reft

/reft//reft/

معنی: شکافته
معانی دیگر: محروم، بی بهره، شکافدار

جمله های نمونه

1. The defeated soldiers reaved the villagers of their flocks of sheep.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] Reave / Reft ( غارت کردن / محروم کردن ) توضیح: Reave یعنی به زور گرفتن یا غارت کردن. Reft شکل گذشته و اسم مفعول آن است و بیشتر به معنای محروم شدن از چیزی یا جدا شدن از چیزی ( به سبک شاعرانه ) استفاده میشود.
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] سربازان شکست خورده، گله های گوسفند روستاییان را غارت کردند.
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] سربازان شکست خورده در جنگ گله گوسفندان روستاییان را غارت کردند.
|
[ترجمه گوگل]سربازان شکست خورده روستاییان گله گوسفندان خود را می خواندند
[ترجمه ترگمان]سربازان شکست خورده روستاییان را به گله گوسفندان خود reaved
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Mr Reaves claims the industry connections and combined experience give his funds an edge over rivals in picking turnaround candidates.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] Reave / Reft این کلمه قدیمی و کمی ادبی است. در انگلیسی مدرن، به جای آن بیشتر از Rob ( دزدی کردن ) یا Deprived ( محروم کردن ) استفاده میشود. اگر در متن های امروزی کلمه Reft را دیدید، معمولاً به معنای گرفته شده با خشونت یا از دست داده شده است
|
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] آقای ریوز ادعا میکند که ارتباطات صنعتی اش به او در انتخاب گزینه های موفقیت آمیز برتری میدهد.
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] آقای reavesمدعیست ارتباطات صنعتی او و تجارب در هم آمیخته اش به سرمایه او نسبت به رقبایش در گزینش داوطلبان استحاله یافته برتری داده
|
[ترجمه گوگل]آقای ریوز ادعا می کند که ارتباطات صنعتی و تجربیات ترکیبی به سرمایه او در انتخاب کاندیداهای برگشتی نسبت به رقبا برتری می دهد
[ترجمه ترگمان]آقای Reaves ادعا می کند که ارتباطات صنعتی و تجربه ترکیبی سرمایه خود را نسبت به رقبا در انتخاب کاندیداها به نفع خود تامین می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Mr Reaves himself likens his operation to tinkering on a Model A Ford with screwdrivers and a pair of pliers.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] آقای ریوز عملیات خود را به تعمیر ماشین مدل A فورد با پیچ گوشتی و انبردست تشبیه میکند.
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] خود آقای reaves عملیات بهینه سازی اش روی یک فوردمدل A
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] خود آقای reaves عملیات بهینه سازیش را روییک فورد مدل A
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] خود آقای reaves عملیات بهینه سازی اش را روی یک فورد مدلAبه چند آچار پیچ گوشتی و انبر دست تشبیه می کند.
|
[ترجمه گوگل]خود آقای ریوز عملیات خود را به قلع و قمع کردن یک فورد مدل A با پیچ گوشتی و یک انبردست تشبیه می کند
[ترجمه ترگمان]آقای Reaves خودش عملیات خود را با تغییر مدل یک فورد با آچار پیچ گوشتی و یک انبردست سوزنی آغاز کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Linguistic indices contain the ratio of error-free T-unit (REFT) and subordinate clauses per T-unit (SCT).
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] زبان شناسی: شاخص های زبانی شامل نسبتِ واحدهای بدون خطا و بندهای وابسته است.
|
[ترجمه گوگل]شاخص های زبانی حاوی نسبت واحد T بدون خطا (REFT) و جملات فرعی در واحد T (SCT) هستند
[ترجمه ترگمان]شاخص های زبانی شامل نسبت T - واحد T - واحد (reft)و بنده ای فرعی در هر واحد T (SCT)هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The rock was reft asunder.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] ادبی: صخره از هم دریده ( جدا ) شد.
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] صخره به دو نیمه شکافته شده ( دونیم شد )
