تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥

Synonym => conquer ; defeat

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٧

open - ended : allowing for free response and discussion تشریحی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٠

several different sorts of the same thing

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

sth ( something ) that is difficult to understand or explain e. g. ( for example ) : it's one of the great unsolved mysteries in this century این یک ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

stuff; a thing esp one of a group of things example: she left articles of clothing all around the living room

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

تمرد یا سرکشی نکردن . فرنبرداری یا اطاعت کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

متضاد disobey

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٨٢

اذعان کردن و معترف شدن به چیزی مثال : باید اعتراف کنم که حق با تو هستش I must admit that you are right

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٦

because of

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٧

slightly

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٩

a situation in which you must have or do sth i'm really in need of money

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٧

شش ; ریه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠٤

( دیگه وقتشه ) اگر در جمله فاعل باشد فعل پس از عبارت حتما باید ماضی باشد ولی اگر بجای آن to بیاید و فاعلی در جمله نباشد باید فعل مضارع شود : it's a ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

در حال رشد و توسعه ی اقتصادی ( درباره ی کشورهای فقیر و ضعیف معمولا بکار میرود )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

trust or strong belief sb or sth

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

finished

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

realized

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

know sth

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

make a decision; decide e. g. i can't make up my mind whether to go or not

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

تا حدودی - تا اندازه ای i agree with you to a certain degree

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨٣

پیچ خوردگی مفصلی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٣

Impress

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٧

To be like sb/sth

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣١

Sb who works and majors in how people's minds work

پیشنهاد
٢٥

Impress

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

What is funny and makes people laugh

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

ترس و وحشت - هراس

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

Feeling as if everything is turning around and that you might fall

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧١

رنج کشید یا برد ☆ ED نشانه ی گذشته است نه صفت !

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٦

A medical condition in which a person is so unhappy that they cannot live a normal life

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢٦

مسائل_چیزهای_ مشابه. . . . . و غیره . . . وامثالهم I like reading and stuff

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧١

بهانه آوردن He made up an excuse