فاطمه برفرنژاد

فاطمه برفرنژاد 😊 ✌

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



dontcha١٨:٣٢ - ١٣٩٩/١٠/١٠این واژه در زبان انگلیسی عموماً پیش از فعل می آید و به فعل پس از خودش 'نمی' اضافه می کند. مثال: . . . Dontcha feel that our world collide. . . . . ... گزارش
0 | 0
pinky١٨:٠٩ - ١٣٩٩/١٠/١٠۱_ ( اسم، صفت ) انگشت کوچک؛امّا در بعضی جملات و عبارات به طور کلی "کوچک" معنی میده. مثال: . . . That pinky little perfect princess. . . . . . اون ش ... گزارش
7 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



about٠٢:٠٤ - ١٣٩٩/١٠/٢٠
• The kids are somewhere about.
بچه ها یه جایی این دوروبر هستند.
9 | 0
wrong٠٢:٠١ - ١٣٩٩/١٠/٢٠
• Murder is wrong.
قاتل اشتباه است.
2 | 0
pinky١٨:٢٤ - ١٣٩٩/١٠/١٠
• Man, I know a guy, they chopped his pinky off.
پسر، من کسی رو می شناسم، که انگشت کوچکش رو قطع کردند.
2 | 0
pinky١٨:٢١ - ١٣٩٩/١٠/١٠
• She highlighted Juliana's cheekbones with a pinky brown blusher and added a hint of warm tawny colour to her lips.
او استخوانای گونه ژولیانا رو با رژ گونه صورتی قهوه ای مِش ( هایلایت ) کرد و به لب هایش یکم رنگ گرم ( و ) تیره اضافه کرد.
2 | 0