تاریخ
٥ سال پیش
متن
Slater drove the ball down the fairway.
دیدگاه
٦

اسلاتر چنان محکم به توپ ( گلف ) ضربه زد که تا انتهای/اون طرف/ته زمین بازی ( گلف ) رفت/پرت شد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The president claimed that he had no choice but to lay off workers.
دیدگاه
٧

رئیس/مدیر ادعا کرد که هیچ گزینه/چاره ای جز اخراج کارگران ندارد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
His involvement in the scandal was a blot on his reputation.
دیدگاه
٣

مشارکت او در این رسوایی، یک لکه ننگ بر شهرت او بود

تاریخ
٥ سال پیش
متن
We bleed maple trees for sap.
دیدگاه
٢

ما شیره ( صمغ ) درختان افرا رو می گیریم

تاریخ
٥ سال پیش
متن
She couldn't fight the pull of the waves.
دیدگاه
٢

اون نمی تونست در برابر جذابیت امواج خروشان مقاومت کنه ( جلو خودش بگیره که نره موج سواری! )

تاریخ
٥ سال پیش
متن
His performance will pull a large crowd.
دیدگاه
٦

عملکرد او آدمای زیادی رو به سمتش میکشونه ( جذبش میشن )

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The movie we want to see comes after this one.
دیدگاه
٥

فیلمی که ما می خواهیم ببینیم بعد از این یکی نمایش داده میشه

تاریخ
٥ سال پیش
متن
There comes a time in most people's lives when they want to make a change.
دیدگاه
١٣

تو زندگی اکثر افراد زمانی وجود داره که اونا خواهان ایجاد تغییری هستن

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The girls lacked a mother, but their father cared for them well.
دیدگاه
-١٦

دخترها مادر داشتند، ولی پدرشان خوب از آنها مراقبت میکرد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
He lacks the energy to see the project through.
دیدگاه
٤

او انرژی لازم برای تا پایان پیش بردن آن پروژه را نداشت

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Joy and bliss can come from the little and most unexpected thing if only we program our mind to enjoy these little things. RVM
دیدگاه
٥

خوشی و سعادت می تواند از چیزی کوچک و کاملا غیر منتظره حاصل بشه اگر تنها ما ذهن مان را برای لذت بردن از این چیزهای کوچک مهیا کرده باشیم

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Sex crimes were just as numerous as they are today.
دیدگاه
٢

جرائم جنسی درست به همان تعداد زیاد امروزی ش قبلا در گذشته نیز بوده است

تاریخ
٥ سال پیش
متن
He leapt onto the train just as it was pulling away.
دیدگاه
٤

درست موقعی که قطار داشت شروع به حرکت میکرد سوار آن شد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The cheaper drugs are just as effective in treating arthritis.
دیدگاه
٥

داروهای ارزان تر درست همان اندازه در درمان آرتروز موثرند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
It's just as well you're not here - you wouldn't like the noise.
دیدگاه
٥

چقدر خوبه که اینجا نیستی وگرنه سرو صدا اذیتت می کرد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Some memory, to be able to erase; Just as some people,to be able to replace.
دیدگاه
٤

بعضی خاطره ها، قابل پاک شدن هستن; درست مثل بعضی آدما که قابل جایگزین شدنن

تاریخ
٥ سال پیش
متن
A visitor arrived just as we were setting out for the airport.
دیدگاه
٦

درست ( دقیقا ) همان موقع که ما عازم فرودگاه بودیم، مهمان آمد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The police officer kept the suspect talking while the phone call was being traced.
دیدگاه
-٢

افسر پلیس باعث شد که مظنون به حرف زدنش ادامه بده در حالی که تماس تلفنی داشت ردیابی میشد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
He's so late. I wonder what's keeping him.
دیدگاه
٢

خیلی دیر کرد. متعجم که چه چیزی اونو معطل کرده

تاریخ
٥ سال پیش
متن
His long illness kept him from finishing school.
دیدگاه
٢

بیماری طولانی مدتش اونو از رفتن به ( کلاس ) مدرسه ماهیگیری باز داشت ( مانع حضورش سر آموزش ماهیگیری شد )

تاریخ
٥ سال پیش
متن
He kept his promise to me.
دیدگاه
١

اون سر قولی که به من داده بود موند.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Keep the dog outside for a few minutes.
دیدگاه
٢

سگه رو چند دقیقه بیرون نگه دارید

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The longer I knew her, the more I got to like her.
دیدگاه
-٤

هر چه بیشتر اون دختره رو میشناختم، بیشتر ازش خوشم میومد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
He said he'd get me for talking to the police.
دیدگاه
١

اون گفت: به خاطر همکاری ( همدستی ) با پلیس، از من انتقام خواهد گرفت

تاریخ
٥ سال پیش
متن
They put down the river in search of food.
دیدگاه
٢

اونا اون رودخونه رو در جستجوی غذا طی کردند ( زیر پا گذاشتن ) .

