نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get the hell out: گورتو گم کن گمشو بیرون
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get the hell out: گورتو گم کن گمشو بیرون
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not convinced: متقاعد نشدم مطمئن نیستم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i consider that: فکر میکنم که. . .
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i consider that: فکر میکنم که. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sorry to keep you waiting: ببخشید معطل شدید ببخشید منتظرتون گذ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sorry to keep you waiting: ببخشید معطل شدید ببخشید منتظرتون گذ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm messing with you: دارم سر به سرت میزارم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i goofed up: سوتی دادم
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i goofed up: سوتی دادم
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
POT: علف
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
your guess is as good as mine: منم بی خبرم.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don't you dare: بیخود میکنی، جراتش رو نداری.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
who's down: کی پایه است؟
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't brag: پُز نده!
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don't brag: پُز نده!
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
see if i care: اهمیتی نمیدم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how's it going so far: تا الان چطور پیش رفته؟
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you made your point: منظورت رو رسوندی.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you made your point: منظورت رو رسوندی.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you tricked me: گولم زدی.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you tricked me: گولم زدی.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you being sarcastic: داری تیکه میندازی؟ داری طعنه میزنی؟ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
are you being sarcastic: داری تیکه میندازی؟ داری طعنه میزنی؟ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are so annoying: خیلی رو مخی.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you are so annoying: خیلی رو مخی.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
under your nose: جلو چشمته.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wifey: خانومی/همسر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after blood: خونخواهی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
toot own horn: لاف زدن خودستایی و رجزخوانی در مورد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on cloud seven: قند تو دل آب شدن خیلی خوشحال و ذوق ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take for a ride: بازی دادن، دور چرخوندن، سرکار گذاشت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
weather the storm: جون سالم به در بردن از شرایط سخت و ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the whole nine yards: همش! تمام و کمال! تا آخرش! هر چقدر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dog's life: یعنی یه زندگی پر از بدبختی و ناخوشا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll eat my hat: اسممو عوض میکنم برای وقتیه که مطمئن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i'll eat my hat: اسممو عوض میکنم برای وقتیه که مطمئن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no time like the present: الان بهترین موقع است.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
no time like the present: الان بهترین موقع است.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw under the bus: تو دردسر انداختن کسی آدم فروشی خیا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
overcooking grits: عصبانی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pass the torch: واگذار کردن مسئولیت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pass the torch: واگذار کردن مسئولیت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
know it all: عقل کل
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pie in the sky: خوش خیالی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fruitloop: آدم دیوانه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull a ghost: غیب شدن ترک کردن ناگهانی محل
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i smell you: درکت میکنم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pussy out: جا زدن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ass out: بدبخت، بی پول
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sweep under the rug: پنهان کردن چیزی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fly too close to the sun: بلند پروازی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i'll tell you what: ببین چی میگم.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bear with me: یکم بهم وقت بده.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
read someone the riot act: کسی را سرزنش کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blow one's lines: دیالوگ های خود را اشتباه گفتن در سی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cold day in hell: هرگز هیچوقت عمرا
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you said it: موافقم!
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
field day: اوقات خوش
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
field day: اوقات خوش
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lose one's cool: از کوره در رفتن عصبانی شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
give someone the finger: انگشت وسط خود را به کسی نشان دادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
flake: آدم غیرقابل اعتماد
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get going: جایی را ترک کردن رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rolling in it: پول دار مایه دار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sponge off someone: از کسی پول قرض گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sponge off someone: از کسی پول قرض گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold it down: ساکت بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a load of that: به چیزی نگاه انداختن چیزی را تماشا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gee: عجب نه بابا بی خیال
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
too rich for my blood: گران
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
caught dead: هرگز ( کاری به خصوص را ) انجام نداد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
caught dead: هرگز ( کاری به خصوص را ) انجام نداد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one's name no something: برای کسی ساخته شدن کاملا مناسب کسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
now you're taking: حالا داری منطقی حرف میزنی حالا داری ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
down one's sorrows: با مست کردن مشکلات خود را فراموش کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit the stores: به خرید رفتن به مغازه رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shop till one drops: تا جان داشتن خرید کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drag: کسی را به زور به جایی آوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a kick: لذت بردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trash someone: به باد انتقاد گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk about a: خیلی ( برای شدت بخشیدن به چیزی استف ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have a blowout: پنچر شدن لاستیک پنچر کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have a lead foot: عشق سرعت بودن به رانندگی پرسرعت علا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jinx: طلسم نحسی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pile: مقدار زیاد ( کلی )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in no time flat: فورا سریع
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set of skins: لاستیک ( چهار حلقه )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop on a dime: ناگهان توقف کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw someone in the slammer: کسی را به زندان انداختن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
haul: عجله کردن هم معنی میدهد. we only h ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run a light: از چراغ قرمز رد شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
run a light: از چراغ قرمز رد شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow out: وعده غذایی مفصل سور شکم چرانی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
soak: زیادی پول گرفتن از مشتری چاپیدن گوش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nail the brakes: ناگهانی ترمز کردن پا روی ترمز گذاشت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set of wheels: اتومبیل ماشین
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
punch it: تا ته گاز دادن تا آخر پدال گاز را ف ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
punch it: تا ته گاز دادن تا آخر پدال گاز را ف ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sucker: ساده لوح زودباور
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
corner like it's on rails: خوب پیچیدن ( در مورد ماشین ) this ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
beat: بهتر بودن از
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jeez: وای! یا مسیح
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
burn rubber: با سرعت رفتن ( اتومبیل ) سریع رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rarin' to go: آماده و مشتاق عمل بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's with you: چی اذیتت میکنه؟ چته؟
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
what's with you: چی اذیتت میکنه؟ چته؟
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get into: خود را غرق کاری کردن توجه خود را کا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
blast: اوقات خوش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut out for something: برای کاری ساخته شدن به صورت ذاتی تو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut out for something: برای کاری ساخته شدن به صورت ذاتی تو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
go to hell in a handbasket: بدتر شدن فاسد شدن خراب شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweat like a pig: به شدت عرق کردن مثل خوک عرق کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lardo: چاقالو
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get off it: چرت و پرت نگو!
