نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as useless as tits on a bull: کاملا به درد نخور کاملا بی استفاده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as different as day and night: مثل کارد و پنیر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as innocent as a lamb: پاک و معصوم مثل فرشته
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as crazy as a loon: خیلی خل و چل احمق
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as red as a rose: مثل لبو سرخ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as proud as a peacock: مغرور مثل طاووس از دماغ فیل افتاده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as proud as a peacock: مغرور مثل طاووس از دماغ فیل افتاده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have guts: دل و جرات داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have guts: دل و جرات داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is in store for me: چه چیز در انتظار من است چه چیز ممکن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wishful thinking: خوش خیالی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
wishful thinking: خوش خیالی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fuck me: خدا لعنتش کنه لعنتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as happy as a pig mud: خر کیف بودن شاد و شنگول بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as quick as a wink: به سرعت برق و باد مثل چشم بهم زدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
absorbtivity: توانایی جذب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
actual vapor pressure: فشار واقعی بخار آب
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
adiabatic process: فرآیند بی در رو یا آدیاباتیک
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
advection fog: مِه فرارفتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
advection: فرارفت - حرکت افقی هوا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
aero dynamic methods for the estimation of evapotrans: روشهای مرسوم به آئرودینامیک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
air mass modification: تعدیل توده های هوا در اثر حرکت و گذ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
albedo: سپیدایی - ضریب بازتاب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
aleutian low: کم فشار آلوشین در اقیانوس آرام
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
alfalfa: یکی از گیاهان شاخص در اندازه گیری ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
aloft winds: بادهای لایه های بالایی جو
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alta fescue: گیاهان از مرجع فسکیو مرجع در اندازه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
altocumulus clouds: ابرهای آلتوکومولوس
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
altostratus clouds: ابرهای آلتو استراتوس
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
anomaly: انحراف از میانگین دراز مدت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
anticyclone: واچرخند
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
anvil clouds aphelion: ابرهای سندانی زمان وقوع بیشترین فاص ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
applied climate classification: روش کاربردی در تقسیم بندی اقلیمی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hydroscopic nuclei: هسته های آبدوست
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rossby wave: امواج راسبی ( در هواشناسی )
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
radiation fog: مه تابشی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
molecular diffusion: پخشیدگی مولکولی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cold advection: فرارفت سرد ( در هواشناسی )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
warm advection: فرارفت گرم ( در هواشناسی )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thickness chart: نقشه های ضخامت ( در هواشناسی )
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
subtropical high: پرفشار جنب حاره ای ( در هواشناسی )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
damn it to hell: به دَرَک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fuck yeah: آره پس چی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fuck yeah: آره پس چی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lots of lucks: با آرزوی موفقیت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hacked off: کُفری عصبی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
buy on credit: نسیه خریدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the bright side: خوشبختانه جای خوشبینی اینکه نقطه قو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the bright side: خوشبختانه جای خوشبینی اینکه نقطه قو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cyclone: چرخند
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fohen wind: گرمباد فون
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inversion: در هواشناسی:وارونگی دما
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
kook: اُسکُل احمق
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as god is my witness: خدا شاهده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as god is my witness: خدا شاهده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i fancy you: بهت علاقه دارم
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i fancy you: بهت علاقه دارم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got this: از پس این برمیام
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i got this: از پس این برمیام
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's your deal: فازت چیه؟ مشکلت چیه؟ قضیه چیه؟
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
what's your deal: فازت چیه؟ مشکلت چیه؟ قضیه چیه؟
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bloody: خیلی ( برای تاکید )
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flirt: پا دادن راه دادن جلب توجه کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bullspit: کسشعر حرف مفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beeatch: جنده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
monkey father: مادرجنده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you high: چیزی زدی؟
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
are you high: چیزی زدی؟
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don't bother: زحمت نکش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nail to the wall: به چهار میخ کشیدن جریمه سنگین کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
must do: کار واجب و ضروری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
must do: کار واجب و ضروری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
namby pamby: سست عنصر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
five o: پلیس ( عامیانه بیشتر در میان سیاه پ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
running out: وقتی استفاده می کنیم که چیزی در شرف ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
running out: وقتی استفاده می کنیم که چیزی در شرف ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how did someone take it: وقتی استفاده می کنیم که بخواهیم در ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mean a lot to somebody: این کارت برام خیلی ارزشمنده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how's something coming along: از این ترکیب وقتی استفاده می‎کنیم ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's what she said: معادل دقیق و مشخصی براش تو فارسی نی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
that's what she said: معادل دقیق و مشخصی براش تو فارسی نی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i'm beat: خیلی خستم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am ticklish: قلقلکی ام
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep your word: سر قولت وایسا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't go too far: شورش رو درنیار
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don't go too far: شورش رو درنیار
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
kudos: ایولا ایول
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
kudos: ایولا ایول
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hot air: گنده گوزی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hot air: گنده گوزی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
earthly reason: دلیل موجه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i'm starving: I'm starving! When do we eat? خیلی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hang in there: قوی باش
