢١نفس گیر، خیره کنندهگزارش
0 | 0
my doctor called in a prescription٠٠:٠١ - ١٤٠١/٠٥/٢١دکترم یه نسخه برام پیچیده.گزارش
0 | 0
dig one's heels in٠٠:٠١ - ١٤٠١/٠٥/٢١غد بودن. یک دندگی کردن. بر موضع خود بی منطق پافشاری کردن.گزارش
0 | 0
20 20 hindsight٠٠:٠٠ - ١٤٠١/٠٥/٢١معما چو حل گشت، آسان شود. حالا که به عقب نگاه میکنم، با توجه به تمام داده هایی که اون موقع نمیدونستم، با کمال اطمینان میتونم بگم فلان تصمیم غلط بود.گزارش
0 | 0
that came out wrong١٥:٥٤ - ١٤٠١/٠٥/٢٠منظوری نداشتم.گزارش
0 | 0
i'll take it٠٩:١٤ - ١٤٠١/٠٥/٢٠میخرم برمی دارمگزارش
0 | 0
are you on board٠٩:١٢ - ١٤٠١/٠٥/٢٠موافقی؟؟ حاضری؟؟گزارش
0 | 0
wuss out٠٩:٠٩ - ١٤٠١/٠٥/٢٠جا زدن جیم شدنگزارش
0 | 0
tunnel vision٠١:٠٨ - ١٤٠١/٠٥/٢٠تک بعدی کوته بینیگزارش
0 | 0
what of it٠٠:٢٣ - ١٤٠١/٠٥/٢٠خب حالا که چی؟؟گزارش
0 | 0
welcome to the club٠٠:٠٢ - ١٤٠١/٠٥/٢٠تو هم به درد ما مبتلا شدی!گزارش
0 | 0
hats off٠٠:٠٢ - ١٤٠١/٠٥/٢٠به احترامش می ایستم کلاه از سر برمیدارم - به احترامشگزارش
0 | 0
sorry to barge in on you٠٠:٠٥ - ١٤٠١/٠٥/٢٠ببخشید سرزده مزاحم شدم.گزارش
0 | 0
turns out٠٠:٠٢ - ١٤٠١/٠٥/٢٠معلوم شد. . .گزارش
0 | 0
goof off٠٠:٠٠ - ١٤٠١/٠٥/٢٠ول معطل بودن از زیر کار در رفتنگزارش
0 | 0
good mood١٩:٠١ - ١٤٠١/٠٥/١٩سر حال ( بودن ) ، خوشحال و شادگزارش
2 | 0
catch 22١٨:٣٧ - ١٤٠١/٠٥/١٩گیر افتادن در وضعیتی که در دور باطله و امکان نداره آدم بتونه ازش رهایی پیدا کنه.گزارش
0 | 0
spank١٧:١٨ - ١٤٠١/٠٥/١٩سیلیکون : ) ) ) )گزارش
0 | 0
ping someone٠٩:١٦ - ١٤٠١/٠٥/١٩یک پیام / ایمیل ( کوتاه ) برای کسی فرستادن، معمولا برای یادآوری، ولی میتونه برای مثلا پیدا کردن وقت آزاد برای جلسه هم باشه. یا یک گزارش سریع از وضعیت ... گزارش
0 | 0