پیشنهاد‌های محمد فروهر (مترجم و ویراستار) (١,١٠١)

بازدید
٣,٨٧٤
تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

�travel’s out� یعنی �سفرها متوقف/لغو شده اند� یا �صنعت سفر عملاً از کار افتاده�. شرکت های مسافرتی دیگر فروش یا پرواز/تور انجام نمی دهند و بازار سف ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

با ترس و وحشت از خواب بیدار میشوم.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

در عرض چند ثانیه

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

�dig under it� به طور مفهومی یعنی �زیرِ آن را کندن�؛ در متن استعاری یعنی راهی خلاقانه و سرسختانه برای عبور از مانع پیدا کردن—مثلاً از رو نرفتن و به ج ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

ارزیابی قیمت گذاری/ ارزش گذاری برای مثال مسکن، خودرو بازبینی قضاوت سنجش بررسی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

وسط هدف. . .

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

آرامش بخش، تسکین دهنده: برای مثال: موسیقی لایت باعث شد آرام شوم. بچه داشت گریه میکرد، اما وقتی مادرش بغلش کرد، آرام شد.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

هماهنگ سازی فکری �همگام سازی فکری� یعنی زمانی که دو یا چند نفر در روند فکر کردن، احساسات یا الگوهای ذهنی هم راستا و همزمان می شوند — یعنی ذهن شان به ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

ادامه دادن، پایداری کردن، استمرار

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

ادامه دادن، پایداری کردن،

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حواس خود را با چیزی پرت کردن، یک تکنیک روانشناختی برای کاهش استرس و اضطراب یا حذف منبع اضطراب. برای مثال موقع سخنرانی وقتی دچار استرس شدید، با زبان د ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ارزش بی دلیل داشتن، بسیار ارزشمند بودن به گونه ای که در وصف نگنجد. چیزی که نشود آن را وصف کرد، وصف ناشدنی. غیر قابل شمارش ( از نظر ارزش و اهمیت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تغییر عظیم و بنیادین در سطح سازمانی، �� ( تغییر عظیم ) به تحولاتی گسترده و بنیادین گفته می شود که ساختار، فرهنگ، فرآیندها، فناوری یا مدل کسب وکار ر ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در انگلیسی، واژهٔ "honored" ( شکل گذشته و گذشتهٔ نقلیِ فعل "honor" ) چند معنی و کاربرد دارد. معادل های فارسی رایج بر حسب زمینه: - **احترام گذاشته ش ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رسیدن به توافق درباره/در مورد� مثال: "Having agreement on the rules is important" = �رسیدن به توافق دربارهٔ قوانین مهم است. �

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هم آفرینی، ساختن یا ایجاد کردن مشارکتی. در مجموع co در اول کلمات معنی مشارکت میدهد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

جعبه کمک های اولیه بیست قلم ضروری برای تهیه یک جعبه کمک های اولیه: چسب بانداژ ( Adhesive bandages ) — انواع و اندازه ها برای بریدگی ها و خراش ها ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دردسترس ما قرار دارد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چندان آسان نیست، آنچنان آسان نیست

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پخش یا پراکنده شدن ( به تدریج از بین رفتن وقتی دربارهٔ چیزهای فیزیکی یا غیرمتمرکز ) The fog dissipated by mid - morning. مه تا حوالی نیم روز پرا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با خودم عهد کردم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

توسط، از طریق، به دلیل. . . .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "anything but" در این ساختار یعنی "قطعا نه" یا "اصلاً" — برای اعتراض یا نفی قوی به کار می رود. The movie was anything but boring. — فیلم اص ...

پیشنهاد
٠

مطالعات موردی سیاه وسفید — یعنی مثال های ساده و تک بعدی با راه حل های واضح.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تکنیک ها یا فنون فرزند پروری

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مامان و بابای مهربون

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برای رسیدن به این هدف

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خارج شدن از چیزی مثل خارج شدن از یک گودال

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تنها خواسته شما، تنها چیزی که میخواهید یا به آن نیاز دارید. . . .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

going through معنای منفی داره و یعنی گذر از یک دوران سخت، تجربۀ یک چیزی ناخوشایند و نامطلوب و. . . . . اما get through یعنی اینکه سرانجام با موفقیت ا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تجربه کردن: او روزهای سخت و پر استرسی را تجربه کرده است. دربارۀ داستان، زندگی و . . . . از سر گذراندن؛ کشور ایران در طول تاریخ حوادث زیادی را از س ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

چشم غره رفت برام.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

غذای فاسد، غذای گندیده. غذایی که شکل، بو و مزۀ بسیار بدی پیدا میکند. توجه: کپک های موجود در مواد غذایی می توانند مشکلات سلامتی به همراه داشته با ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وابسته یا متکی شدن به چیزی یا کسی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

1 - بعلاوه ، بعلاوه ى ، فزون ، افزوده بر 2 - علاوه بر، فزون بر، به اضافه ى 3 - ( عامیانه ) تر، اضافی ، بیشتر 4 - وابسته به جمع زدن ، افزایشی 5 - ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درماندگی آموخته شده. درماندگی آموخته شده ( به انگلیسی: Learned helplessness ) در دانش روان شناسی به شرایطی اشاره می کند که در آن افراد بر پایهٔ تجر ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

1 - رحم ، ترحم ، دلسوزى ، هم دردى ، دل نوازى ، نوازش 2 - افسوس ، دریغ ، دریغا، مایه ى تاسف ، جاى تاسف ، تاسف ، حیف 3 - رحم کردن ، دلسوزى کردن ، ترح ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هق هق گریه کردن، مثل ابر بهار گریه کردن. گریۀ ممتد و با صدای بلند که فرد توان حرف زدن نداشته باشد یا حتی نتواند چیزی بگوید. این گریه میتواند از ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آشنایی مقدماتی معلمان با دانش آموزان با استفاده از فعالیتهایی که معمولا معلمان در اختیار دانش آموزان قرار میدهند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

1 - امانت ( دارى ) ، نگهدارى ، حفظ، حراست ، تیمار، نگاهبانی ، دالاندارى 2 - سرپرستی ، قیمومت ، استورى 3 - بازداشت ، توقیف

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تحمل کردن، تجربه کردن. two people can go through the same traumatic situa - tion and have entirely different reactions دو فرد که موقعیت آسیب زای ی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مدام درحال دوندگی بودن، تلاش و تقلا کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تصادفی - امروز خیلی تصادفی معلم ادبیات دورۀ دبیرستان، آقای فرهنگ را دیدم. ناخواسته: ناخواسته یه حرفی زدم بهش که نباید! سهوی/ ناخواسته: بازیکن لیز ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

خیره شدن، زل زدن، باتوجه به بافت جمله میتوان از کلمات تکمیلی مثل خیره شدن از روی ترس و تعجب هم بدهد. در روابط اجتماعی میگیم برقراری ارتباط چشمی خ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یکی کردن، یکپارچه کردن، جفت کردن،

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واسطه، میانجی، مداخله ( به ویژه در روانشناسی ) به معنای اقدامات آگاهانه و هدفمندی که برای ایجاد تغییرات ( مثبت ) انجام میشود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فعل گذشتۀ take over مسولیت چیزی را برعهده گرفتن. تصاحب کردن، موفق تر شدن. سهام کسب و کاری را خریدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جلوگیری کردن، پیشگیری کردن برگرداندن، گردانیدن، دفع کردن، گذراندن، بیزار کردن، بیگانه کردن، منحرف کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به یکباره