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
same here: منم همینطور
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thumbs up: آفرین بر تو، کارت درسته
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't leave me hanging: منو بلاتکلیف نذار
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
don't leave me hanging: منو بلاتکلیف نذار
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
no dice: حرفشم نزن ، عمرا
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
no dice: حرفشم نزن ، عمرا
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
no good: آدم بی لیاقت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in your face: براساس فرهنگنامه اصطلاحات آمریکایی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dickhead: احمق کله کیری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dickhead: احمق کله کیری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rise and shine: بیدار شو و سریع از تخت بیرون بیا⠀⠀⠀ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i told you so: دیدی بهت گفتم
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take it from me: حرفم رو قبول کن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm on my way: تو راهم ، دارم میام
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
i'm on my way: تو راهم ، دارم میام
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do what you want: هر کاری دلت میخواد بکن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sick and tired: خیلی خسته از چیزی بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wait and see: بزودی میفهمی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stay out of it: دخالت نکن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stay out of it: دخالت نکن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
next up: مورد بعدی در ادامه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
next up: مورد بعدی در ادامه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sit with something: تاب آوردن چیزی پذیرش احساسات منفی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sit with something: تاب آوردن چیزی پذیرش احساسات منفی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
scapegoat: گوشت قربونی دیوار کوتاه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
of all the nerve: از رفتار تون تعجب میکنم!
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hear me out: تا آخر به حرفام گوش بده.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hear me out: تا آخر به حرفام گوش بده.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
off the track: در اشتباه بودن در مسیر غلط
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
what brings you here: شما کجا، اینجا کجا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to oil palm: رشوه دادن دَم کسی را دیدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
privileged: نازپرورده ژن خوب!
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dont flatter yourself: اینقدر خودت رو دست بالا نگیر.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oldie but goodie: چیز قدیمی که هنوزم کار میکنه یا هنو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
oldie but goodie: چیز قدیمی که هنوزم کار میکنه یا هنو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don't mess with me: به پر و پای من نپیچ
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
once and for all: برای اولین و آخرین بار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
little shit: آدم احمق بچه بی شعور
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
little shit: آدم احمق بچه بی شعور
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
once in a blue moon: چی بشه که. . .
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
shall we: بریم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't change the subject: بحث رو عوض نکن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ghosted: بی مقدمه دور کسی رو خط کشیدن قطع را ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ghosted: بی مقدمه دور کسی رو خط کشیدن قطع را ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
only way to go: بهترین راه انجام کاری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
god is my witness: خدا شاهده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
happy now: حالا راضی شدی؟
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i'm pissed off: اعصابم خورده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
act up: بد رفتاری کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bear in mind: bear it in mind یادت باشه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll make it work: یه کاریش میکنم.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i'll make it work: یه کاریش میکنم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my car is overheating: ماشینم جوش آورده.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that car cut me off: اون ماشین پیچید جلوم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put it in reverse: بزن دنده عقب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
over take the car: از ماشین سبقت بگیر
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
over take the car: از ماشین سبقت بگیر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit the brakes: تُرمز کن.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hit the brakes: تُرمز کن.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
give it a try: یه امتحانی بکن.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lanky: دیلاق
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
black sheep: نخاله
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep it under wraps: بین خودمون باشه.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am all set: من آماده ام.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am bemused: گیج و مبهوتم.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
it's on me: من حساب میکنم، مهمون من
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are so naive: خیلی ساده ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be young for one's age: ( کسی ) نسبت به سنش خوب ماندن مثال ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
on the nose: دقیقا ( سر وقت )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tickled pickled: خر ذوق
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a thumbs up: خیلی خوبه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drinks like a fish: کسی که خیلی مشروب میخوره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're busted: دستت رو شد.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you're busted: دستت رو شد.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
piddle around: وقت تلف کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pitch a bitch: شکوه و شکایت کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
no such luck: از این شانسا نداریم
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catch a chill: سرما خوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we stick together: ما هوای هم رو داریم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put on street: عالم و آدم رو خبر دار کردن.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
that sucks: افتضاحه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is a looker: طرف خیلی جیگره.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put that in your pipe and smoke it: دندت نرم!
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pull leg: کسی رو دست انداختن مسخره کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
queer for: هوس چیزی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put a con on someone: سر کسی را کلاه گذاشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we're doomed: بیچاره شدیم
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
we're doomed: بیچاره شدیم
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
raise hell: قشقرق به پا کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
raise hell: قشقرق به پا کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's up in the air: بلاتکلیفه رو هواست
١ سال پیش
نوع مدال

انتخاب عکس پروفایل

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fuck this shit: گور پدرش کون لقش کیر توش
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fuck this shit: گور پدرش کون لقش کیر توش
١ سال پیش
نوع مدال

اولین لایک کردن

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٥,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش