پیشنهاد‌های فرشته عاج (٦٨٤)

بازدید
٢,٨٤٧
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اصلا حرفشم نزن وقتی موضوعی آنقدر نامطلوب است که حتی نباید حرفش را هم زد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واسه من رو منبر نرو واسه من سخنرانی نکن من را نصیحت نکن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تقریبا با یک اختلاف کمتر یا بیشتر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وجهه من را خراب می کنی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نان سو خاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سرت را بدزد. سرت را خم کن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

رک و پوست کنده حرف زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اینو دیگه همه می دونن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گفته می شود که یعنی این طور می گویند هرچند ممکن است درست نباشد. ( میگن که )

پیشنهاد
٠

گفته می شود که

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چرا تو فکری؟

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

اذیتم نکن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شوکه شدم!

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

حال به همزن چندش اور معمولا برای شخص به کار می رود و با disgusting متفاوت است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

قول قول؟ وقتی می خواهیم مطمئن شویم طرف مقابل زیر قولش نمی زند، برای اطمینان بیشتر این عبارت پرسیده می شود.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

در مورد لباس تنگ یا خیلی تنگ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

گاهی به معنی لباس بدن نما

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

آدم بزدل و ضعیف و فرو مایه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

گوگولی مگولی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلافی شو سرت در میارم

پیشنهاد
٠

ضایع شدی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

با صفا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی خزه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جنبه داشته باش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی توجهی کردن بی محلی کردن. He sells me short

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

قصر در رفتن.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

اینجوری بهتر شد. اونجوری بهتر شد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

زمانی استفاده می شود که گوینده نمی خواهد اطلاعاتش به طور عمومی منتشر شود.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

خودت که بدتری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

کدورت ها را کنار گذاشتن آشتی کرذن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حال و روز رقت بار وضعیت رقت بار به شکل استفاده در جمله دقت کنید. She was in a pitiable state. حال و روز رقت باری داشت.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

کمک متقابل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

از چیزی که انتظار داشتم بهتره نسبتأ خوبه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

I can't stomach قادر به تحملش نیستم.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قادر به تحملش نیستم.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

متوقف کردن از ادامه چیزی جلوگیری کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

طبق برنامه پیش نره اشتباه پیش بره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

تقاص پس دادن It's time to pay the Piper وقت تقاص پس دادنه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

از کجا بدونم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

می فهمی چی میگم؟ حواست به من هست؟

پیشنهاد
٠

اینجا بیرون هوا یخه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

قسمت بوده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شورشو در نیار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جم نخور تکون نخور

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

من دیگه سنی ازم گذشته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

گمراه کردن مثال Don't let them lead you astray

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

واقعا امیدوارم ( خدا کنه ) اینطور نباشه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

واقعا. امیدوارم ( خداکنه ) اینطور باشه.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

شغل باثبات

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

دیگه خودت حسابشو بکن