پیشنهاد‌های آرش ایرانپور (١,٧٥٥)

بازدید
٢,٥٨٧
پیشنهاد
١

پیشاب و پیخال دو واژه پارسی هم آغاز جایگزین خوبی برای ادرار و مدفوع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گجسته نفریده هر دو برگرفته از پارسی میانه ولی با ریخت پارسی نو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام درست: بوئین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شتردوانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان پارسی جیم ساکن پیش از دال نمی آید، پس هژده درست است. این واژه در اصل هشت ده بوده ولی چون دو واج ت و دال پشت هم دشوار خوانده می شوند ت حذف ش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نام اصلی شهر قرچک چه بوده است؟ آیا قرچک شکل دگرگون شده نام اصلی است یا نام اصلی به کل چیز دیگری بوده است؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام اصلی این شهر چه بوده؟ نام های تازی همه جعلی هستند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

هیچ ارتباط محکمی میان قشقایی های ایران با ترکان واقعی یا مغول ها وجود ندارد. کشکایی ( قشقایی ) ها از کشکه رود خوارزم ( قشقه دریا ازبکستان ) که بخشی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایسترگ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آرتا ( نیک و پاک ) ویل ( شهر و آبادی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به احتمال زیاد نامش اسپهک بوده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنی بیمار شدن است در پارسی میانه به ریخت ویمارؽنیدن بوده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پژوهیدن به معنی تحقیق کردن است و پژوستن ستاک گذشته آن است. پژوهنده یعنی محقق پژوهش یعنی تحقیق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه ویزوستن بوده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تفاوت نیوشیدن و شنویدن: شنویدن و شنودن فقط به معنی شنیدن هستند ولی نیوشیدن یعنی گوش دادن و فرمان بردن نیوشا یعنی حرف گوش کن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مِچیدن به معنی پلک زدن است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گواهیدن به معنی گواهی دادن است این کارواژه در پارسی میانه به ریخت گوگاییدن بوده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گوبراک همان است که به غلط قبراق گفته می شود. گوبراسیدن یک کارواژه از پارسی میانه به معنای بیدار کردن است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این واژه به ظاهر ترکی از واژه پارسی میانه گوبراک گرفته شده گوبراسیدن در پارسی میانه به معنی بیدار کردن است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این کارواژه در پارسی میانه به ریخت گَرامیگؽنیدن بوده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این کارواژه در پارسی میانه به ریخت کُخشیدن بوده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فروغیدن به معنی روشنایی دادن است این کارواژه از فروکیهستن در پارسی میانه آمده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه به معنی پیش رفتن است ستاک گذشته آن هم می شود فرنفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرگنیدن در پارسی میانه به معنی متلاشی شدن است ستاک گذشته آن هم می شود فرگستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این کارواژه در پارسی میانه به ریخت شناپیتن بوده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه به معنی شرمسار شدن است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شادیدن مصدر جعلی نیست برگرفته از شادیهیستن در پارسی میانه است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ستاک گذشته ریسیدن می شود رِشتن نه ریشتن ریشتن ستاک گذشته ریشیدن است به معنی زخمی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه به معنی دروغ گفتن است که در پارسی نو شده دروغیدن ستاک گذشته آن هم دروختن است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پشنگیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پِشِنگه در گویش بانشی به معنای قطره های آب پاشیده شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

تهیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه به ریخت پسازیدن و پساختن بوده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

پرستیدن به معنی مراقبت کردن است ایرانیان به واقع آتش پرست بودند یعنی از آتش مراقبت می کردند. به کار بردن واژه پرستش به جای عبادت یک غلط مصطلح است. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ستاک کنون پروستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بُرزیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یاد کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک واژه آرامی به معنی پوست است، واژه جلد در زبان تازی هم ریشه در آن دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

احتمال بسیار دارد که کارواژه هزواریدن با کارواژه زواریدن مرتبط باشد که به معنی لاغر شدن است. چون در هزوارش از تعداد وات ها کاسته می شود و هر چه واژه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هزوارش گونه ای ساده سازی در نوشتار واژگان بیگانه بوده به طور مثال واژه آرامی Kalba به معنی سگ را KLB می نوشتند، البته با خط ویژه خود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ستاک کنون آراستن می شود آراییدن نه آریدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بخشیدن با بخشاییدن تفاوت دارد و ربطی به هم ندارند، پس نباید به جای هم استفاده شوند. بخشاییدن به معنی عفو کردن است در زبان تازی ستاک گذشته آن هم می ش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

تازه ترین کاوش های باستان شناسی انشان را شهرستان بیضا در استان پارس می دانند. منطقی نیست که انشان به عنوان دومین مرکز ئیلام کنار شوش باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نمی دانم چرا برخی ها همه چیز در ذهنشان واژگون می شود! واژه تازی فارِس به معنی سوارکار ریشه در واژه پارس خودمان دارد ولی این اندیشه غلط را نباید داشت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یونانی ها به ورکانه می کفتند هیرکانیا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این نام پسرانه است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

احتمال بسیار دارد که نامی ایرانی باشد، به دو دلیل: ۱ - در تاریخ هیچ غیرایرانی با این نام شناخته نشده است. ۲ - شاد از واژه های بنیادین پارسی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هیچ کدام از این معنای کهن واژه مم در زبان پارسی نیست، پژوهش بیشتری نیاز است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تفاوت واکاویدن و کاویدن در این است که کاویدن جستجو میان ناشناخته هاست ولی واکاویدن جستجو میان شناخته شده هاست، در واقع چیزی که واکاویده می شود پیشتر ...