ترجمه‌های حمیدرضاخوش قامت آزاد (٨٩٣)

بازدید
٧٩٧
تاریخ
١ هفته پیش
متن
A willow warbler is similar to the greater whitethroat but smaller.
دیدگاه
٦

چکاوک بیدی شبیه گلوسفید بزرگ است ولی ( با اندازه ای ) کوچکتر.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Looks like a worn and moulting Arctic Warbler.
دیدگاه
٦

شبیه یک چکاوک قطبی در حال پرریزی و آشفته ظاهر ست.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The willow warbler is even prepared to assault a stuffed cuckoo head.
دیدگاه
٦

چکاوک بیدی حتا آماده حمله به یک فاخته عروسکی ( عروسک پرشده ) است.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
A yellow warbler will do just as well as a vireo, a spotted thrush as well as a song sparrow.
دیدگاه
٥

چکاوک زردبه همان خوبی یک ویریو ( پرنده ی حشره خوار بومی آمریکا ) ، یک باسترک خالداربه همان خوبی یک گنجشک آوازخوان . . .

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Just one wide awake sedge warbler sang solo as stars began to twinkle in the darkening night sky.
دیدگاه
٥

همان طور که ستاره هادر آسمان شب که روبه تاریکی نهاده بود شروع به چشمک زدن نمودند، فقط یک چکاوک جگنزار کاملا ( سرحال و ) هشیارانه تک خوانی می کرد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
A myrtle warbler in a flowering maple tree repeatedly probed into the massed flowers.
دیدگاه
٥

چکاوک گل تلفونی میان یک افرای پرشکوفه مداوما در حال کاووش انبوه گلها بود.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
She idly watched a tame yellow warbler hopping back and forth across the window sill as Victor put the call through.
دیدگاه
٥

درحالیکه ویکتور گرم مکالمه بود، با بیحوصلگی چکاوک اهلی زردی را که در درگاه پنجره عقب و جلو می پرید نگاه می کرد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
More bird song: willow warbler, wren, robin - all in the first few minutes.
دیدگاه
٥

اغلب پرنده های آوازخوان:چکاوک بیدی، زیگ ( الیکایی ) ، سینه سرخ - همگی در همان چند دقیقه نخست. . .

تاریخ
١ هفته پیش
متن
In Britain the main hosts are the reed warbler, meadow pipit, dunnock and pied wagtail.
دیدگاه
٥

در بریتانیا میزبانان اصلی، چکاوک نیزاری، پی پیت ( از خانواده دمجنبانک ها ) چمنزار، صعوه جنگلی و دم جنبانک هستند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Close by, a willow warbler flicked jauntily from one overhanging twig to the next.
دیدگاه
٥

در همین نزدیکی، یک چکاوک بیدی با سرزندگی از شاخه ای آویزان به شاخه دیگر می پرد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
A tiny reed warbler, faced with a cuckoo, feeds a chick much larger than herself.
دیدگاه
٥

یک چکاوک کوچک نیزاری، با فاخته ای روبرو شده، به جوجه ای بزرگتر از خود غذا می دهد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Black cap, white throat and grasshopper warbler had been sighted.
دیدگاه
٥

چکاوک سرسیاه، گلو سفید و ملخ خوار ( راه راه ) رویت شده اند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
They, too, have learnt what a great reed warbler egg looks like.
دیدگاه
٥

آنها ، نیز، یاد گرفته اند که تخم چکاوک نیزار بزرگ چه شکلی است .

تاریخ
١ هفته پیش
متن
This advocacy of the golden-cheeked warbler endangers the economic status of many people.
دیدگاه
٥

این طرفداری از چکاوک گونه طلایی، وضعیت اقتصادی مردمان بسیاری را به خطر می اندازد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
A prothonotary warbler adds a splash of gold to a tableau of cherry blossoms along the Tidal Basin in Washington, D. C.
دیدگاه
٥

یک چکاوک کاکل زری ، به تابلوی زیبای شکوفه های گیلاس در امتداد حوضچه های جزر و مدی واشینگتن دی سی ، سرقلمی از رنگ طلایی می افزاید.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
A County-model Land-Rover had been backed up against a stack of firewood in the shelter of a thatched carport.
دیدگاه
٣

لندروور مدل کانتی کنار پشته ای هیزم در یک گاراژبدون سقف کاهگلی پناه گرفته بود.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Hicks looked up and down for police cars and rammed the Land-Rover out into the westbound traffic.
دیدگاه
٤

"هیکس" بدنبال ماشینهای پلیس نگاهی به پایین و بالا انداخت و لندروور را بطرف ترافیک غربی راند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Handling a long-wheelbase Land-Rover with its trailer over rough ground is an art that needs plenty of practice.
دیدگاه
٥

جابجایی یک لندروور مدل کشیده تر ( لیموزینی ) با تریلر آن روی زمین ناهموار هنری ست که نیاز مند تمرینات زیاد است.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The carport and Land-Rover obstructed Trent's view of the windows.
دیدگاه
٥

گاراژ غیرمسقف و لندروور جلوی دید به بیرون پنجره ها را از "ترنت"گرفته بودند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The other, sure to be more popular, is a brand-new turbocharged diesel engine developed by Land-Rover.
دیدگاه
٥

( محصول ) دیگر، موتورتوربوشارژ دیزل تولیدی جدید ساخت لندرور که قطعا محبوب تر است می باشد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
A group of silent people gathered slowly near the place where they stopped the Land-Rover.
دیدگاه
٥

دسته ای مردم بی سروصدا، به آرامی دورهم در جایی جمع شدند و لندروور را متوقف کردند .

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The wind off the beach was so powerful it was difficult to hold the Land-Rover in lane.
دیدگاه
٥

باددرساحل آنقدر قدرتمند بود که بسختی می توانستی ماشین را در یک راسته خط نگه داری.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
As a hangover from rationing, they mixed butter and margarine.
دیدگاه
٤

بعنوان آثار بجا مانده از جیره بندی، کره حیوانی و. گیاهی را با هم مخلوط کردند.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The military has promised to yield power.
دیدگاه
٠

ارتش قول واگذاری قدرت را داد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Cloudy skies hang over the city before a rainstorm in Beijing, China.
دیدگاه
٢

پیش از توفان بارانی در پکن، چین، آسمانی ابری بر شهر سایه افکنده بود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
They expect this situation to hang over till Saturday.
دیدگاه
١

انتظار داشتند که شرایط تا شنبه پابرجا بماند.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
It was a picture, but not one you'd hang over the fireplace.
دیدگاه
١

عکس بود، ولی نه اونی ( عکسی ) که تو بتونی روی شومینه آویزون کنی.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
In the Chouf now, the Druze holy colours hang over the militia checkpoints.
دیدگاه
١

در "چوف"حال حاضر، رنگهای مقدس "دروز"بر ایست بازرسی های نیروهای شبه نظامی سایه افکنده است.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The excess should hang over the sides of the dish.
دیدگاه
١

بخش اضافه باید از اطراف بشقاب آویزان شود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
However, a question mark continued to hang over Kaliningrad, which was not specifically mentioned in the agreement.
دیدگاه
١

اگرچه همچنان یک علامت سووال بر کالینگراد باقیست، که بوضوح در توافقنامه ذکر نشده است.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The clouds of war hang over the east.
دیدگاه
١

ابرهای جنگ بر فراز شرق سایه افکنده است.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
It seems that the suit has to hang over till its next session.
دیدگاه
٢

بنظر می رسد که باید کت و شلوار را تا جلسه دیگرش آویزان کرد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
He's still sleeping off yesterday's hangover.
دیدگاه
٢

هنوز از خماری دیروز در خوابست.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
He appeared at breakfast bleary-eyed and with a hangover.
دیدگاه
٢

سر صبحانه با خماری و چشمانی پف کرده حاضر شد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
This procedure is a hangover from the old system.
دیدگاه
٢

این روند، بقایای سیستم قدیم است.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The present political system is a hangover from the nineteenth century colonial era.
دیدگاه
٢

اوضاع سیاسی حاضر، بقایای دوران استعماری قرن نوزدهم ست.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
She woke up with a terrible hangover.
دیدگاه
٢

با خماری وحشتناکی از خواب برخاست.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
His poor sight is a hangover from a bad illness he had.
دیدگاه
٣

ضعف بینایی اش بقایای بیماری بدی بود که داشت.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
I have a hangover.
دیدگاه
٣

خمارم!

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Whiskey always gives me a terrible hangover.
دیدگاه
٢

همیشه ویسکی برام خماری وحشتناکی میآره!

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
This feeling was a hangover from her schooldays.
دیدگاه
٢

از زمان مدرسه همین حس خماری را داشت.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
He had an infallible cure for a hangover.
دیدگاه
٢

برای خماری روش درمان بی بروبرگردی داشت.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
I had a terrible hangover the next day.
دیدگاه
١

روز بعد وحشتناک خمار بودم.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
I had a terrible hangover the next morning.
دیدگاه
٢

صبح فرداش وحشتناک خمار بودم.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
I had one hell of a hangover the next morning.
دیدگاه
١

فردا صبحش بد جوری خمار بودم.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
He is the wise man who is the honest man.
دیدگاه
٠

مرد عاقلیست که صداقت دارد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
It is a wise man that makes no mistakes.
دیدگاه
٠

مرد عاقلیست که اشتباهی مرتکب نمی شود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The quarterback threw an accurate pass.
دیدگاه
٠

مهاجم پاس دقیقی داد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
He made a pass at her.
دیدگاه
٠

بهش نخ داد. ( برای رابطه گوشه زد )

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
He made a pass at cleaning up the mess.
دیدگاه
٠

بهم ریختگی اوضاع رو روبراه کرد

١