پیشنهادهای محمد فروهر (مترجم کتاب) (٩٣٠)
در مکالمه فردی رو خطاب قرار داده و بهش میگیم i am insulted یعنی تو به من توهین کردی
گفتم که . . .
از اون سوال ها بود! چه سوالیه میکنی؟
از حال رفتن غش کردن بیهوش شدن
خرد جمعی
ارتباط در زمان بحران
من میتوانم با بوسه درد رو دور کنم ( اهنگ انریکه، بگذار قهرمانت باشم )
آفرین، هورا، ماشالله. ( برای دختران )
وایستا تلفن را قطع نکن قطع نکن ( تلفن )
تو را حساب نمیکنه! تو را به حساب نمیاره!
جا، محل، مکان
بحران آشفتگی، چالش، سراسیمگی، ناآرامی بحران پیشامدی است که به صورت ناگهانی و گاهی فزاینده رخ می دهد و به وضعیتی خطرناک و ناپایدار برای فرد، گروه ی ...
احمق نباش!
روی آنتن، روی خط
چه خبرته؟ مگه سر داری میبری؟ بهتره در ترجمه بار معنایی حفظ بشه بنابراین، خونسرد یا آرام باش خیلی ترجمه مناسبی به نظر نمیاد.
کار روزمره و تکراری مثل کار خونه
در شرف شروع شدن در شرف باز شدن ( برای مثال مدرسه )
دانش آموز سوپر استار، فوق العاده، چیره دست، عالی
روی دور تند بودن ( برای مثال در مسیر یادگیری و موفقیت )
تجار
محبوب ( Mahboub ) مثال: این خواننده در بین جوانان بسیار محبوب است. : This singer is very popular among young people. معروف ( Ma'roof ) مثال ...
برام مهم نیست!
بد موقع که مزاحم نشدم ( حصوری یا تماس تلفنی ) ؟ وقتی ناگهانی و سرزده به خونه کسی میری یا باهاش تماس میگیری.
انعطاف پذیری تحصیلی این مفهوم به معنای توانایی دانش آموزان در سازگاری با چالش ها و تغییرات در محیط های آموزشی است. این مفهوم شامل قابلیت انطباق با ش ...
در روانشناسی: نقظه تمایز، ویژگی خاص در حوزۀ استعداد و توانمندی به معنای "جایگاه" یا "نقش خاص" است و معمولاً به حوزه ای اشاره دارد که فرد در آن توان ...
از همان اولش هم نباید سراغ این کار میرفتم!
در علوم کامپیوتر: به فرآیندها یا رویدادهایی اشاره دارد که به طور همزمان اتفاق نمی افتند. به عنوان مثال، در برنامه نویسی، عملیات ناهمزمان به این معناس ...
شیوه، روش، رویه ( نحوۀ انجام یک کار ) به کار بستن/ اجرا کردن، پیاده سازی کردن ( به ویژه روشها و رویکردها ) تمرین، ممارست ( مثل تمرین ورزشی )
روز نوشت خودتاملی/ خودبازاندیشی دیجیتال ابزارهایی هستند که با استفاده از آنها افراد با ثبت رویدادها و تجارب مختلف خود به تامل و بازاندیشی دربارۀ عمل ...
تجارب یادگیری بگونه ای طراحی شده بودند که . . . .
وسیله نقلیه: سوار شدن، نشستن، در حالت خطاب به کسی: بپر بالا. سوار شو لی لی کنان رفتن ، جهش
راستی، اسم من محمده! ضمنا، تا یادم نرفته اینم بگم که. . . . . تصادفی، اتفتقی، ضمنی
دفتر دار، حسابدار، ثبت کننده
فریبکار، مکار، اغفال کننده
گول زدن، فریفتن، اغوا کردن، اغفال کردن، عامیانه و طنز گونه: گول مالیدن!
در روش تحقیق ارتباظ نزدیک و مستقیم داشتن با یکدیگر. مثال: پژوهشها نشان میدهد که بین سبک رهبری توانمند محور و سرمایه روانشناختی کارکنان رابظه تنگا ...
یک مقداری دربارۀ استعداد موسیقیایی او اغراق شده است/ اغراق میشود.
بزرگ نمایی کردن غلو لاف آمدن/ لاف زدن زیاد از حد بزرگ کردن چیزی اغراق، مبالغه
بدهکار، قرض بالا اوردن
از این بابت متاسفم بابت اشتباهم عذرخواهی میکنم
واژه شناسی توصیفـی آموزشی
عدم سوء پیشینه، نداشتن سابقه بد
ضعیف، سیت بی رمق، کم توان، بی بنیه آدم مظلوم، مظلومان
تمام دوران ، کل تاریخ ، همه زمانها برای مثال: کریم باقری یکی از محبوب ترین چهره های تمام تاریخ فوتبال پرسپولیس و تیم ملی است.
واقعا منظورمون اینه!
تو موفق شدی!
انرژی هسته ای
قبرستان، گورستان
یه کاری کردن
بشین سرجات بگیر بشین