پیشنهاد‌های آرش ایرانپور (١,٧٥٥)

بازدید
٢,٦١٥
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واکافت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان پارسی برای خوردن مایعات سه کارواژه وجود دارد: ۱ - نوشیدن: برای چیزی به کار می رود که خوشمزه باشد ۲ - آشامیدن: برای چیز ساده مانند آب ۳ - گسار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان پارسی برای خوردن مایعات سه کارواژه وجود دارد: ۱ - نوشیدن: برای چیزی به کار می رود که خوشمزه باشد ۲ - آشامیدن: برای چیز ساده مانند آب ۳ - گسار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در زبان پارسی برای خوردن مایعات سه کارواژه وجود دارد: ۱ - نوشیدن: برای چیزی به کار می رود که خوشمزه باشد ۲ - آشامیدن: برای چیز ساده مانند آب ۳ - گسار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واشناسیدن ( ستاک کنون ) واشناختن ( ستاک گذشته )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همان وازدن است ولی در زمان کنون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفف اوباریدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش بانشی: ول شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کج شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وابسته کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وابسته کردن ( نگاه کنید به وابستن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش بانشی: مبهوت شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش بانشی: نیهیب دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش بانشی: نیهیب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فنر وازه ترکی نیست، در زبان استانبولی به آن یای و در زبان آذربایجانی یایلار گفته می شود. ولی در زبان های هندواروپایی نظیر این واژه مشاهده می شود: آل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

غر زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لاشی برگرفته از کارواژه پارسی لاشیدن به معنی غارت کردن است، پس لاشی یعنی غارتگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گماردن مخفف گماریدن است و گذشته آن می شود گماشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گشادن مخفف گشاییدن است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

غاژیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فلخیدن ( زمان کنون ) فلخودن ( زمان گذشته )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جزیره ای است در اقیانوس آرام که میان استرالیا و زیلاند نو واقع شده و حکومتی نمیه مستقل دارد. یک کشورواره محسوب می شود که پیرو استرالیا است، خود استر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رنده کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فرو ریختن سازه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واژه ای از پارسی میانه به معنای رقص پا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دروشیدن با تلفظ Drowšidan به معنای لرزیدن بی اختیار انسان است. این واژه دست کم در استان های کرمان و پارس و بوشهر کاربرد دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درزی: خیاط درزیدن: خیاطی کردن درزن: ابزار خیاطی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درزیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

اگر این واژه به صورت Xowsidan تلفظ شود به معنای خوابیدن و از ریشه خسبیدن است ولی اگر به صورت Xusidan تلفظ شود به معنای خشک شدن است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خشودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

توریدن اشاره به توره دارد، تپره یعنی شغال توریدن یعنی مانند شغال گریختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استرس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اَنجش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این واژه تازی از کارواژه پارسی اندمیدن گرفته شده به معنای حسرت خوردن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشور هایی که نه کامل مستقل هستند و نه کامل وابسته، عضویت سازمان ملل متحد را هم ندارند. مانند: آبخاز، برمودا، پورتوریکو، تایوان، کوزوو، گرینلند، گوام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پایبرگ ( Feuilleton )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پ. ن = پی نوشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همان stress روانی برای تفکیک از نوع مکانیکی و دیگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پانتولیگ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایماورد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

میعان کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان سکایی به معنای طایفه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هیر یعنی آتش مان یعنی خانه هیرمان یعنی جای آتش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانه گلابی کوهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با آن که این نام در شاهنامه آمده است ولی گمان می رود که تازی باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

این نام ایرانی نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شهرنوش نامی دخترانه است. نام پسرانه شهریوش را به اشتباه شهرنوش گفته اند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وازگن شاهزاده ای ایرانی از خاندان مهرانیان گوگارک بود که به عنوان بدخش ( مرزبان ) این منطقه از ۴۷۰ تا ۴۸۳ خدمت می کرد. او پسر و جانشین ارشوشا دوم بود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وازگن شاهزاده ای ایرانی از خاندان مهرانیان گوگارک بود که به عنوان بدخش ( مرزبان ) این منطقه از ۴۷۰ تا ۴۸۳ خدمت می کرد. او پسر و جانشین ارشوشا دوم بود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

احتمال بسیار دارد که میکال نام ایرانی باشد، در زمان خلافت عباسیان یکی از خاندان های ایرانی به نام آل میکال شناخته می شدند، میکال و فرزندانش زرتشتی بو ...