پیشنهادهای فرشته عاج (٦٨٤)
با کسی یا چیزی در افتادن
در موقعیت سخت یا شرم آوری گرفتن که خلاص شدن از آن راحت نباشد.
دل و قلوه گرفتن احساسات داغ و پرشور و بعضاً سکسی داشتن
She stood me up اون قالم گذاشت.
معمولا این طوری به کار نیره Get a load of this اینو داشته باش
اینو داشته باش
تو کف چیزی رفتن حسابی شیفته کسی یا چیزی شدن
عامیانه بی خیال چیزی شدن
گاهی اگر عامیانه به کار رود یعنی فتا گستاخانه داشتن یا قیافه گرفتن You have an attitude قیافه می گیری
Good thing I asked خوب شد پرسیدم باز خوبه که پرسیدم.
نیابت
اگر در مورد عکس کسی به کار رود، یعنی عکش از خودش بهتره مثال: Her picture flatters her. عکسش از خودش بهتره.
اگر در مورد تومور به کار رود، بدهیم ترجمه شود.
تومور بدخیم
تفاوت چشمگیر
بگو غلط کردم بگو تسلیمم.
اقامه دعوا کردن شکایت کردن
زخم بستر
رئیس کارگزینی
وقتی باعث ملاقات و قرار گذاشتن دو نفر با هم بشید، از این کلمه استفاده میشه.
حسن نیست گاهی هم ممکن است به این شکل بیاید: a gesture of goodwill
نافذ نبودن
فایده ش چیه؟
نخ نما گاهی به معنای چیز نخ نما وکهنه است.
گاهی به معنی انتصاب است. مثال He withdrew, before his appointment could be rescinded. او قبل از اینکه انتصابش لغو شود، کناره گیری کرد.
تکیه بیش از جد به چیزی معمولا بعد از این عبارت حرف اضافه و می آید.
تیکه بیش از جد به چیزی
گاهی می توان کور کورانه ترجمه کرد مثلا وفاداری کورکورانه Unquestioned loyalty
رگه غنی
نهایت ت سعادت
پر زرق و برق اگر درمورد پارچه یا لباس به کار رود.
فریبندگی
کاوشگر در یک تقسیم بندی کسی را که بیشتر پژوهش های کمی را انجام می دهد researcher و کسی که بیشتر پژوهش های کیفی را انجام می دهد کاوشگر یا requirere م ...
چیز نا خوشایندی را از سر گذران
Medulla ablongata پیاز مغز تیره یا بصل النخاع
تغییر ناخالص
تغییر خالص
از زیر سوال در نرو
یک دسته شیر که با هم در یک قلمرو زندگی می کنند.
آسان هضم خوراکی که هضمش آسان باشد.
شبه هایی مطرح شدن
گدا بازی دقت کنید به معنا و بافت کلمه در جمله تا گدابازی را گاهی ارزانی ترجمه نکنید. مثال You inherited your dad cheapness. گدابازی را از پدرت به ...
دلبری کن
با بدبختی به چیزی دست پیدا کردن، مثال I busted my ass to find a job با بد بختی کار پیدا کردم.
ورق برگشته
کور خوندی
جای کسی را نگه داشتن مثلا می خواهیم به کسی که در صف نانوایی جلوی ماست، بگیم میشه جای من را نگه داری Holding my spot.
وقت تلف کردن
با سر صدا غذا خوردن