ترجمههای حمیدرضاخوش قامت آزاد (٨٩٣)
چکاوک بیدی شبیه گلوسفید بزرگ است ولی ( با اندازه ای ) کوچکتر.
شبیه یک چکاوک قطبی در حال پرریزی و آشفته ظاهر ست.
چکاوک بیدی حتا آماده حمله به یک فاخته عروسکی ( عروسک پرشده ) است.
چکاوک زردبه همان خوبی یک ویریو ( پرنده ی حشره خوار بومی آمریکا ) ، یک باسترک خالداربه همان خوبی یک گنجشک آوازخوان . . .
همان طور که ستاره هادر آسمان شب که روبه تاریکی نهاده بود شروع به چشمک زدن نمودند، فقط یک چکاوک جگنزار کاملا ( سرحال و ) هشیارانه تک خوانی می کرد.
چکاوک گل تلفونی میان یک افرای پرشکوفه مداوما در حال کاووش انبوه گلها بود.
درحالیکه ویکتور گرم مکالمه بود، با بیحوصلگی چکاوک اهلی زردی را که در درگاه پنجره عقب و جلو می پرید نگاه می کرد.
اغلب پرنده های آوازخوان:چکاوک بیدی، زیگ ( الیکایی ) ، سینه سرخ - همگی در همان چند دقیقه نخست. . .
در بریتانیا میزبانان اصلی، چکاوک نیزاری، پی پیت ( از خانواده دمجنبانک ها ) چمنزار، صعوه جنگلی و دم جنبانک هستند.
در همین نزدیکی، یک چکاوک بیدی با سرزندگی از شاخه ای آویزان به شاخه دیگر می پرد.
یک چکاوک کوچک نیزاری، با فاخته ای روبرو شده، به جوجه ای بزرگتر از خود غذا می دهد.
چکاوک سرسیاه، گلو سفید و ملخ خوار ( راه راه ) رویت شده اند.
آنها ، نیز، یاد گرفته اند که تخم چکاوک نیزار بزرگ چه شکلی است .
این طرفداری از چکاوک گونه طلایی، وضعیت اقتصادی مردمان بسیاری را به خطر می اندازد.
یک چکاوک کاکل زری ، به تابلوی زیبای شکوفه های گیلاس در امتداد حوضچه های جزر و مدی واشینگتن دی سی ، سرقلمی از رنگ طلایی می افزاید.
لندروور مدل کانتی کنار پشته ای هیزم در یک گاراژبدون سقف کاهگلی پناه گرفته بود.
"هیکس" بدنبال ماشینهای پلیس نگاهی به پایین و بالا انداخت و لندروور را بطرف ترافیک غربی راند.
جابجایی یک لندروور مدل کشیده تر ( لیموزینی ) با تریلر آن روی زمین ناهموار هنری ست که نیاز مند تمرینات زیاد است.
گاراژ غیرمسقف و لندروور جلوی دید به بیرون پنجره ها را از "ترنت"گرفته بودند.
( محصول ) دیگر، موتورتوربوشارژ دیزل تولیدی جدید ساخت لندرور که قطعا محبوب تر است می باشد.
دسته ای مردم بی سروصدا، به آرامی دورهم در جایی جمع شدند و لندروور را متوقف کردند .
باددرساحل آنقدر قدرتمند بود که بسختی می توانستی ماشین را در یک راسته خط نگه داری.
بعنوان آثار بجا مانده از جیره بندی، کره حیوانی و. گیاهی را با هم مخلوط کردند.
پیش از توفان بارانی در پکن، چین، آسمانی ابری بر شهر سایه افکنده بود.
انتظار داشتند که شرایط تا شنبه پابرجا بماند.
عکس بود، ولی نه اونی ( عکسی ) که تو بتونی روی شومینه آویزون کنی.
در "چوف"حال حاضر، رنگهای مقدس "دروز"بر ایست بازرسی های نیروهای شبه نظامی سایه افکنده است.
بخش اضافه باید از اطراف بشقاب آویزان شود.
اگرچه همچنان یک علامت سووال بر کالینگراد باقیست، که بوضوح در توافقنامه ذکر نشده است.
بنظر می رسد که باید کت و شلوار را تا جلسه دیگرش آویزان کرد.
سر صبحانه با خماری و چشمانی پف کرده حاضر شد.
این روند، بقایای سیستم قدیم است.
اوضاع سیاسی حاضر، بقایای دوران استعماری قرن نوزدهم ست.
ضعف بینایی اش بقایای بیماری بدی بود که داشت.
همیشه ویسکی برام خماری وحشتناکی میآره!
از زمان مدرسه همین حس خماری را داشت.
برای خماری روش درمان بی بروبرگردی داشت.
مرد عاقلیست که اشتباهی مرتکب نمی شود.