ترجمه‌های نیما چوبین (٤٦)

بازدید
١,٩٩٠
تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
They used pens with nibs and it was a trouble not to blot the page.
دیدگاه
٠

آن ها از قلم های نوک فلزی استفاده می کردند و سخت بود که جوهر روی کاغذ پخش نشود.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Please tell his nibs that we'd like his help with the washing-up!
دیدگاه
٠

لطفا به شازده بفرمایین بد نیست یه کمکی واسه شستن ظرف ها به ما بکنن

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Did his nibs say when he would be back in the office?
دیدگاه
٠

شازده فرمودند کی به دفتر برمی گردند؟

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
And how's his nibs this morning?
دیدگاه
٠

حضرت والا امروز صبح در چه حال اند؟

تاریخ
١ سال پیش
متن
The dynamite was split between Eta, then nominally observing a unilateral ceasefire, and the Bretons.
دیدگاه
٠

دینامیت - ها - بین اسقلال طلبان باسک که در آن زمان به طور اسمی آتش بس یک جانبه را رعایت می کردند و برتون ها تقسیم شد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The islands lie on the so-called Pacific Rim of Fire.
دیدگاه
٠

این جزایر در منطقه ای که به " حلقه آتش " معروف است، قرار گرفته اند. ( منطقه در کرانه اقیانوس آرام که بیشتر آتش فشان ها و زلزله های زمین آنجا اتفاق می ...

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The meaning of a word typically changes by degrees over time.
دیدگاه
١

چم یک واژه هماره با گذشت زمان، کم کم دگرگون می شود.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The meaning of a word typically changes by degrees over time.
دیدگاه
٠

معنی یک کلمه معمولاً با گذشت زمان، به تدریج تغییر می کند.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
He rested his hands on his broad girth .
دیدگاه
٠

دستانش را روی شکم بزرگش گذاشت.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
By a stroke of fortune he found work almost immediately.
دیدگاه
١

با خوش شانسی، تقریباً بلافاصله کار پیدا کرد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
a sit-down dinner for a hundred people
دیدگاه
٠

یک شام برنامه ریزی شده برای صد نفر

تاریخ
٣ سال پیش
متن
He made an oath that he would never treat his own children the way he had been treated as a child.
دیدگاه
٢

سوگند خورد هرگز با فرزندانش آنگونه رفتار نخواهد کرد که با خودش در کودکی رفتار شده بود.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Chocolate equals sin in most people's lexicon.
دیدگاه
٠

شکلات در قاموس ( دایره واژگان ) بیشتر مردم برابر با گناه است.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
They cost up to sixty dollars.
دیدگاه
٢

اونا آخرش ۶۰ دلار می ارزه

تاریخ
٣ سال پیش
متن
He would not give me a hearing.
دیدگاه
٠

او به من فرصت شنیده شدن نمی دهد ( به من گوش نمیده )

تاریخ
٣ سال پیش
متن
A hundred people, on the nose.
دیدگاه
١

صد نفر، دقیق.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
It costs five dollars on the nose.
دیدگاه
-١

قیمت آن دقیقاً ۵ دلار است. ( درست ۵ دلار می ارزه )

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The older I get the more forgetful I become.
دیدگاه
-٣

هرچی بزرگ تر میشم، فراموشکارتر می شم!

تاریخ
٣ سال پیش
متن
They are paid by the hour.
دیدگاه
-٣

آنها ساعتی حقوق ( پول ) می گیرند.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
It sells for sixty cents the bushel.
دیدگاه
١

پیمانه ای شصت سنت به فروش می رسد.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
The issue segmented the congregation into those who were for and those who were against.
دیدگاه
٠

این موضوع جماعت به طرفدارها و کسانی که مخالف بودند، تقسیم کرد.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
a baseball junkie
دیدگاه
-١

خوره ی بیسبال

تاریخ
٤ سال پیش
متن
The school imposes a very regimented lifestyle on its students.
دیدگاه
٠

این مدرسه شیوه زندگی همراه با کنترل های بیش از حد را به دانش آموزانش تحمیل می کنند، .

