پیشنهادهای محمد فروهر (مترجم و ویراستار) (١,١٠١)
تجارب یادگیری بگونه ای طراحی شده بودند که . . . .
وسیله نقلیه: سوار شدن، نشستن، در حالت خطاب به کسی: بپر بالا. سوار شو لی لی کنان رفتن ، جهش
راستی، اسم من محمده! ضمنا، تا یادم نرفته اینم بگم که. . . . . تصادفی، اتفتقی، ضمنی
دفتر دار، حسابدار، ثبت کننده
فریبکار، مکار، اغفال کننده
گول زدن، فریفتن، اغوا کردن، اغفال کردن، عامیانه و طنز گونه: گول مالیدن!
در روش تحقیق ارتباظ نزدیک و مستقیم داشتن با یکدیگر. مثال: پژوهشها نشان میدهد که بین سبک رهبری توانمند محور و سرمایه روانشناختی کارکنان رابظه تنگا ...
یک مقداری دربارۀ استعداد موسیقیایی او اغراق شده است/ اغراق میشود.
بزرگ نمایی کردن غلو لاف آمدن/ لاف زدن زیاد از حد بزرگ کردن چیزی اغراق، مبالغه
بدهکار، قرض بالا اوردن
از این بابت متاسفم بابت اشتباهم عذرخواهی میکنم
واژه شناسی توصیفـی آموزشی
عدم سوء پیشینه، نداشتن سابقه بد
ضعیف، سیت بی رمق، کم توان، بی بنیه آدم مظلوم، مظلومان
تمام دوران ، کل تاریخ ، همه زمانها برای مثال: کریم باقری یکی از محبوب ترین چهره های تمام تاریخ فوتبال پرسپولیس و تیم ملی است.
واقعا منظورمون اینه!
تو موفق شدی!
انرژی هسته ای
قبرستان، گورستان
یه کاری کردن
بشین سرجات بگیر بشین
حساب کردن، به ترتیب شمردن
در حالت جمع برو بچ! ( ادبیاتی و محاوره ای در حالت جمع رفقا ( کمی رسمی و کمی غیررسمی ) رفیق، پسر زمانی که شخص آشنا باشه مثل �هی پسر اون سیم چین ر ...
ازتون میخوام که رفتارتون خیلی خوب و مناسب باشه
سفر کوتاه علمی، اردوی دانش آموزی ( با هدف علمی ) گردش علمی
طرفداران و یا هواخواهان زیادی در سراسر جهان پیدا کرده است. اگر در زمینۀ بازاریابی باشه میتوانیم بگوییم که تقاظای زیادی در سراسر جهان برای آن وجود د ...
شگفت انگیز، غیر عادی، تعجب برانگیز از لحاظ کمیت زیاد، بیش از حد، یه عالمه ( توجه بفرمایید که بار معنایی منفی در این جمله می چربد ) .
با هم کنار آمدن
مدام دارم فکر میکنم . . . .
دامنه انتخاب کوچک یا محدود حق انتخاب کمتر داشتن
گفتن، بیان کردن مثال: همانطور که مجله وال استریت میگه، افراد چاق انتخاب شغلی محدودتری دارند ( منبع ۵۰۴ )
کار جو متقاضی کار
غذای نامناسب
در محیط ویندوز و ورد، فاصله، جای خالی فاصله گذاشتن، جا و مکان وسعت، کیهان
مورد تحقیر و توهین کسی قرار گرفتن
رفتار سرد، برخورد سرد، بی اعتنایی کردن. مثال: در جشن عروسی فرهاد با همه روبوسی کرد جز با خود داماد! رفتار سردش با داماد باعث شد حدس بزنم که کدورتی ...
نادار، کسی که عاجز از پرداخت باشد ( این کلمه عربی است و یک اصطلاح حقوقی است )
بیچاره، بی نوا، بدبخت، در حقوق مسعر یا عاجز از پرداخت.
خوب، منصفانه، عادلانه
حکم، رای، تصمیم نهایی، نظر نهایی، جواب نهایی، اخرین سخن
پشتیبانی کردن، حمایت کردن، تایید کردن، مقرر کردن قانون را حفظ کردن، رعایت کردن قانون
سودمند کارساز اثربخش
همسو، هم راستا، هماهنگ، شبیه به هم،
اگرچه در بسیاری از موارد و حتی در متون علمی این دو مفهوم به شکل جایگزین و مترادف مورد استفاده قرار میگیرند، ولی از لحاظ فنی تفاوتهای اساسی و مهمی بین ...
روابط اجتماعی. دقت بفرمایید که ارتباطات رسمی تره و معمولا در مکانهای رسمی رخ میده، ولی روابط صمیمی تر هست.
احساس دوستی و اعتماد ( که بین آشنایان یا همکاران قدیمی به وجود می آید ) ، دوستارى ، رفاقت ، مودت
پیوند اجتماعی ترجمه کامل تر و مناسب تری برای این اصطلاح خواهد بود چرا که فراتر از یک ارتباط صرف اجتماعی است که ممکن است افراد به طور روزمرده با یکدیگ ...
روانشناسی زرد ( روانشناسی که مبتنی بر شواهد پژوهشی نیست و فقط به صورت سطحی افراد را به تلاش بیشتر و افزایش انگیزه برای موفقیت تحریک میکند. این نوع رو ...
در معامله و تجارت: پیشنهاد متقابل
یادت باشه، به خاطر بسپار،