پیشنهاد‌های غزال سرخ (١,٤٠٨)

بازدید
٧,١٨٤
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

به نقل از هزاره: قصدی نداشتن منظور بدی نداشتن غرض و مرضی نداشتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

به نقل از Wiktionary no mean feat ( plural no mean feats ) ( idiomatic ) A laudable triumph of great difficulty; no small feat به نقل از کمبریج: a g ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

به نقل از هزاره: کار بزرگ عمل برجسته شاهکار معجزه اعجاز

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

عضو گروه کارکنان

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤

به نقل از هزاره: 1. ( نظامی، در جمع ) مانور، رزمایش، نمایش رزمی؛ مشق 2. ( مجازی ) مانور، حرکت ماهرانه؛ تمهید، نقشه، تدبیر، شگرد، ترفند؛ حیله 3. ( نظا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

شهروند عادی مردم کوچه و بازار آدمِ کف کوچه و بازار فرد عادی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

به نقل از هزاره: ( مجازی ) به سراغ کسی رفتن به فکر کسی بودن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

به نقل از هزاره: ( مجازی ) به سراغ چیزی رفتن به فکر چیزی بودن

پیشنهاد
١

به نقل ازHiNative: to be vocal about something" means that you have to speak your thoughs about something. you have to say what your " . ideas are, ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

به نقل از Collins dictionary : under pressure and doing as much as is feasible مثال ها: . The system is very stretched . The deal will also help ...

پیشنهاد
٤

به نقل از هزاره: به هیچ وجه من الوجوه به هیچ طریقی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

به نقل از هزاره: یک بند یکریز یکسره بی وقفه لاینقطع پشت سر هم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

به نقل از هزاره: 1. ( عامیانه ) سرباز بودن، خدمت بودن 2. زندان بودن، تو هلفدونی بودن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

به نقل از هزاره: قانون را نادیده گرفتن استثنا قائل شدن از واقعیت فاصله گرفتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلیسای جامع سالزبری به نقل از ویکیپدیای فارسی: کلیسای جامع سالزبری ( به انگلیسی: Salisbury Cathedral، تلفظ: سالزْبــِری کَثیدرال ) در سده سیزدهم در ش ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

سالزبری

پیشنهاد
١

به نقل از: Macmillan used for saying that a situation is more complicated than it seems مثال: . I feel that there’ s something more to this than me ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

به نقل از هزاره: 1. تقریباً، کمابیش، بفهمی نفهمی 2. حدوداً، تقریباً، به تخمین

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

به نقل از هزاره: به معنای دقیق کلمه

پیشنهاد
١

به نقل از wordreference: try to go beyond the confines/boundaries/edge of what is possible مثال: Working at the elite level in motorsport, we push at ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤

تکرارنشدنی منحصر به فرد [در متون ادبی] عدیم النظیر بی همتا بی مثال بی مانند به نقل از هزاره: استثنا ( چیزِ ) استثنایی، ( چیزِ ) اتفاقی،

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

به نقل از Wiktionary : . piece of work ( plural pieces of work ) A product or manufactured article, especially an item of art or craft اثر هنری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

به نقل از مک میلان دیکشنری: to be wanted by a lot of people مثال: . Our software is in demand all over the world به نقل از هزاره: خواهان داشتن، خری ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

خواهان خریدار طالب

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

به نقل از هزاره: [پیراهن] یقه بلند

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

به نقل از هزاره: بلندنظری مناعت طبع بزرگ منشی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

بلندنظرانه بزرگ منشانه به نقل از هزاره: با بلندنظری با مناعت با بزرگ منشی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

به نقل از هزاره: بلندنظر با مناعت طبع بزرگ منش با روحِ بزرگ معتقد به اصول اخلاقی [آرزو و غیره] عالی، متعالی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

به نقل از هزاره: عصبی تندمزاج حساس

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

به نقل از www. macmillandictionary. com . to do the difficult work, or to deal with the pressure, so that someone else does not have to مثال: . H ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

به نقل از هزاره: 1. ( نظامی، در جمع ) مانور، رزمایش، نمایش رزمی؛ مشق 2. ( مجازی ) مانور، حرکت ماهرانه؛ تمهید، نقشه، تدبیر، شگرد، ترفند؛ حیله 3. ( نظا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

به نقل از هزاره: 1. [وضعیت بیمار، وضع اجتماعی] بحرانی، حساس وخیم، خطرناک سخت، حاد 2. [نوشته، تحلیل، نسخه] انتقادی 3. [شخص، نگاه] نکته سنج، نقاد، خرده ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢

به نقل از هزاره: 1. زمین موات 2. فاصله ی بین دو لشکر متخاصم 3. منطقه ی بی طرف 4. ( مجازی ) گم آباد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

وصف الحالی حدیث نفسی خودزندگینامه ای

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

به نقل از هزاره: 1. نبردن، گذاشتن، باقی گذاشتن 2. ول کردن، ترک کردن، پشت سر گذاشتن 3. جا گذاشتن 4. جلو افتادن از، عقب گذاشتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤

به نقل از هزاره: از جمله من جمله با که شاملِ . . . هم می شود شاملِ

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

به نقل از هزاره: مته ی بادی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

به نقل از هزاره: 1. امکان؛ احتمال؛ امر محتمل، امکان محتمل؛ امکان بالقوه 2. پیشامد، اتفاق

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

به نقل از هزاره: 1. دست نخورده، سالم؛ تازه؛ بکر 2. قدیمی، اولیه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

به نقل از هزاره: اسم: مستطیل صفت: مستطیلی شکل، مستطیل، مستطیلی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

به نقل از هزاره: با. . . بد شدن ( کسی ) از . . . بدش آمدن با . . . چپ افتادن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

به نقل از هزاره: 1. [لبخند، رفتار] گرم، صمیمانه، محبت آمیز، دوستانه 2. [ساختمان، اتاق] مطبوع، دلپذیر، دلچسب، باروح

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤

به نقل از هزاره: خودجوشی خودانگیختگی خودزایی صرافتِ طبع

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

به نقل از هزاره: [فکر، ایده] به صورتِ . . . درآوردن به. . . تبدیل کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

به نقل از هزاره: آرامش؛ سکوت؛ صفا؛ [آسمان] صافی، صاف بودن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

A phrase that means at the required size to solve the problem. At scale typically refers to handling larger volumes

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

به نقل از هزاره: [تجربه] عملی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

پتینه کاری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

به نقل از هزاره: 1. زنگار 2. پوشش، لایه 3. ( روی چوب کهنه ) برق

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

به نقل از هزاره: 1. با وقاحت، با بی شرمی، بی پروا، بدون پروا، وقیحانه 2. بی دغدغه، راحت، بدون خجالت