ترجمه‌های حمیدرضاخوش قامت آزاد (٧٧٤)

بازدید
٤٧٩
تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The Valencia rematch is being held on the 25th anniversary of that match, which ended in a draw because officials feared for the health of both competitors.
دیدگاه
٢

بیست و پنجمین سالگرد ویدا برگشت والنسیاآن مسابقه که بدلیل هراس مقامات از وضعیت سلامت دورقیب مساوی اعلام شد در جریان است.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The expected NBA Finals rematch between the Lakers and the Knickerbockers failed to materialize because New York was eliminated in the Eastern Conference round-robin.
دیدگاه
٢

بازی برگشت فینال میان دوتیم لیکرز و نیکرباکرز که همگان چشم انتظارش بودند بدلیل حذف تیم نیویورک در جام برگشتی شرق عملی نشد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The expected NBA Finals rematch between the Lakers and the Knickerbockers failed to materialize because New York was eliminated in the Eastern Conference round-robin.
دیدگاه
١

بازی برگشت مورد انتظار nba بین دوتیم لیمرز و نیکرباکرز

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
In the rematch, the Packers may learn that Kevin Williams is more than willing to play a starring role.
دیدگاه
١

شاید در بازی برگشت تیم پکر چیزی فراتر از یک شوق برای ایفای نقشی بزرگتر است.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
I hope to have my rematch someday.
دیدگاه
١

امیدوارم روزی بازی برگشت را تجربه کنم ( داشته باشم )

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
In the rematch, the Packers may learn that Kevin Williams is more than willing to play a starring role.
دیدگاه
١

شاید در بازی برگشت تیم پکر ز متوجه شود، کوین ویلیامز چیزی بیشتر از برای ایفای نقش بیشتر بشود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
An Aikman-Turner rematch would be several years and a handful of concussions too late.
دیدگاه
١

رویارویی آیکمن و ترنرپس از چندین سال و پراز ضربات مغزی بسیار دیرهنگام خواهد بود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
We await the rematch with interest.
دیدگاه
١

با اشتیاق چشم انتظار بازی برگشت هستیم.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The Warriors get another exhibition rematch on Thursday, when they take on the Hornets at Charlotte. . . .
دیدگاه
٢

تیم واریز پنج شنبه در شارلوت، جایی که با هورنتس رویارو می شوند، در یک مسابقه دوستانه شرکت می نمایند.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
But at Stradey, at the rematch of last season's Cup finalists, Mr Wag's dictum was borne out again.
دیدگاه
١

ولی در استرادی، در دور برگشت جام فینالیستهای فصل گذشته، گفته های آقای وگ اثبات شد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
A rematch with Nigel Benn is no closer to being written into this year's domestic calendar.
دیدگاه
١

مصافی دوباره با نایجل بن بهمین زودیها در تقویم مسابقات داخلی ثبت نخواهد شد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Both teams are preparing for the rematch.
دیدگاه
١

هر وتیم درحال آماده سازی مصافی دوباره هستند.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Stanford will face UCLA in a rematch.
دیدگاه
٢

استنفورد با ucla مصافی دوباره خواهد دشت.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Duff said he would be demanding a rematch.
دیدگاه
١

داف گفت که درخواست برگزاری مجدد مسابقه را داده.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
He did not even have the courtesy to reply to my fax.
دیدگاه
١

حتا اینقدر ادب نداشت که به فکس من پاسخ دهد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
I have just received his reply.
دیدگاه
١

همین الان پاسخش را دریافت کردم.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
A lot of people replied to our advertisement.
دیدگاه
١

افراد زیادی به آگهی تبلیغاتی ما پاسخ دادند.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
She replied in but a feeble voice.
دیدگاه
١

او پاسخی مگر باصدایی ضعیف نداد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
In business, a prompt reply is imperative.
دیدگاه
١

در امر تجارت، پاسخ فوری یک ضرورت است.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
He replied to that charge scornfully.
دیدگاه
١

او با تمسخر به آن اتهام پاسخ گفت.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The pupils replied in one voice.
دیدگاه
١

دانش آموزان باهم ( یکصدا ) جواب دادند.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
He did not reply to her question right away.
دیدگاه
١

او آنا به سووالش ( سووال آن خانم ) جواب نداد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
'I don't think so!' she replied tartly.
دیدگاه
١

با تندی جواب داد"من اینجوری فکر نمیکنم".

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
My reply may not have been polite, but he asked for it.
دیدگاه
١

شاید پاسخ من مودبانه نبود، ولی خودش اینطور خواست.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The graph will rescale to show the region you selected.
دیدگاه
٢

نمودار برای نشان دادن ناحیه ای که انتخاب کرده اید مقیاس دهی مجدد می شود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Bicubic rescale algorithm shrinks video to small screen size in best possible quality.
دیدگاه
١

الگوریتم های بازمقیاس دومکعبی ( بایکیوبیک ) ئیدیو را با بهترین کیفیت ممکن به صفحه سایز کوچک تبدیل می کند.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The resize filters rescale the input video frames to an arbitrary new resolution, using different sampling algorithms.
دیدگاه
١

فیلترهای اندازه گیری مجدد با بکاگیری الگوریتم های نمونه ای متفاوت ، داده ها ی فریم های ویدیو را تا حد یک وضوح قراردادی جدید مقیاس دهی دوباره میکند .