|
[ترجمه گوگل]سنگ از هم جدا شد
[ترجمه ترگمان]سنگی از هم جدا نمی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. A soul reft of body.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] ادبی: روحی که از بدن جدا شده است. 7. تمهیدات مناسبی برای کودکانی که از داشتن والدین محروم شده بودند، اندیشیده شده است.
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] روحی از بدن جداشده
|
[ترجمه گوگل]یک جابجایی روح از بدن
[ترجمه ترگمان]یک روح محروم از جسم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Proper arrangements have been made for the children who were reft of their parents.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] برای کودکانی که از والدین خود جدا شده اند، تمهیدات مناسبی انجام شده است
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] ترتیبات خاصی برای فرزندان جامانده از والدین در نظر گرفته شده.
|
[ترجمه گوگل]تمهیدات مناسبی برای فرزندانی که از والدینشان خارج شده اند، اندیشیده شده است
[ترجمه ترگمان]برای کودکانی که از والدین خود جدا شده اند، ترتیبات مناسب انجام شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Compared to REIT in abroad, the development of finance in real estate is laggard in China and restricts the development of real estate industry. REFT comes out in the form of in trust in China.
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] اقتصاد: در مقایسه با REIT ( صندوق های سرمایه گذاری املاک ) در خارج، توسعه مالی املاک در چین عقب مانده است. ( REFT در چین به شکل تراست/امانت ظهور میکند ) .
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] رشد بخش مالی در مستغلات چین در مقایسه با صندوقهای سرمایه گذاری املاک در خارج از کشور، عقب افتاده و توسعه صنعت املاک رامحدود نموده. reftدر چین به شکل ودیعه مسکن ظهور کرده.
|
[ترجمه گوگل]در مقایسه با REIT در خارج از کشور، توسعه امور مالی در املاک و مستغلات در چین عقب مانده است و توسعه صنعت املاک و مستغلات را محدود می کند REFT به شکل اعتماد در چین ظاهر می شود
[ترجمه ترگمان]در مقایسه با REIT در خارج از کشور، توسعه مالی در املاک و مستغلات در چین عقب افتاده است و توسعه صنعت املاک و مستغلات را محدود می کند reft به شکل اعتماد به چین شکل می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. At five, she was once blocked by several other children in the gutter, her snack and crystal hairpin being reft .
[ترجمه علیرضا ایرانی نیا] در پنج سالگی، چند کودک راه او را در جوی آب بستند و خوراکی و سنجاق سر کریستالی اش را به زور گرفتند.
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] یکبار در پنج سالگی چند بچه دیگر راه او را در جوی سد کردند و خوراکی ها و سنجاق سر کریستال اورا بزور گرفتند.
|
[ترجمه گوگل]در پنج سالگی، یک بار توسط چند کودک دیگر در ناودان مسدود شد، اسنک و سنجاق سر کریستالی او در حال جابجایی بود
[ترجمه ترگمان]در ساعت پنج، او یک بار توسط چندین بچه دیگر در جوی آب مسدود شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

شکافته (صفت)
bifid, cloven, forked, reft, laciniate, cut-in

پیشنهاد کاربران

( فعل – شکل گذشته و اسم مفعول باستانی/ادبی "reave" )
🔸 معادل فارسی:
• ربوده شده، غارت شده، تاراج شده ( به عنوان صفت یا اسم مفعول )
• ( کهن/ادبی ) محروم شده از چیزی ( to be reft of something )
...
[مشاهده متن کامل]

• ( در ترکیب "reft of" ) بدون چیزی، تهی از چیزی
🔸 مثال ها ( در متون ادبی و معاصر ) :
"The war reft them of their homes and their hope. "
جنگ آنها را از خانه و امیدشان محروم کرد.
"She stood at the grave, reft of words, unable to speak. "
او کنار قبر ایستاد، از کلمات تهی شده، ناتوان از سخن گفتن.
"The scandal reft the senator of his reputation overnight. "
رسوایی، سناتور را یک شبه از شهرتش محروم کرد ( ربود ) .

شکافته، شکافدار.