تاریخ
٥ سال پیش
متن
I'd put the distance at three blocks.
دیدگاه
٠

فاصله سه بلوک رو تخمین زدم ( برآورد کردم ) .

تاریخ
٥ سال پیش
متن
He put his talent to work.
دیدگاه
١٠

اون استعدادش رو به کار می گیره.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The bull went a thousand pounds.
دیدگاه
٢

اون گاو هزار پوند ( تقریبا 450 کیلو ) وزن داشت.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The house went for a good price.
دیدگاه
٤

اون خونه با قیمت خوبی فروش رفت.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
All those extra clothes won't go in that suitcase.
دیدگاه
١

این همه لباس اضافه جا نمیشه تو این چمدون.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The champagne cork went "pop".
دیدگاه
٦

چوب پنبه سر شامپاین صدای "پاپ" داد.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
By the time we arrive, they will have eaten all the turkey!
دیدگاه
٢

تا زمانی که ما برسیم، اونا همه بوقلمون خوردن!

تاریخ
٥ سال پیش
متن
She had all the servants scurrying around in preparation for the visit.
دیدگاه
٤

واسه آماده سازی جهت اون دیدار ( سفر ) ، اون همه خدمتکارا رو به جنب و جوش انداخته بود

تاریخ
٥ سال پیش
متن
His jokes had everyone laughing.
دیدگاه
٣

جک هاش همه رو به خنده مینداخت

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The professor had the students retake the exam.
دیدگاه
٦

اون استاد موجب شد دانشجوها دوباره اون امتحان بدن ( تکرار کنن ) .

تاریخ
٥ سال پیش
متن
I will not have that kind of behavior in my classroom.
دیدگاه
٧

همچین رفتاری رو تو کلاس درسم تحمل نمی کنم ( اجازه نمیدم همچنین رفتاری تو کلاس من صورت بگیره ) .

تاریخ
٥ سال پیش
متن
She had her purse snatched in the subway station.
دیدگاه
١

تو ایستگاه مترو کیف اون ( خانم ) رو قاپ زده بودند.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
These cushions don't have much give.
دیدگاه
٥

این بالش ها انعطاف زیادی ندارن ( زیاد راحت نیستن )

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The shoes are a little tight on me now, but I think the leather will give a little.
دیدگاه
٩

این کفشا الان واسم تنگه، ولی فکر کنم ( این کفش ) چرم جا باز بکنه

تاریخ
٥ سال پیش
متن
We give every year to charity.
دیدگاه
٨

ما هر سال پول به خیریه میدیم

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The boys were giving a push to the old broken down car.
دیدگاه
٢

پسرها داشتند فشار میدادند تا اتومبیل کهنه از کار افتاده را هل دهند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
A person of principle can't always comply with an unjust law.
دیدگاه
١٧

یک فرد درستکار هیچ وقت از یک قانون ناعادلانه تبعیت نمیکند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The ambulance crew removed him from the wreckage.
دیدگاه
٣

خدمه آمبولانس او را از میان آهن پاره ها بیرون کشیدند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
It took three takes for the band to get the song right.
دیدگاه
٣

برای اون گروه موسیقی سه برداشت لازم بود تا آهنگ را درست اجرا کنند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The hunters came home with a plentiful take.
دیدگاه
٦

شکارچیان با شکار فراوان به خانه بازگشتند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Complaints from customers forced the removal of the product from the market.
دیدگاه
٨

شکایات مشتریان باعث برچیده شدن اون محصول از بازار شد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The hospital does not allow smoking anywhere on the premises.
دیدگاه
١٠

بیماریستان کشیدن سیگار را در محوطه ساختمانیش ممنوع کرده است

تاریخ
٦ سال پیش
متن
As long as you lack something, you yearn for it without cease.
دیدگاه
١٠

مادامی که چیزی کم نداشته باشید، حسرت آن را نمی خورید

تاریخ
٦ سال پیش
متن
We don't want to have to fork out for an expensive meal.
دیدگاه
٥

ما نمی خواهیم که برای یک وعده غذایی گران قیمت جیب خودمون خالی کنیم

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Nancy, who had been thoughtful for some time, suddenly spoke.
دیدگاه
١٩

نانسی که مدتی جدی بود ناگهان شروع به صحبت کرد.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Lieberman explores this sensitive topic with compassion and thoughtfulness.
دیدگاه
٣

لیبرمن با مهربانی و توجه به بررسی این موضوع حساس می پردازد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The way that child smiles is just precious.
دیدگاه
٨

شیوه ای که کودک لبخند می زند بسیار عزیز ( و دلنشین ) است