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Before invoking this method, you have to rescale the color values into that range.
دیدگاه
١

پیش از بکارگیری این روش، باید مقادیر رنگ را در آن طیف قرار دهید.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
So, if you want a unit vector that goes in the same direction, 1 all you have to do is rescale it, so, at its length becomes one.
دیدگاه
١

پس اگر می خواهید برداری داشته باشید که درهمان جهت قرار گیرد، تمام کاری باید بکنید اینست که به آن مقیاس مجدد بدهید به گونه ایکه طول آن به یک برسد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Desperate for a better future if she can find a way to rescale her past.
دیدگاه
٣

چون نمیدانست که آیا می تواند گذشته اش رابازتعریف کند از آینده اش نیز ناامید بود.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Shareholdings held by a Member's spouse and infant children are not registrable.
دیدگاه
٣

سهامدار بودن همسر یا فرزندان نوزاد اعضا قابل ثبت نیست.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
If for any reason it appears to the Registrar that a ship in respect of which an application for registration has been made may not be registrable.
دیدگاه
٢

اگر بهردلیل به ثبت کننده معلوم گردد که کشتی ای که بابت آن درخواست ثبت داده، امکان ثبت ندارد

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Positive covenants Positive covenants don't run with the land; therefore they're not registrable.
دیدگاه
١

تعهدات مثبت ( یا میثاق مثبت یک قول قانونی است که به یک ملک گره خورده است و مالک ملک را ملزم به انجام اقدامات خاص یا حفظ شرایط خاصی در زمین خود می کند ...

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Only remunerated directorships of local companies are registrable.
دیدگاه
١

صرفانام مدیران پاداش گرفته ( ترفیع گرفته ) شرکتهای محلی قابل ثبت هستند.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
When you buy a dog represented as AKC registrable, you should receive an AKC Dog Registration Application form properly filled out by the seller.
دیدگاه
١

هنگامی که سگی دارای مدرکakgمی خرید ، فروشنده آن سگ باید فرم پرشده akgرا به شما رایه نماید.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Such a charge is not registrable against the clearing member under s 395 of the Companies Act 198
دیدگاه
١

تحت ماده395قانون 198شرکتها چنین اتهامی علیه عضو پایاپای قابل طرح نیست.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
She holds him in high regard.
دیدگاه
٣

برایش احترام بسیار زیادی قایل است

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
I am a seed, a very inconspicuous jujube tree seeds.
دیدگاه
٤

دانه ای هستم، از درخت عنابی کاملا معمولی

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
She has no morals! She's really a whore!
دیدگاه
٣

او به اخلاقیات اعتقادی ندارد، یک فاحشه به تمام معناست.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The skill of the Elves can reforge the sword of kings, but only you have the power to wield it.
دیدگاه
١

مهارت الف ها می تواند شمشیر پادشاهان را بازسازی کند ولی تنها تو قادر به مدیریت آن هستی

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The reforging interface on live is a boring brown and black box, with pulldown menus to help you choose the stats you want to reforge to.
دیدگاه
١

فصل مشترک بازسازی زندگی، جعبه ای سیاه و قهوه ای است با فهرست های کشویی که به شما کمک می کنند جنبه هایی که دوست ندارید را بازسازی کنید.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
And that's why we demand the light of intellect, with which we learn, we recognize, we comprehend and reform the world, and we reforge ourselves whilst we rebuild the environment.
دیدگاه
٢

و ازاین روست که ما در طلب نور معرفتیم و با آن یاد میگیریم، تشخیص می دهیم، درک میکنیم و دنیا را تغییر می دهیم، و درحالیکه خودرا بازسازی میکنیم دنیای پ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
And that's why we demand the light of intellect, with which we learn, we recognize, we comprehend and reform the world, and we reforge ourselves whilst we rebuild the environment.
دیدگاه
٢

و بهمین دلیل است که ما در طلب نور معرفتیم، تا با آن ما می آموزیم، می شناسیم، درک میکنیم و دنیارا تغییر میدهیم

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
A soul reft of body.
دیدگاه
٢

روحی از بدن جداشده

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The rock was reft asunder.
دیدگاه
٢

صخره به دو نیمه شکافته شده ( دونیم شد )

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Mr Reaves himself likens his operation to tinkering on a Model A Ford with screwdrivers and a pair of pliers.
دیدگاه
١

خود آقای reaves عملیات بهینه سازی اش را روی یک فورد مدلAبه چند آچار پیچ گوشتی و انبر دست تشبیه می کند.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Mr Reaves himself likens his operation to tinkering on a Model A Ford with screwdrivers and a pair of pliers.
دیدگاه
٢

خود آقای reaves عملیات بهینه سازیش را روییک فورد مدل A

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Mr Reaves himself likens his operation to tinkering on a Model A Ford with screwdrivers and a pair of pliers.
دیدگاه
٢

خود آقای reaves عملیات بهینه سازی اش روی یک فوردمدل A

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Mr Reaves claims the industry connections and combined experience give his funds an edge over rivals in picking turnaround candidates.
دیدگاه
٢

آقای reavesمدعیست ارتباطات صنعتی او و تجارب در هم آمیخته اش به سرمایه او نسبت به رقبایش در گزینش داوطلبان استحاله یافته برتری داده

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The defeated soldiers reaved the villagers of their flocks of sheep.
دیدگاه
١

سربازان شکست خورده در جنگ گله گوسفندان روستاییان را غارت کردند.