ترجمه‌های حمیدرضاخوش قامت آزاد (٧٧٤)

بازدید
٤٧٩
تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Compared to REIT in abroad, the development of finance in real estate is laggard in China and restricts the development of real estate industry. REFT comes out in the form of in trust in China.
دیدگاه
١

رشد بخش مالی در مستغلات چین در مقایسه با صندوقهای سرمایه گذاری املاک در خارج از کشور، عقب افتاده و توسعه صنعت املاک رامحدود نموده. reftدر چین به شکل ...

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
At five, she was once blocked by several other children in the gutter, her snack and crystal hairpin being reft .
دیدگاه
١

یکبار در پنج سالگی چند بچه دیگر راه او را در جوی سد کردند و خوراکی ها و سنجاق سر کریستال اورا بزور گرفتند.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Proper arrangements have been made for the children who were reft of their parents.
دیدگاه
١

ترتیبات خاصی برای فرزندان جامانده از والدین در نظر گرفته شده.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
These raw materials were reforged into a new film of plastic.
دیدگاه
٢

مواد خام طی فرآیند ذوب تبدیل به لایه پلاستیکی نازکی شدند.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Have you ever seen a whore and liar like CNN?
دیدگاه
١٠

تا حالا هرزه تر و دروغگوتر از سی ان ان دیدی؟

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
She is just a two - bit whore.
دیدگاه
٤

او فقط یک فاحشه دوزاری ( بی اهمیت ) است.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Rot in hell, you maggoty whore"?"
دیدگاه
٢

در جهنم بپوس، ای فاحشه کرم گرفته ( کرم خورده )

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
You are dressed up like a whore, it's terrible.
دیدگاه
٢

مثل فاحشه ها لباس پوشیدی، افتضاحه!

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Unlike whisk, whore has a reputable etymology, going all the way to Indo-European (among its cognates are Latin carus and Old Irish cara "friend"); Goths called a prostitute hors.
دیدگاه
٢

برخلاف واژه whisk, کلمه فاحشه دارای ریشه شناسی معتبرتریست، که تا زبان های هندواروپایی

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Unlike whisk, whore has a reputable etymology, going all the way to Indo-European (among its cognates are Latin carus and Old Irish cara "friend"); Goths called a prostitute hors.
دیدگاه
٢

برخلاف واژه whisk, کلمه فاحشه دارای ریشه شناسی معتبرتری است، که از زبان های هندواروپایی گرفته

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
In Athens he lived by night, indulging in his two hobbies, whoring and eating.
دیدگاه
٣

در آتن، سرگرم دو تفریحش، زنبارگی و شکمچرانی، شب زنده داری می کرد.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
People were back to their drinking, drugging and whoring.
دیدگاه
٤

مردم به میگساری، مصرف مواد و زنبارگی های خود باز گشتند.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Dumped poor Catherine and Mary in some deserted palace whilst he went whoring.
دیدگاه
٣

درحالیکه خودش دنبال زنبارگی بود، کاترین و مری بیچاره را در قصری متروک رها کرد.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
People were back to their drinking, drugging and whoring.
دیدگاه
٤

مردم به میخوارگی، اعتیاد و خانم بازی خود بازگشتند.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
She has no morals! She's really a whore!
دیدگاه
٢

او معتقد به اخلاقیات نیست، یک فاحشه به تمام معناست.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Near-sightedness is a visual defect.
دیدگاه
٣

نزدیک بینی نوعی نقص دیداری است.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
He has an optical defect.
دیدگاه
١

او مشکل بینایی دارد.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The defect in the drainage must be remedied.
دیدگاه
٤

باید مشکل زه کشی مرتفع ( رفع ) شود.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
He strove manfully to overcome his speech defect.
دیدگاه
٤

او مردانه کوشید بر نقص گفتاری خود غلبه کند.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
He tried to defect to the West last year.
دیدگاه
٥

او پارسال کوشید به غرب بگریزد.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
He has a congenital heart defect.
دیدگاه
٥

او دچار نارسایی قلبی مادرزادی است.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
This is a physical defect that cannot be cured.
دیدگاه
٥

این نوعی نقص جسمی است که قابل درمان شدن نیست.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
She suffers from a heart/sight/speech defect.
دیدگاه
٥

او دچار بیماری قلبی/بینایی/تکلمی است.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
It's a character defect in her that she can't ever accept that she's in the wrong.
دیدگاه
٢

ایراد شخصیتی که در اوست اینست که هرگز قبول نمی کند در اشتباه است.