تاریخ
٤ سال پیش
متن
Modern children don't like being regimented.
دیدگاه
٠

کودکان امروزی کنترل های سخت گیرانه را نمی پسندند.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
Schoolboys and schoolgirls should not be regimented.
دیدگاه
٠

پسران و دختران دانش آموز نباید تحت کنترل شدید - سخت گیرانه - باشند

تاریخ
٤ سال پیش
متن
The county has put out the welcome mat for international investors.
دیدگاه
١

شهرستان از سرمایه گذاران بین المللی به خوبی استقبال کرد ( برای شان فرش قرمز پهن کرد )

تاریخ
٤ سال پیش
متن
After his heart attack, he gave over the running of the business to his brother.
دیدگاه
٢

پس از حمله قلبی، رسیدگی به کسب و کار را به برادرش سپرد. ( واگذار کرد )

تاریخ
٤ سال پیش
متن
She took up running two years ago and now she's preparing for a marathon.
دیدگاه
١

او دو سال پیش به دویدن علاقه مند شد ( جذب دویدن شد ) ، و حالا برای ماراتن آماده می شود.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
You are a typical Jap douche bag. . . The most racist.
دیدگاه
٢

تو نمونه ی یه ژاپنی عوضی ای. . . . آخر ( نهایت ) نژادپرستی

تاریخ
٥ سال پیش
متن
coextend
دیدگاه
-٢

باهم تمدید یا توسعه یافتن، ( از نظر فضا یا زمان ) : هم راستا بودن، ( از نظر طول یا زمان ) : همسان بودن، هم گسترد بودن

تاریخ
٥ سال پیش
متن
coeducation
دیدگاه
-٢

آموزش و پرورش مختلط دختر و پسر، آموزش پسران و دختران با هم، هم آموزش

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The patient twisted about in pain.
دیدگاه
٠

بیمار از درد به خود می پیچید

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The use of the split infinitive is now generally acceptable.
دیدگاه
-١

اکنون استفاده از مصدر گسسته عموما قابل قبول است.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
You use "have" to form the perfect infinitive of a verb.
دیدگاه
٥

برای ساخت شکل ماضی کامل یک فعل از Have استفاده می کنید

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Modal verbs generally take the bare infinitive.
دیدگاه
٧

افعال ناقص عموماً - مصداق - مصدر ساده ( مصدر بدون to ) هستند.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
an infinitive phrase
دیدگاه
٥

یک عبارت مصدری

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Don't ask me why they have chopped and changed so much.
دیدگاه
-١

از من نپرس چرا اینقدر نظرشان رو عوض می کنند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Both politicians are known for sticking to their guns.
دیدگاه
٢

هر دو سیاستمدار به خاطر پافشاری بر اصول و عقایدشان شناخته شده اند.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
They can rock and roll, they can tango, but they can't bop.
دیدگاه
-٢

آنها راک اند رول می نوازند، تانگو می نوازند، اما نمی توانند باپ ( بنوعی جاز پیچیده ) بزنند. [مطمئن نیستم درست باشه!]

تاریخ
٥ سال پیش
متن
European leaders are watching the events taking place in Greece.
دیدگاه
-١

رهبران اروپایی حوادث - رخ داده در - یونان را زیر نظر داشتند. ( مداقه و بررسی دقیق می کردند! )

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Watch for our spring sales!
دیدگاه
٠

منتظر حراج بهاره ما باشید. ( حواس تون به حراج بهاره ما باشه )

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Could you watch for the taxi while I get my bag?
دیدگاه
٨

میشه یه تاکسی گیر بیاری تا من کیفم رو میارم؟ ( watch for به معنای با حواس جمع منتظر چیزی بودن )

تاریخ
٥ سال پیش
متن
He watched the children playing by the pond while he sat on a park bench eating his lunch.
دیدگاه
٠

در حالی که روی نیمکت پارک نشسته بود و ناهارش رو می خورد، مراقب بچه هایی بود که کنار حوض بازی می کردند.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The couple were kissing and not watching the movie at all.
دیدگاه
٣

زوج ( زن و شوهر ) در حال بوسیدن بودند و اصلاً فیلم را ندیدند.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
We celebrated the inauguration of her new job as a writer.
دیدگاه
٣

شروع کار جدیدش به عنوان نویسنده را جشن گرفتیم.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Her controversial speech was punctuated with noisy interjections from the audience.
دیدگاه
٤

سخنرانی جنجالیش با سروصدای بلند حضار ( شنوندگان ) قطع شد.