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get off it: چرت و پرت نگو!
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when hell freezes over: هرگز هیچوقت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
when hell freezes over: هرگز هیچوقت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit the showers: حمام رفتن ( در باشگاه )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not to lift a finger: دست به سیاه و سفید نزدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bend over backwards: به آب و آتش زدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
what's going on: در چه حالی؟
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stay up till all hours of the night: تا دم صبح بیدار ماندن تا آخر شب بید ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eat someone out of house and home: مدام تمام غذای کسی را خوردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you can say that again: زدی تو خال
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have it made in the shade: به راحتی کاری را انجام دادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
belch: بلند آروغ زدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
kick out: با لگد بیرون کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
raid the fridge: به غذای درون یخچال حمله کردن تمام ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
basket case: آدم مضطرب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i hear ya: باهات موافقم
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
up to: مشغول کاری بودن مشغول کاری مشکوک بو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cut it: توانایی کاری را داشتن موفق شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut it: توانایی کاری را داشتن موفق شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stone sober: کاملا هشیار [مخالف مست]
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lowdown: تمام داستان کل ماجرا تمام اطلاعات
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lowdown: تمام داستان کل ماجرا تمام اطلاعات
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
barf up one's guts: به شدت بالا آوردن به شدت استفراغ کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fresh out of something: تمام کردن به تازگی جایی را ترک کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stuff one's face: پُرخوری کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stuff one's face: پُرخوری کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lock what the cat dragged in: ببین کی از راه رسید! ببین کی آمد!
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give it a rest: از چرند گفتن دست کشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
caught with one's pants down: مچ گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go under the knife: زیر تیغ جراحی رفتن عمل کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go under the knife: زیر تیغ جراحی رفتن عمل کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
catch someone red handed: مچ کسی را گرفتن سر بزنگاه کسی را دس ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
catch someone red handed: مچ کسی را گرفتن سر بزنگاه کسی را دس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rag on: اذیت کردن دست انداختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cleaned out: تمام کردن ( اجناس، پول. . . )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
forget that noise: امکان نداره!
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
honker: دماغ بزرگ
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
honker: دماغ بزرگ
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
porker: آدم چاق آدم پرخور
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
have a cow: عصبانی شدن ناراحت شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what do you say: نظرت چیه. . .
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slop: غذای بی کیفیت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
polish off: تا آخر خوردن تا آخر نوشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
polish off: تا آخر خوردن تا آخر نوشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on someone: به حساب کسی بودن کسی را اذیت کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tip off: اطلاع دادن خبر دادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blimp: گامبو بشکه، خیلی چاق
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
burger joint: رستوران همبرگر برگری برگر فروشی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
right off the bat: از ابتدا
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stiff: انعام ندادن کم انعام دادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wash down: فرو دادن غذا به کمک نوشیدنی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wash down: فرو دادن غذا به کمک نوشیدنی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dive: رستوران بی کیفیت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
living soul: آدم فرد
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
from day one: از همان ابتدا
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
eighty six: سفارش ( چیزی را ) لغو کردن حذف کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
twenty three skidoo: رفتن جایی را ترک کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
never in a million years: هرگز عمرا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone the third degree: از کسی بازجویی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ten: ( چیز ) بی نقص ( آدم ) تراز اول
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deep six someone: کسی را کشتن کسی را به قتل رساندن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
catch twenty two: مخمصه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
forty five: نوعی صفحه موسیقی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hang ten: نوعی حرکت در موج سواری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
eighty eight: پیانو
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
million of them: یک میلیون تا جوک هزار تا جوک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grab forty winks: چرت زدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as clear as crystal: زلال مثل اشک چشم زلال مثل شیشه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as wise as an owl: عاقل خردمند
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as happy as a clam: شاد و شنگول خوشحال و راضی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as gentle as a lamb: مهربون و نجیب
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
as black as night: به سیاهی شب مثل شب سیاه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as easy as apple pie: مثل آب خوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as mad as a march here: خل و چل مشنگ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as quiet as the grave: سوت و کور
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as comfortable as an old shoe: خیلی راحت راحت مثل خانه خاله
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as hot as fire: سوزان
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
as fit as a fiddle: سُر و مُر گنده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as stubborn as a mule: کله شق عین قاطر چموش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as plain as day: مثل روز روشن ساده و بی آلایش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as fat as a pig: چاق مثل خرس چاق مثل خوک
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
as busy as a bee: خیلی سر شلوغ بودن عین زنبور پرمشغله ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as busy as a bee: خیلی سر شلوغ بودن عین زنبور پرمشغله ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as sour as vinegar: مثل برج زهرمار
١ سال پیش