پیشنهادهای آرش ایرانپور (١,٧٩٧)
نیلوفر پیچ
چمن کوگون ( زلف شیطان )
استوانه ای
واژه استوانه یعنی ستون مانند و ریشه در واژه ستون دارد. واژه تازی أسطوانة هم از پارسی وام گرفته شده. ریخت درست این واژه در پارسی نو ستونه است.
فرفیون خالدار ( خرفه شیری )
یوپاتر کنفی
گیاه کاتوس ( سگ کش باریک )
گیاه ویره گیاهانی که پیچنده و خزنده هستند مانند درخت انگور
سرخس آبی
کهنه واش آمریکایی
درختچه
درخت کنوکارپوس در ایران گونه مهاجم است، زیست بوم را نابود می کند، هر کجا یافتید نابودش کنید و به جایش درخت بومی نجیب مانند کنار بکارید.
درخت کنوکارپوس در ایران گونه مهاجم است، زیست بوم را نابود می کند، هر کجا یافتید نابودش کنید و به جایش درخت بومی نجیب مانند کنار بکارید.
درخت اکالیپتوس در ایران گونه مهاجم است، زیست بوم را نابود می کند، هر کجا یافتید نابودش کنید و به جایش درخت بومی نجیب مانند بید بکارید.
درخت اکالیپتوس در ایران گونه مهاجم است، زیست بوم را نابود می کند، هر کجا یافتید نابودش کنید و به جایش درخت بومی نجیب مانند بید بکارید.
درخت اکالیپتوس در ایران گونه مهاجم است، زیست بوم را نابود می کند، هر کجا یافتید نابودش کنید و به جایش درخت بومی نجیب مانند بید بکارید.
درخت اکالیپتوس در ایران گونه مهاجم است، زیست بوم را نابود می کند، هر کجا یافتید نابودش کنید و به جایش درخت بومی نجیب مانند بید بکارید.
درخت عرعر در ایران گونه مهاجم است، زیست بوم را نابود می کند، هر کجا یافتید نابودش کنید و به جایش درخت بومی نجیب مانند چنار بکارید.
درخت عرعر در ایران گونه مهاجم است، زیست بوم را نابود می کند، هر کجا یافتید نابودش کنید و به جایش درخت بومی نجیب مانند چنار بکارید.
درخت عرعر در ایران گونه مهاجم است، زیست بوم را نابود می کند، هر کجا یافتید نابودش کنید و به جایش درخت بومی نجیب مانند چنار بکارید.
صمغ درختی به نام پسته ماستیخ است که تازیان آن را مصطکی و ایرانیان رماس می نامند
ژد ( Žad ) زدی ( Zodi )
Pistacia lentiscus
پسته ماستیخ ( مصطکی )
تناب واژه پارسی از ستاک تنیدن است که بن آن تن است و پسوند ـاب ( که معنی این پسوند برای من روشن نیست ) . به هر روی نباید به ریخت نادرست طناب نوشاه ش ...
تناب واژه پارسی از ستاک تنیدن است که بن آن تن است و پسوند ـاب ( که معنی این پسوند برای من روشن نیست ) . به هر روی نباید به ریخت نادرست طناب نوشاه ش ...
گونه ای درخت که در ایران به نام جَگ و در هند به نام شیشَم شناخته می شود.
گونه ای درخت که در ایران به نام جَگ و در هند به نام شیشَم شناخته می شود.
توی همین عکس نوشته ۳۵۰ سال ۱۲۳۰ از کجا میاد؟
پیلو
در پارسی میانه: پشیچ
بلاش نامی رایج در میان ایرانیان بوده، ساسانیان و اشکانیان از این نام استفاده می کردند، هیچ ترکی در تاریخ از این نام استفاده نکرده و طبیعی است، چون ای ...
در پارسی میانه: آموژکار
در پارسی میانه: پتیوختک
در پارسی میانه: همیستاریدن
رقابت کردن
رقابت
رقیب
در پارسی میانه: همیستاری
در پارسی میانه: کسی که به دیگری تهمت می زند
به معنی تهمت هم آمده
در پارسی میانه: وَلَخش
در پارسی میانه: ویس
وارِن نام دیگر گیلان در زمان ساسانیان
در پارسی میانه: هوماک
در پارسی میانه: شنوسک در پارسی نو: شنوسه
در پارسی میانه: وندگری
نام این شهر در پارسی میانه: تَوَک
یک نام در پارسی میانه
بَرات یک واژه تازی است ولی بِرات یک نام پسرانه در زبان پارسی میانه بوده است.